فردی
میگفت: منافقین هدف اصلی شان از ترورهای دهه ۶۰ کشتن شخصیتها نبود، بلکه
هدف اصلی آنان ایجاد فاصله بین محدوده زندگی مسئولین با توده مردم بوده!
چند روز قبل خبری درخصوص ادعای جریان انحرافی مبنی بر نزدیکی ظهور صغرای امام عصر (جان عالم فدای ایشان باد) (اینجا) در برخی سایتها منتشر شد که البته پس از مدتی دفتر رییس جمهور با انتشار تکذیبیه ای این خبر را رد کرد (اینجا) . در این بین برخی از روحانیون بزرگوار نظیر حجت الاسلام سعیدی(اینجا)، حجت الاسلام رهبر(اینجا) و حجت الاسلام جمشیدی(اینجا) در
خصوص بی مبنا بودن و واهی بودن اصل موضوع “ظهور صغری” موضع گیری کردند و
بعضا طرح این مسئله را یک «مغالطه» و بدلیل «فاصله گرفته از اسلام فقاهتی»
دانسته و معتقد بودند «باید به پیشانی کسانی که مدعی حضور در دوران ظهور
صغری هستند مهر دروغگویی زد» +
فارغ از تایید یا رد این خبر و یا اطلاعیه دفتر رئیس جمهور، ذکر دو نکته ضروری بنظر می رسد:
نکته اول، درخصوص اصل ظهور صغری مباحثی از قدیم مطرح بوده که قابل تامل است، برخی معتقدند «ما در ظهور صغری امام زمان(عج) قرار داریم همانطور که برای حضرت مهدی علیه السلام یک غیبت صغری و یک غیبت کبرا است یعنی درست مانند آفتاب وقتی می خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان می شود ولی هوا نیمه روشن است و کم کم این روشنایی برچیده می شود و تاریک می شود برای ظهورش هم یک ظهور کبرا و یک ظهور صغرا است مانند موقعی که آفتاب می خواهد طلوع کند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه روشن است و بعد خورشید دیده میشود مرحله غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور کبرا دارد در ظهور صغری توجه مردم به امام زمان علیه السلام زیاد می شود و همه جا صحبت از امام زمان علیه السلام است و جلسات امام زمان علیه اسلام پرشور می شود و بحث های امام زمان علیه السلام همه جا را می گیرد وضع طوری می شود که مردم تشنه می شود و آماده می شوند ما تصور می کنیم که در این عصر و زمان ما ان شاءالله در بین الطلوعین ظهور حضرت مهدی علیه السلام قرار داریم» (باتوجه به پیدانکردن سند این جملات از درج نام گوینده معذورم، لذا میتوانید با جستجو در گوگل به نتایجی در مورد گوینده دست پیدا کنید لکن بدون درنظر گرفتن گوینده در اصل موضوع باید تامل نمود!) .
همچنین حجت الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران و نویسنده معاصر که اتفاقا از افشاگران و منتقدین جدی علیه جریان انحرافی هم هست در مقاله ای درخصوص ظهور صغری اینگونه آورده اند «خداوند دوره غیبت صغری را قرار داد تا مردم آماده ورود به دوره غیبت کبری شوند ، به یقین با همان استدلال دوره ظهور صغری ایی نیز برای آماده شدن مردم جهت درک دوره ظهور کبری لازم است . دوره ای قبل از دوره ظهور اصلی نیاز است تا مردم ولایت پذیری را در آن تمرین کنند و با آمادگی وارد دوره ظهور کبری شوند» (اینجا) نکته: بنده شخصا موارد فوق الذکر را از حاج اقای رسایی سوال کردم و ایشان دوباره همین موارد را تکرار کردند.
پایگاه اینترنتی ایکس-شبهه در پاسخ به یکی از کاربران خود که باطرح سوال «ظهور خفی یا ظهور صغری چیست؟» خواستار توضیحاتی در این زمینه شده بود آورده است: +
«برای شناخت بیشتر از مقولهی «ظهور خفی»، لازم است ابتدا دانش و بینشی واقعی و به دور از خرافههای سنتی و مدرن نسبت به ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف داشته باشیم.
