رتبه ۱۸ کنکور علوم انسانی را نه از پایتخت آموزشی و نه پشت نیمکت کلاسهای متعدد کنکور، بلکه از حمیدیه به دست آورده است؛ دختری که کمبود امکانات را پایان راه ندانست و حتی وقتی در روزهای جنگ، سنگ و نخاله سقف اتاق روی میز مطالعهاش ریخت، دوباره میز را جابهجا کرد و به درس خواندن ادامه داد.
الهه موردی، دانشآموز متولد سال ۱۳۸۷ و دانشآموز پایه دوازدهم، حالا یکی از رتبههای برتر کنکور علوم انسانی است؛ اما روایت او از رسیدن به رتبه ۱۸، بیش از آنکه داستان استعداد و امکانات باشد، روایت تلاش، استمرار، خودباوری و نپذیرفتن «نمیتوانم» است.موردی زمانی که از مسیر رسیدن به این رتبه حرف میزند، از شهری میگوید که بسیاری از امکانات آموزشی شهرهای بزرگ را در اختیار ندارد؛ اما خودش خیلی زود به این نتیجه رسیده بود که نباید منتظر فراهم شدن همه شرایط بماند.
رتبه ۱۸؛ فراتر از پیشبینی
موردی درباره لحظهای که نتیجه کنکور را دید، میگوید حدود ظهر متوجه شد نتایج اعلام شده است. با دستهایی که از اضطراب میلرزید وارد سامانه شد و نتیجه را دید؛ رتبهای که حتی خودش احتمال میداد بتواند یکرقمی باشد.سناریوی خوشبینانه او رتبه تکرقمی و سناریوی بدبینانهاش رتبهای سهرقمی بود، اما وقتی عدد ۱۸ را دید، آنقدر آرام بود که موضوع را با دوستش در میان گذاشت و دوستش از او خواست خانوادهاش را که خواب بودند، بیدار کند.
بدون کلاسهای متعدد کنکور
وقتی از شرایط تحصیلی در حمیدیه و کمبود کلاسهای کنکور، کتابخانه و امکانات آموزشی میپرسیم، پاسخ موردی یکی از کلیدیترین بخشهای روایت اوست.او میگوید: خیلی زود به این نتیجه رسیده بود که نباید منتظر فراهم شدن همه امکانات بماند.من به خودم قبولانده بودم که هیچکس قرار نیست کمکم کند؛ من باید به داد خودم برسم.
او در ابتدا حتی از کتابهای تست برادرش که مربوط به سال ۱۴۰۱ بود استفاده میکرد و بهتدریج کتابهای مورد نیازش را تهیه کرد. در کنار آن، از مطالب آموزشی رایگان، پادکستها، مقالهها و تجربههای رتبههای برتر استفاده میکرد، برای او مهم بود که کمبود امکانات را با کمبود توانایی اشتباه نگیرد.او معتقد است دانشآموزی که در منطقهای کمبرخوردار زندگی میکند، نباید تصور کند چون کلاس یا امکانات آموزشی محدودی دارد، الزاماً از دانشآموزان شهرهای بزرگ عقبتر است.
آدم خودخوانی هستم
موردی خودش را دانشآموزی «خودخوان» معرفی میکند و میگوید همیشه تلاش کرده وابستگی زیادی به معلم و کلاس نداشته باشد.او از مهرماه سال یازدهم بهصورت جدی مطالعه برای کنکور را آغاز کرده بود؛ هرچند پیش از آن و از شهریور، مطالعه برخی مباحث مانند عروض و اقتصاد را شروع کرده بود.در ادامه مسیر نیز از آموزشهای مختلف استفاده کرد و از یک مجموعه آموزشی و استاد بیدلی نام میبرد که در مسیر آمادگی او نقش داشتند؛ اما در نهایت بیش از هر چیز روی توانایی خودش حساب میکرد.در پایه دوازدهم نیز تعداد تستهایش را افزایش داد و حتی زمانی که خسته بود، ترجیح میداد به جای کنار گذاشتن کامل درس، سراغ تست زدن برود؛ چون تست برایش جذابتر بود، وقتی خسته میشد، سراغ درسهای مورد علاقهاش میرفتقرار نبود همه روزهای سال کنکور برای موردی با انرژی و انگیزه کامل سپری شود.او میگوید در روزهایی که انگیزه مطالعه نداشت، گاهی سراغ درسهایی میرفت که بیشتر دوست داشت؛ از هنر و عروض گرفته تا عربی.در عربی نیز بخش عمده مطالعهاش به تستزدن اختصاص داشت و به گفته خودش حدود ۹۰ درصد کارش تست بود.
