تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۸
کد خبر: ۳۳۹۹۸۱
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره
یک موسیقیدان تشریح کرد

کالبد شکافی ساختار موسیقی ایران؛ از فقر سازهای ارکسترال تا انحصار مالی کنسرت‌ها در خوزستان

یک موسیقیدان و تئوریسین موسیقی خوزستان با اشاره به کالبد شکافی ساختار موسیقی ایران، از فقر سازهای ارکسترال تا انحصار مالی کنسرت‌ها در خوزستان، گفت: چرخه اقتصاد و آموزش موسیقی کشور نیازمند جراحی مدیریتی است.

  یک موسیقی‎دان و تئوریسین موسیقی خوزستان با اشاره به کالبد شکافی ساختار موسیقی ایران، از فقر سازهای ارکسترال تا انحصار مالی کنسرت‌ها در خوزستان، گفت: چرخه اقتصاد و آموزش موسیقی کشور نیازمند جراحی مدیریتی است.

شهرام شمسائی  در پاسخ به این سوال که وضعیت فعلی موسیقی کشور و به ویژه استان خوزستان را در سه‌ گانه «عرضه و دسترسی»، «نظام آموزشی» و «اقتصاد اجراهای صحنه‌ای» چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اظهارکرد: موسیقی در جامعه صرفاً یک سرگرمی فصلی یا کالای تجاری زود گذر نیست، بلکه شاکله هویت ملی، سلامت روان جامعه و سفیر فرهنگی یک تمدن است. وقتی به ساختار اجرایی، آموزشی و اقتصادی موسیقی در کشور نگاه می‌کنیم متأسفانه شاهد چرخه‌ای معیوب و پایتخت‌ زده هستیم.

او بیان کرد: استان پهناور و زرخیز خوزستان آیینه تمام‌ نمای همین ساختار در سطح ملی است؛ اگر خوزستان را به عنوان یک الگوی عینی موشکافی کنیم گره‌های کور موسیقی کشور در سه محور اساسی آشکار می‌شود که شامل ویترین‌های نامتوازن و بایکوت سازهای ارکسترال در استان‌ها است. اگر امروز در اهواز به عنوان قطب فرهنگی جنوب دست فرزند خود را بگیرید و به مراکز عمده خریدساز ( مانند پاساژ قیصریه صدف ) و ...  سر بزنید یا در اکثر مراکز استان‌های کشور قدم بگذارید با پدیده‌ای نگران‌ کننده مواجه می‌شوید؛ ویترین‌ها تقریباً در انحصار سازهای پر فروش تجاری ( گیتار، پیانو دیجیتال، ویلن، هنگ‌ درام، تار، سه‌ تار، سنتور، تمبک و دف ) درآمده‌اند و سازهای کلاسیک و ارکسترال( نظیر بادی-چوبی‌ها، بادی-برنجی‌ها و زهی‌های بم و ...  ) کاملاً از میدان دید عمومی حذف شده‌اند.

این موسیقی‌دان و تئوریسین موسیقی خوزستان ادامه داد: کودک و نوجوانی که اصلاً یک ساز ارکسترال را در شهر خود از نزدیک لمس نکرده و در ویترین ندیده چگونه می‌تواند کشف استعداد شود و به آن علاقه‌مند گردد؟ نقد کارشناسی من نیز به نهاد حاکمیتی و سیاست‌ گذار( از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر موسیقی در سطح کلان تا ادارات کل استان‌ها ) این است چرا تاکنون هیچ تعامل ساختارمندی میان متولیان فرهنگ و اتاق‌های اصناف و اتحادیه‌های صنف فروشندگان‌ساز شکل نگرفته است؟ چرا بسته تشویقی، تسهیلاتی یا سیاست هدایتگری تعریف نشده تا فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی مکلف یا ترغیب شوند که بخشی از فضای دیداری خود را به سازهای ارکسترال اختصاص دهند؟ ویترین عرضه‌ساز در کشور نباید صرفاً یک گیشه تجاری زود بازده باشد، بلکه نخستین پایگاه دیداری و پرورشی ذائقه شنیداری نسل جدید به شمار می‌رود.