ظهور، در مقابل «غیبت» قرار دارد و غیبت آن حضرت (عج) نیز غیبت وجودشان نیست. چرا که ایشان در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمدند و هستند و هم چون سایر ائمه (ع) در زمان حیاتشان به امور امامت و ولایت و رسیدگی به حال مردمان و به ویژه شیعیانشان هستند. بلکه «ظهور» امری کاملاً سیاسی و مربوط به حکومت الهی و جهانی ایشان میباشد.
اما، این ظهور حادثهای مانند زلزله یا رعد و برق نیست که به ناگاه اتفاق بیافتد. بلکه یک جریان است که هر لحظه به نقطهی اوج خود که به آن «ظهور» میگوییم نزدیکتر میشود. لذا هر لحظه و هر گام، لحظه و گامی از ظهور است.
دقت شود که از انحرافات تحمیل شده بر مسلمین، فقط تجزیه کشورها و یا امتهایشان نیست، بلکه اعتقادات را نیز تجزیه کردهاند تا کسی نتواند درست فکر کند و راهی را برای رسیدن به یک هدف درست بپیماید. به ما القا کردهاند که حوادثی چون: مرگ، قیامت یا ظهور، اتفاقات جداگانه و بیارتباط با مایی هستند که زمانی حادث خواهند شد، در حالی که هر کدام از آنها یک زنجیره و کلاً زنجیره حیات و تحقق اهداف الهی در آفرینش را تشکیل میدهند. هر لحظهای که میگذرد، مرحلهای از مرگ صورت میپذیرد، چنان چه یک سال، یا یک دقیقه یا یک لحظهی پیش ما مرده است و این حرکت زمانی به قدم و لحظهی آخر خود میرسد. قیامت نیز همینطور است. و ظهور نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر گامی، هر لحظهای، هر حادثهای، حلقهای از حلقههای «ظهور» است و زمانی به حلقهی آخر یا گام آخر که قیام علنی ایشان از کعبه است میرسیم.
لذا، «ظهور خفی» همین گامهای نزدیک به ظهور است. ظهور خفی، همین بیداری ملت مسلمان و به ویژه شیعیان ایران، انقلاب و استقرار نظام سیاسی و حکومتی اسلامی در این کشور، پذیرش و حمایت از ولایت و رهبری فقه و فقیه توسط مردم، بیداری ملتهای مسلمان جهان و قیام آنها بر علیه حکام جور و اسلامخواهی، بیداری سایر ملل جهان و اعتراض به دستگاهها و سیستمهای حکومتی کفر و ظلم و … میباشد. ظهور خفی همین تقویت فرهنگ مجاهدت و شهادتطلبی مسلمانان جهان است. ظهور خفی بیرون افتادن چهرهی شیطانی کفر از پشت نقابهای رنگارنگ به نام «علم، تکنولوژی، ایسم، انساندوستی، حقوق بشر، دمکراسی و …» میباشد.»
نکته ۲- نگارنده این سطور مدتهاست نسبت به اظهارت لیدر جریان انحرافی نگاه نقادانه داشته و اکثریت آن را انحرافی و بسیار مرموزمی داند. اما مسئله ای که موضوع اصلی این وجیزه میباشد در واقع نوع واکنش برخی دوستان انقلاب به اینگونه اخبار و تحرکات جریانات است. وقتی چند عالم دینی مشهور در خصوص بحث ظهور صغری از سالها پیش اظهار نظر کرده اند و بعضا انقلاب اسلامی را نقطه آغاز ظهور صغری دانسته اند چرا برخی دیگر اینگونه نسبت به ان موضع انفعالی می گیرند و آن را “مغالطه” می خوانند؟! آیا اگر شخصی بجز لیدر جریان انحرافی-که در انحرافی بودن عقاید وی هیچ شکی نیست- این مسائل را مطرح میکرد-که کرده اند!- بازهم اینگونه موضعگیری شتابزده میکردیم؟ آیا این بازی کردن در میدان دشمن نیست؟ آیا اگر این شخص یکی از اصول دین را مطرح کند باید آن را انکار کرد؟ آیا نباید گمان کرد که این خود یکی از حربه های جریان انحرافی برای خدشه وارد کردن در باورهای دینی جامعه باشد؟!
***
پاورقی: کیهان فرهنگی/مهر ۱۳۸۶/ شماره ۲۵۲ از اینجا ببینید
تحلیل جالبی بود
عجب! جدیدا آیت الله یزدی هم در این خصوص هشدار داده اند