او معتقد است وقتی دانشآموز خسته است، میتواند با انتخاب درسی که بیشتر دوست دارد، دوباره خودش را به مسیر مطالعه برگرداند.
سرمایه فقط پول نیست
یکی از تصمیمهای مهم موردی در سال کنکور، مدیریت زمان بود.او از سالهای دبیرستان حضورش در شبکههای اجتماعی را بسیار محدود کرد و میگوید واتساپ و اینستاگرام نداشت و اگر از تلگرام استفاده میکرد، بیشتر برای دریافت محتوای آموزشی بود.در سال دوازدهم نیز بسیاری از تفریحات، سفرها، دورهمیها و برنامههای دوستانه را کنار گذاشت.موردی درباره این انتخاب میگوید: سرمایه فقط پول نیست.به اعتقاد او، زمان نیز سرمایه است و هر دانشآموز باید تصمیم بگیرد این سرمایه را در چه مسیری هزینه کند.البته خودش نیز میپذیرد که این انتخاب هزینههایی داشته و بخشی از خاطرات نوجوانی، سفرها و دورهمیهایی را که میتوانست در آنها حضور داشته باشد، از دست داده است؛ اما در سال دوازدهم اولویت را به هدفش داده بود.یک دفتر برای ثبت مسیرموردی برای مطالعهاش برنامه مشخصی داشت و عملکرد روزانه خود را نیز ثبت میکرد.در دفترش مینوشت چه درسی خوانده، چه تعداد تست زده و روی چه مباحثی کار کرده است.معمولاً روز خود را از حدود ساعت ۸ صبح آغاز میکرد و نخستین مطالعه جدیاش حدود ساعت ۸:۳۰ شروع میشد. مطالعهها در بازههای یک تا دو ساعته انجام میشد و میان آنها نیز استراحت داشت.مدرسه نیز تا حدودی به برنامه شخصی او اعتماد کرده بود و او تلاش میکرد برنامهای را که برای خودش طراحی کرده بود، دنبال کند.
هر هفته ناامید میشدم، اما ادامه میدادم
شاید تصور عمومی از یک رتبه برتر این باشد که از ابتدا مطمئن بوده موفق میشود، اما روایت موردی چنین نیست.
او میگوید تقریباً در طول سال کنکور، هفتهای نبود که دچار ناامیدی نشود.با این حال، هیچوقت تصمیم جدی برای رها کردن مسیر نگرفت و تلاش میکرد حتی پس از روزهای سخت، دوباره به برنامهاش برگردد.تجربه و توصیه رتبههای برتر نیز به او یادآوری میکرد که حتی در شرایط دشوار باید ادامه داد.
یک تصمیم مهم؛ حذف نکردن درسهای ضعیفم
وردی درباره دانشآموزانی که در برخی درسها ضعیف هستند، توصیه میکند خیلی زود یک درس را کنار نگذارند.به گفته او، شاید دانشآموزی نتواند در یک درس به درصد بسیار بالا برسد، اما میتواند همان درس را به نقطهای برساند که چندین تست را درست پاسخ دهد.خودش نیز برای برخی مباحث، برنامههای کوچک و مستمر داشت؛ برای مثال هر روز تعداد مشخصی تست آرایه میزد و این کار را به یک عادت تبدیل کرده بود.به باور او، استمرار همین کارهای کوچک به مرور باعث میشود مباحث مختلف به یکدیگر متصل شوند و دانشآموز احساس کند دانستههایش در حال افزایش است.
خانواده؛ بدون مقایسه و فشار
موردی نقش خانواده را در موفقیتش مهم میداند، اما نه خانوادهای که دائماً فرزندشان را با دیگران مقایسه کنند یا هر روز درباره ساعت مطالعه از او سؤال بپرسند.او میگوید خانوادهاش بیشتر تلاش کردند فضای آرامی برایش فراهم کنند و به او اعتماد داشته باشند.مادرش حتی گاهی به او میگفت: «تو که قرار نیست خودت رو بکشی!»به گفته موردی، خانوادهاش او را با دیگران مقایسه نمیکردند و همین اعتماد باعث شد فشار روانی بیشتری احساس نکند.او برای خانوادههایی که میخواهند فرزندشان موفق شود، ایجاد آرامش و پرهیز از مقایسه را یکی از مهمترین توصیهها میداند.
