دانشمندان در مطالعهای نوآورانه به تحلیل همهجانبه موانعی پرداختهاند که سطح فعالیت بدنی را در بیماران کلیوی نیازمند به درمانهای دورهای تصفیه خون کاهش داده و مانع ورزش کردن آنها میگردند.
بیماریهای مزمن امروزه به عنوان یکی از چالشهای بسیار بزرگ و نگرانکننده در حوزه بهداشت جهانی به شمار میروند و زندگی میلیونها انسان را در سراسر دنیا تحت تأثیر خود قرار دادهاند. در این میان، بیماری مزمن کلیوی که به صورت یک اختلال ساختاری و عملکردی مداوم در کارکرد کلیهها تعریف میشود، سهم قابل توجهی از این بار درمانی را به خود اختصاص داده است. افراد مبتلا به مراحل پیشرفته این بیماری، اغلب نیازمند استفاده از روشهای درمانی جایگزین نظیر همودیالیز یا همان تصفیه مصنوعی خون هستند تا مواد زائد از بدنشان خارج شود. فرآیند تکرارشونده درمان و ماهیت تحلیلبرنده این بیماری سبب میشود تا مبتلایان معمولاً به سمت یک سبک زندگی کاملاً بیتحرک و ساکن سوق پیدا کنند؛ وضعیتی نامطلوب که زمینهساز بروز تحلیل و ضعف عضلانی، اختلالات اسکلتی، مشکلات قلبی و تنفسی و در نهایت افت محسوس کیفیت زندگی آنان میشود.
ورزش و فعالیت بدنی منظم به عنوان یک راهکار بسیار کمهزینه، ایمن و کلیدی در مدیریت جامع بیماریهای مزمن کلیوی شناخته میشود. انجام تمرینات بدنی هوازی و قدرتی مناسب نه تنها موجب بهبود عملکرد جسمانی، افزایش استقامت عضلانی، کاهش خطرات قلبی و عروقی و پیشگیری از دیابت میشود، بلکه به افزایش اثربخشی فرآیند دیالیز و طول عمر بیماران نیز کمک شایانی میکند. از سوی دیگر، ورزش نقش درمانی چشمگیری در ارتقای سلامت روان بیماران ایفا کرده و باعث کاهش نشانههای اضطراب و افسردگی، خروج از انزوای خانگی، افزایش اعتمادبهنفس و بهبود تعاملات اجتماعی میگردد. با وجود فواید بیشمار و توصیههای فراوان مبنی بر انجام حداقل تمرینات سبک ورزشی در طول هفته، بخش عمدهای از بیماران دیالیزی همچنان از انجام هرگونه فعالیت بدنی خودداری میکنند که این امر ضرورت انجام پژوهشهای علمی پیرامون چرایی این مسئله را دوچندان میسازد.
در همین راستا، اسدالله پیرایش، محقق مدیریت و برنامهریزی ورزشی در دانشکده علوم ورزشی دانشگاه شهید چمران اهواز، به همراه دو تن از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی جامع را با هدف واکاوی و شناسایی دلایل عدم مشارکت بیماران دیالیزی در برنامهها و فعالیتهای ورزشی به انجام رساندند تا با نگاهی علمی و موشکافانه، ریشههای بازدارنده این معضل را کشف و برای رفع آن راهکارهایی عملی ارائه دهند.
در این پژوهش، محققان ابتدا از طریق انجام مصاحبههای عمیق و تخصصی با ۱۸ نفر از صاحبنظران و خبرگان این حوزه، تجربیات و دیدگاههای آنها را ثبت کردند. سپس در بخش دیگر، ۳۳۵ نفر از بیماران دیالیزی منطقه را انتخاب نموده و دادههای لازم را از طریق پرسشنامهای استاندارد از این افراد جمعآوری نمودند. این دادهها درنهایت با استفاده از آزمونهای آماری تجزیهوتحلیل شدند.
یافتههای حاصل از این پژوهش نشان دادند که موانع مشارکت ورزشی بیماران در ۱۰ محور اصلی و ۲۰ شاخه فرعی دستهبندی میشوند. این عوامل شامل موانع فردی، موانع بینفردی، کمبود زمان، نگرشهای منفی، موانع اقتصادی و حمایتی، عوامل محیطی، کمبودهای آموزشی و پژوهشی، مسائل خودشکوفایی و رفتاری، موانع مدیریتی و برنامهریزی و در نهایت مسائل فرهنگی بودند.
نتایج این تحقیق بیانگر آن هستند که عوامل فردی نظیر ترس از آسیبدیدگی حین تمرین و کاهش انگیزه، در کنار عوامل بینفردی از جمله کمبود حمایتهای عاطفی و همراهی از سوی خانواده و کادر درمانی، از بزرگترین موانع ورزش این بیماران است. همچنین کمبود آگاهی کافی در بیماران و حتی پزشکان و پرسنل بخش درمان پیرامون مزایای تحرک بدنی، مانع از ترغیب بیماران به فعالیت میشود، بنابراین طراحی پروتکلهای ورزشی ایمن، راهاندازی گروههای همیاری و آموزش تخصصی میتواند زمینه مشارکت بیشتر آنان را فراهم سازد.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این پژوهش، بخش عمدهای از موانع شناساییشده به مسائل مدیریتی، برنامهریزی و نبود ساختارهای حمایتی و فرهنگی در جامعه بازمیگردد. نبود آکادمیها و مراکز تخصصی ورزشی ویژه بیماران خاص در سطح استان، عدم بهرهگیری از دانش روز دنیا در تمریندهی به این افراد و عدم برگزاری دورههای آموزشی تخصصی برای مربیان ورزشی، بیماران را از داشتن یک راهنمای مطمئن محروم کرده است. علاوه بر این، کمبود امکانات ورزشی مناسب در مقایسه با سایر مناطق و عدم پوشش رسانهای و فرهنگسازی مناسب برای ترویج ورزش بیماران خاص، نیازمند هماهنگی بینسازمانی میان اداره ورزش و جوانان، هیئت ورزش بیماران خاص و مراکز درمانی است تا با بسترسازی اصولی و ارتقای تجهیزات، امکان فعالیت بدنی ایمن و بدون خطر فراهم شود.
ابزار پرسشنامهای دهگانهای که در این پژوهش با ضریب اعتماد بسیار بالا طراحی شد، کاربردهای گستردهای در آینده نظام سلامت خواهد داشت. این ابزار نه تنها امکان سنجش دقیق چالشهای ورزشی بیماران را در مراکز درمانی و بخشهای توانبخشی فراهم میکند، بلکه میتواند پایهای برای انجام پژوهشهای مداخلهای گستردهتر در سراسر کشور، تدوین سیاستهای بهداشتی نوین، طراحی دورههای آموزشی برای کادر درمان و ایجاد بستری مناسب برای بهبود همهجانبه سلامت روانی، جسمی و کیفیت زندگی بیماران تحت دیالیز باشد.
نتایج این تحقیق علمی و پژوهشی در نشریه معتبر «فصلنامه تحقیقات سلامت در جامعه»، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مازندران، به چاپ رسیده و در اختیار جامعه علمی، پزشکان و مدیران حوزه سلامت قرار گرفته است.