يك شاعر و روزنامهنگار تصريح كرد: هر کسی از نگاه و احساس خود به شعر نگاه و تعریفی ارایه میکند اما من معتقدم که شعر گل یا گلولهای است که انسان را از حالت عادی خارج و احساس خوب یا بدی را در او ایجاد می کند.
به گزارش خوزنیوز، حبيبالله بهرامي در گفتوگو با ایسنا، بيان كرد: همان طور که هر گلی رنگ و بویی دارد و هر خار و خنجر و گلولهای نیز تاثیری، شعر من هم جدای از شعرهای دیگران نیست. بیشتر وقتها گل میشود و گاهی نیز خار. هنگامی هم که گلوله میشود به سمت سینههای دشمنان انقلاب و نظام اسلامی شلیک میشود.
بهرامی خاطرنشان كرد: انجمنها طبق روال سابق کارشان را دارند انجام میدهند. از انجمن خروش کارون بگیر تا انجمن شیدا و حوزه هنری و انجمن ادبی فرهنگ و ارشاد اسلامی. مشکل خاصی هم ندارند به جز انجمن ارشاد که همگی به خاطر مسایلی استعفا دادند. در این اوضاع و احوال یکی دو نفر متشاعر که بیشتر به درد تبلیغ لباسهای مارکدار میخورند تا کار ادبی، میخواهند از آبی که از حرکت ایستاده، ماهی منفعت بگیرند که باید به آنها گفت زهی خیال باطل!
اين شاعر توضيح داد: معتقدم اعضاي انجمن شعر باید با مسؤولان فرهنگ و ارشاد اسلامی بنشینند و حرفهای خود را بزنند و مسایل خود را حل کنند. شعر استان ما با دیگر استانها و حتي تهران بزرگ از لحاظ کیفی و کمی تفاوت چندانی ندارد.
وي ادامه داد: از هر یک صد شعری که میشنوم یا میخوانم، شاید چهار یا پنج شعر مرا تحت تاثیر قرار میدهد. نه این که از این تعداد سر درمیآورم یا این که آن تعداد را نمیفهمم. این گونه نیست. به نظر من شاعران امروزی ما یا زیاد به خود سخت نمیگیرند و هر آن چه به ذهنشان آمد روی کاغذ میآورند یا اين که آن قدر واژهچینی میکنند که غذاهای بیعطر و طعم و بیروحی به اسم شعر میسازند و میخواهند به خورد خواننده دهند.
او يادآورشد: اگر هم سیاه مشقهای شعر مانند شاعران امروزي مورد توجه قرار نگیرد هزار دلیل میآورند تا ثابت کنند که شعر آنها مشکل ندارد و این شنوندهها و خوانندهها هستند که مشکل دارند و از شعرشان سر در نمیآورند. وضعیت شعر در کل کشور همین گونه است که گفتم.
بهرامي گفت: با مطالعه کتابهای شعر 30 سال گذشته به این نتیجه رسیدهام که شعر امروز ما به جای پیشرفت، پسرفت داشته و رو به عقب رفته است و شعر دهههای 60 و 70 و 80 اصلا قابل مقایسه با دهههای 40 و 50 نیست چراکه چیز تازه و قابل دفاعی که بتوان روی آن انگشت گذاشت و یا شاعر برجستهای در کل کشور که بتوان بیرق او را علم کرد وجود ندارد و اگر هم بخواهیم به چند نفری اشاره کنیم، میبینیم که اینان متعلق به دهههای 40 و 50 هستند.
وي اظهار داشت: نه تنها در استان که در کل کشور نقد شعر به آن صورتی که باید باشد وجود ندارد. بیشتر نقدها یا به خاطر دوستیها نان به شاعر قرض دادن است یا از دشمنیها ریشه گرفته میشود و به خدشهدار کردن شخصیت شاعر میپردازد. مابقی نقدها هم که در حقیقت نگاهی سطحی است به شعری که در مجامع ادبی خوانده یا مجموعه شعری که توسط کسی به اصطلاح نقد میشود.
اين شاعر افزود: توصیه میکنم که نوجوانان و جوانان شاعر و نویسنده قبل از هر چیز مطالعه کنند. تنها به کتابهای ادبی بسنده نکنند. روزی هشت ساعت مطالعه کنند. تا دو سال چیزی در نشریهها چاپ نکنند اما بنویسند و نزد خود نگه دارند و هر چند مدت به سراغشان بروند و نگاهی دوباره به آثارشان بیندازند. در انجمنهای شعر شرکت کنند و نظرهای دیگران را بشنوند و در صورتی که تشخیص دادند درست میگویند از این نظرها استفاده کنند. به نظرها و نقدهای دیگران به ویژه پیشکسوتان احترام بگذارند و سعی نکنند "من" باشند و مرتب منم منم نکنند. حتي اگر نظرهای آنان اشتباه باشد موضعگیری نکنند و خط و نشان نکشند. حتي در دلشان کینه کسی را نگیرند.
بهرامي اضافه كرد: همچنین باند و گروه در مجامع ادبی تشکیل ندهند و از دیگرانی که منتقد بودهاند انتقامگیری نکنند که متاسفانه این آفت در انجمنهای ما نمایان است. از همه مهمتر رو راست باشند و صادق و به دیگران احترام بگذارند و قدر خود را هم بدانند.