وقتی امکانات نیست، باید راه دیگری پیدا کرد
یکی از نکات قابل توجه در نگاه موردی، نوع مواجهه او با شرایط محیطی است.او میگوید در حمیدیه دانشآموزانی را دیده که حتی امکانات بیشتری از او داشتهاند، اما از همان امکانات استفاده نکردهاند.به اعتقاد او، داشتن امکانات بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست؛ همانطور که نداشتن امکانات نیز الزاماً به معنای شکست نیست.موردی در این بخش از مفهوم «سوگیری» سخن میگوید و معتقد است اگر فرد همه شکستهایش را به عوامل بیرونی نسبت دهد، عملاً قدرت تغییر شرایط را از خودش میگیرد.اما اگر بپذیرد که بخشی از مسیر در اختیار خودش است، میتواند برای تغییر آن اقدام کند.
دوستی که بعد از رتبه ۱۸ گفت: «تو امید من شدی»
یکی از دوستان کوچکتر موردی آرزوی قبولی در دانشگاه تهران را داشت، اما به دلیل نداشتن امکانات، رسیدن به این هدف را دشوار میدانست.موردی به جای اینکه فقط با حرف او را قانع کند، تصمیم گرفت با عملکرد خودش نشان دهد که میتوان از یک شهر با امکانات محدود نیز به رتبه برتر رسید.بعد از اعلام نتایج، همان دوست به او گفت: «تو واقعاً امید من شدی.»برای موردی، این جمله شاید به اندازه خود رتبه ۱۸ اهمیت داشته باشد؛ چرا که از ابتدا میخواست موفقیتش فقط برای خودش نباشد.میز تاشو؛ حتی جنگ هم او را از درس خواندن بازنداشت، یکی از متفاوتترین بخشهای روایت موردی به روزهای جنگ بازمیگردد.او میگوید پس از عید، زمانی که پشت یک میز تاشو مشغول مطالعه بود، در پی حملهای که به سیلوهای حمیدیه انجام شد، سنگ و نخاله سقف اتاق روی او ریخت.
اما این اتفاق باعث نشد درس خواندن را کنار بگذارد، موردی میگوید: میز را جابهجا کرد و دوباره به مطالعه ادامه داد؛ با این نگاه که نمیتواند مسیرش را نیمهکاره رها کند.او از همان روزها به آینده نوجوانان و نقش آنها در ساختن آینده کشور فکر میکرد و میگوید: «آینده کشور را ما نوجوانها میسازیم.»از رتبه ۱۸ تا رؤیای دکتریحالا که نتیجه کنکور مشخص شده، هدف موردی فقط قبولی در دانشگاه نیست.او علاقهمند به ادامه تحصیل در رشته مشاوره است و میگوید این رشته را به دلیل وجه عملی و ارتباط مستقیمتر آن با انسانها دوست دارد.موردی قصد دارد مسیر تحصیلش را تا دکتری تخصصی ادامه دهد و حتی از ادامه مسیر علمی پس از دکتری نیز صحبت میکند.او همچنین به تجربه تحصیل در خارج از کشور علاقهمند است و میگوید در صورت فراهم شدن شرایط، دوست دارد برای کسب تجربه علمی در خارج از کشور تحصیل کند و در نهایت این تجربه را به کشور بازگرداند
«من هیچوقت به خودم نگفتم نمیتوانم»
شاید مهمترین تفاوت موردی با بسیاری از دانشآموزانی که در مسیر کنکور متوقف میشوند، نه در میزان امکانات، بلکه در نوع گفتوگویی باشد که با خودش داشته است.او میگوید هیچوقت شکست یا ضعف در یک درس را به این معنا نگذاشته که «من نمیتوانم» یا «من باهوش نیستم».اگر جایی موفق نشده، تلاش کرده مشکل را پیدا کند و برای برطرف کردن آن راهی بیابد.وقتی از او میپرسیم اگر قرار باشد تنها یک پیام برای دانشآموزان مناطق کمبرخوردار داشته باشد، چه میگوید، پاسخ کوتاه است: «شروع کنند»
بعد مکث میکند و تأکید میکند: «واقعاً با هر امکاناتی که دارند شروع کنند.»
به اعتقاد او، لازم نیست همه چیز از روز اول فراهم باشد؛ میتوان با کتابهای موجود، جزوه معلم، منابع رایگان و امکاناتی که در دسترس است شروع کرد و قدمبهقدم جلو رفت.و شاید تمام روایت الهه موردی از حمیدیه تا رتبه ۱۸ کنکور، در همان جملهای خلاصه شود که میتواند خطاب به یک دانشآموز ناامید باشد: «من هم میتوانم.»