او با اشاره به دومین محور در گره کور موسیقی کشور، گفت: فقر ساختاری در نظام آموزش، توقف در مبانی و فقر مهارتی در «دشیفراژ» دومین محور است؛ وقتی از کمبود ساز عبور می‌کنیم وارد آموزشگاه‌های آزاد موسیقی در استان‌ها می‌شویم. در خوزستان و بسیاری از استان‌های کشور آموزشگاه‌هایی با بیش از یک یا دو دهه سابقه فعالیت داریم اما برآیند کیفی آن‌ها کجاست؟

عدم برگزاری دوره‌های توانمندسازی و ضمن‌خدمت

شمسائی با اشاره به عدم برگزاری دوره‌های توانمندسازی و ضمن‌خدمت، عنوان کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارات کل استانی به عنوان نهاد ناظر تاکنون چه برنامه منسجم کوتاه‌مدت، میان‌ مدت یا دراز مدتی برای به‌ روزرسانی دانش مدرسان و برگزاری دوره‌ های ضمن‌خدمت استاندارد داشته‌اند؟

سقف کوتاه آموزشی و مهاجرت اجباری نخبگان

او بیان کرد: چرخه آموزش در استان‌ها عمدتاً پس از انتقال مفاهیم اولیه و تئوری عمومی متوقف می‌شود. در این نقطه هنرجوی مستعد خوزستانی یا شهرستانی به دلیل عدم غنای فنی کلاس‌ ها ناچار است با تقبل هزینه‌ های سنگین مادی و خطرات جاده‌ای برای تحصیل به دانشگاه‌ ها یا هنرستان‌ های پایتخت مهاجرت کند. این مصداق بارز بی‌ عدالتی آموزشی در گستره ملی است.

این موسیقیدان درباره ضعف مهارتی در «دشیفراژ » و ناممکن شدن ارکسترهای ملی نیز گفت: برای جامعه و علاقه‌مندان به زبان ساده بگویم که «دشیفراژ» یعنی یک نوازنده بتواند به محض دیدن یک برگه نت (پارتیتور) آن را مانند رو خوانی سلیس یک متن در همان لحظه و بدون خطا روی سازش پیاده کند. متأسفانه متدهای سنتی و حفظ‌ محور در کشور باعث شده اکثریت نوازندگان استانی در این مهارت مهم ارکسترال ضعف اساسی داشته باشند. نتیجه چه می‌ شود؟ وقتی من یا هر آهنگساز دیگری پارتیتور یک اثر فاخر سمفونیک یا ارکسترال را می‌نویسیم امکان اجرای همزمان، دشیفراژ و صدابرداری حرفه‌ای در استودیوهای استان و عرضه در اشل ملی عملاً از دست می‌رود چون زنجیره آموزش نوازنده ارکسترال از پایه معیوب چیده شده است.

او ادامه داد: گلایه دلسوزانه بنده به عنوان هنرمندی  که سال‌ها عمر خود را در حوزه آهنگسازی، عضویت در کانون مدرسان و نوازندگان کلاسیک خانه موسیقی ایران و مشاوره در صداوسیما صرف کرده‌ام این است که چرا مدیران کل استانی و متولیان امر از ظرفیت تئوریسین‌ها، نخبگان و صاحبان ایده برای تدوین «سند تحول موسیقی استان و کشور » بهره‌ای نمی‌برند؟

لزوم پایان انحصارگرایی پایتخت و تضییع حقوق استان‌ها

شمسائی با اشاره به سومین محور یعنی آسیب‌ شناسی اقتصاد کنسرت‌ها و لزوم پایان انحصارگرایی پایتخت و تضییع حقوق استان‌ها، افزود: مهم‌ترین چالش روز که حقوق مادی و معنوی مردم در سراسر کشور را نشانه رفته شیوه مدیریت اجرا های صحنه‌ای(کنسرت‌ها) است؛ طبق مواد ۱۰ و ۲۱۹ قانون مدنی ( اصل آزادی اراده‌ها و اصل لزوم و نسبی بودن قراردادها ) انعقاد قراردادها آزاد است اما آزادی قراردادی نباید زمینه‌ساز انحصار، واسطه‌گری نامتعارف و خروج سرمایه استان‌ها شود.

