به گزارش مشرق، همراه
با شهيد علی چيت سازان فرمانده اطلاعات وعملیات لشکر32انصارالحسین(ع)(يگان
بچه هاي همدان) با يك ماشين تويوتا داشتيم از منطقه به طرف شهر بر مي
گشتيم. زمستان بود و هوا سرد و استخوان سوز. در بين راه يك مرد كرد با زن و
بچه اش را ديديم كه كنار جاده ايستاده بود. علي ايستاد و پرسيد: كجا
ميرين؟ مرد گفت: كرمانشاه. علي گفت: رانندگي بلدي،مرد كرد گفت: بله بلدم.
(هم من تعجب كرده بودم هم آنها) علي به خاطر اينكه او به همراه زن و بچه اش
راحت باشند از او خواست پشت فرمان بنشيند و به من گفت: سعيد! بپربريم عقب
ماشين. باد و سرما به حدي آزار دهنده بود كه هر دو مچاله شده بوديم. عصباني
شدم و گفتم: مگه تو اين آدمو مي شناسي كه بهش اعتماد كردي؟ گفت: بله،
اينها دو سه تا از اون كوخ نشيناني هستند كه امام فرموده به تمام كاخ نشين
ها شرف دارند...