با تداوم موج گرمای ۵۰ درجه در خوزستان، اعمال خاموشی برق در ساعات اوج ظهر، معیشت و سلامت شهروندان را در سختترین شرایط اقلیمی سال با چالش مواجه کرده است.
با استمرار موج گرم در جنوب کشور و ثبت دماهای بالای ۵۰ درجه در استان خوزستان، اطلاعیهها و پیامهای توانیر و شرکتهای توزیع برق بار دیگر رویکرد آشنایی را پیش گرفتهاند: ارجاع ریشه مشکلات به «گرمای هوا» و «فشار بار شبکه»
اگرچه تلاش شبانهروزی تکنسینها و سیمبانان صنعت برق در این شرایط سخت آبوهوایی غیرقابل انکار و شایسته تقدیر است، اما نگاهی دقیقتر به متن اطلاعیهها و اخبار و واقعیت میدان، پرسشهای اساسی و نقد جدی به سیاستهای مدیریتی این حوزه وارد میسازد.
تعویض جایگاه «خادم» و «خدوم»؛ مسئولیت متوجه کیست؟
در گزارشهای رسمی، تأکید ویژهای بر تحت فشار بودن تجهیزات و احتمال آتشسوزی یا انفجار تاسیسات میشود. اما پیام پنهانی که مخاطب و شهروند خوزستانی از این ادبیات دریافت میکند، جابهجایی اولویتهاست. مردم میپرسند: آیا تجهیزات فنی ساخته شدهاند تا رفاه شهروندان را در اقلیمهای سخت تأمین کنند، یا مردم باید در دمای بالای ۵۰ درجه و اوج ظهر (ساعت ۲ بعدازظهر) قطعی برق و شرایط طاقتفرسا را تحمل کنند تا تجهیزات آسیب نبینند؟
گرمای خوزستان؛ بومی یا ناگهانی؟
گرما در خوزستان نه پدیدهای غیرقابلپیشبینی است و نه حادثهای غیرمترقبه. دمای بالای ۵۰ درجه ویژگی اقلیمی زیست در جنوب کشور است که هر ساله تکرار میشود. پرسش مدیریتی این است که چرا برنامهریزی برای توسعه ظرفیت نیروگاهی، بهروزرسانی پستهای توزیع، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر (مانند نیروگاههای خورشیدی که در اوج گرما بیشترین بازدهی را دارند) و نوسازی شبکه فرسوده، به گونهای انجام نشده که شبکه توان پاسخگویی به این نیاز قطعی و پیشبینیشده را داشته باشد؟
فشار به مشترکان خانگی به جای مدیریت تلفات شبکه و صنایع
در حالی که بار اصلی درخواستهای صرفهجویی روی دوش مردم و خانوارها قرار دارد، بخش قابل توجهی از هدررفت انرژی در کشور مربوط به تلفات فنی شبکه توزیع و فرسودگی تجهیزات انتقال است. علاوه بر این، مصارف بالای برخی صنایع یا عدم مدیریت دقیق سرمایش در سازمانهای دولتی، کماکان حجم بالایی از توان شبکه را جذب میکند. قطع برق خانگی در ساعات خفه کننده اوج ظهر، آسیب مستقیم به سلامت سالمندان، بیماران و کودکان میزند و زیست اداری و اقتصادی شهر را مختل میکند.
چرا قطع برق در خوزستان خطای استراتژیک است؟
خطر جانی و زیستی: قطع سیستمهای سرمایشی در دمای ۵۰ درجه خوزستان تنها یک «عدم رفاه ساده» نیست، بلکه خطر بروز گرمازدگی شدید، ایست قلبی و تنگی نفس برای گروههای حساس (سالمندان، بیماران قلبی-ریوی و نوزادان) را به همراه دارد.تخریب وسایل برقی بر اثر نوسان: قطعیهای ناگهانی و وصل مجدد برق در اوج بار، موجب نوسانات شدید ولتاژ شده و سوختن کمپرسور کولرهای گازی و وسایل خانگی مردم را -آن هم در این شرایط اقتصادی- به دنبال دارد.کاهش سرمایه اجتماعی: ناپایداری خدمات اولیه زیستی مانند برق در سختترین شرایط آبوهوایی، احساس رهاشدگی را در میان شهروندان تقویت کرده و اعتماد عمومی به برنامهریزیهای کلان را تضعیف میکند.
همراهی مردم و رعایت الگوی مصرف در تمامی جوامع یک اصل پذیرفتهشده است، اما «مدیریت مصرف» نباید به «توجیه سوءمدیریت در توسعه زیرساخت» بدل شود. خوزستان به عنوان قطب انرژی کشور، نیازمند سرمایهگذاری ویژه در نوسازی شبکه و هوشمندسازی مدیریت توزیع است. انتظار مردم جنوب این است که خروجی برنامهریزیها، پایداری شبکه در روزهای سخت باشد، نه اینکه با رسیدن گرما به نقطه اوج، اولین و سادهترین راهکار، خاموش کردن کلید برق خانهها در گرمترین ساعت روز باشد.
در شرایطی که دمای هوا در خوزستان از ۵۰ درجه سانتیگراد فراتر رفته است، بازگشت مجدد خاموشیهای برنامهریزیشده خانگی و قطعی آب ناشی از آن، وعدههای پیشین استاندار مبنی بر صفر شدن خاموشیهای خانگی و «خط قرمز» بودن قطعی برق در استان را با چالش جدی و انتقاد گسترده شهروندان مواجه کرده است.استاندار خوزستان، پیشتر با قاطعیت مسئله خاموشی برق را «خط قرمز» مدیریت ارشد استان اعلام کرده و وعده پیگیری برای صفر شدن سهم خاموشیهای خانگی در ایام گرمای طاقتفرسا را داده بود