ورود اشخاص متفرقه و نقض ضوابط رسمی

این موسیقی‌دان و تئوریسین موسیقی خوزستان خاطرنشان کرد: مطابق مصوبات رسمی دفتر موسیقی وزارت ارشاد برگزاری کنسرت منحصراً بر عهده مؤسسات و شرکت‌های فرهنگی-هنری دارای پروانه معتبر است. متأسفانه رویه‌ای شکل گرفته که برخی اشخاص حقیقی و واسطه‌ ها بدون سمت رسمی، وکالت‌نامه یا سربرگ شرکت‌های بومی مستقیماً به مدیران برنامه‌ های خوانندگان در تهران مراجعه و قرارداد می‌بندند؛ وضعیتی که مسئولیت‌ پذیری حقوقی را در صورت بروز بحران کاملاً از بین می‌برد.

انحصار در سامانه‌های بلیت‌ فروشی پایتخت و مسدودسازی منابع مالی استان‌ها

او عنوان کرد: مدیران برنامه‌ها معمولاً شرکت‌‍‌های استانی را مجبور می‌کنند که بلیت‌ فروشی را صرفاً بر روی درگاه‌های خاص مستقر در تهران فعال کنند. فاجعه زمانی رخ می‌دهد که به دلیل شرایط غیرمترقبه و فورس ماژور یا لغو کنسرت چند میلیارد تومان پول متعلق به مردم یک استان در درگاه‌های پایتخت بلوکه می‌شود! مؤسسه برگزارکننده بومی که رودرروی مردم و نهادهای محلی پاسخگوست هیچ دسترسی مستقیمی به مبالغ ندارد و برای استرداد پول شهروندان خود باید گرفتار پروسه‌های طاقت‌ فرسا یا دعاوی پیچیده حقوقی در محاکم شود.

راهکارهای سه‌گانه و ملی برای اصلاح امور

شمسائی با اشاره به قرارداد با «ثمن معین»، خاطرنشان کرد: توصیه اکید به مدیران برنامه‌ها در تهران و مؤسسات استانی در سراسر کشور این است که مبنای قراردادها ارقام شفاف و معین( Lump Sum ) باشد و از فرمول‌های درصدی نامتعارف و ابهام‌ آفرین و دخل و تصرف غیر قانونی در درآمد حاصله از فروش بلیت‌های کنسرتی که توسط تماشاچیان استان‌ها خریداری شده و در درگاه اینترنتی سایت‌های فروش بلیت پایتخت می‌نشیند قاطعا جلوگیری شود.  

او همچنین درباره حق انحصاری شرکت استانی در تعیین بلیت‌ فروشی، گفت: شرکتی که مجوز می‌گیرد و تعهد انتظامی، امنیتی و مالی سالن را امضا می‌کند باید طبق قانون مختار در انتخاب سامانه بلیت‌ فروشی رسمی باشد.  

این موسیقی‌دان و تئوریسین موسیقی خوزستان با اشاره به صیانت از چرخه پولی استان‌ها نیز عنوان کرد: وجوه حاصل از بلیت‌ فروشی باید تا زمان برگزاری نهایی کنسرت در حساب‌های امانی مشخص و در بانک‌های عامل درون همان استان متمرکز بماند تا در صورت لغو برنامه حقوق مالی مردم بدون فوت وقت عودت داده شود.

پیامی به متولیان ارشد فرهنگی و نظارتی کشور

شمسائی در پایان با توجه به ضرورت ساماندهی فوری این نابسامانی‌ها گفت: صمیمانه از آقای دکتر سید عباس صالحی وزیر محترم و دغدغه‌ مند فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای فرهنگ مدیرکل محترم مرکز حراست وزارت متبوع، آقای دکتر سید موسی حسینی کاشانی مدیرکل محترم بازرسی و مدیریت عملکرد و سایر نهادهای نظارتی حاکمیتی استدعا دارم، دستور بدهند طی نشستی تخصصی و کارشناسی با حضور اینجانب راهکارهای حقوقی و طرح مدون تدوین‌ شده در خصوص اصلاح چرخه آموزش، توسعه ارکسترهای بومی و ساماندهی اقتصاد کنسرت‌ها بررسی شود تا با همکاری نخبگان دلسوز، اصلاح رویه‌ها محقق و این خلاءهای ساختاری برای همیشه برطرف شود.

مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار