تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۰
کد خبر: ۳۳۳۸۵
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

نگاهی مثبت به فیلم «حوض نقاشی»

در سينما نشان دادن خوبي و ارزش‌هاي مثبت هميشه سخت‌تر از نمايش بدي و خصوصيات رذيله بوده است. درباره عشق و تنفر هم مي‌توان چنين مقايسه‌اي انجام داد و وقتي به حوزه خانواده وارد مي‌شويم، مي‌توان گفت كه نمايش خانواده‌اي فروپاشيده هيچ وقت به سختي روي پرده بردن خانواده‌اي آرماني نيست.

به گزارش رجا، البته سينماي غرب براي نشان دادن عشق و رابطه‌اي عاشقانه بين زن و مرد نسخه‌اي ساده پيچيده‌ و خودش را با نمايش چند صحنه شهواني راحت كرده است. البته اين كار با توجه به تعريف عشق در زندگي مردمان آن سرزمين چندان هم عجيب نيست.

اما در كشور و فرهنگ ما عشق محدود به اين غرايز حيواني نيست و از اين رو اينكه بتواني رابطه عاشقانه‌اي را در خانواده‌ها به تصوير بكشي پيچيدگي‌هاي خودش را دارد. البته در اينجا هم نسخه‌هاي ساده شده‌ تقلبي رواج پيدا كرده است و برخي فيلمسازان با استفاده از بازيگران خوش بر و رو سعي دارند از عهده اين كار برآيند. هرچند كه اين حربه تنها در دور زدن مميزهاي سينمايي  موفق بوده است و نه در رسيدن به آن هدف نهايي.

نتيجه برخي فيلم‌هاي مثلا عاشقانه اين است كه بييننده مذكر عاشق بازيگر مونث مي‌شود و بيننده مونث دلباخته بازيگر مذكر فيلم، حال آنكه هيچ بيننده‌اي حسرت رابطه عاشقانه شخصيت‌ها را نمي‌خورد و خود را ملامت نمي‌كند كه چرا مزه عشق را در زندگي خود نچشيده است.

با اين مقدمه حالا مي‌توان سراغ فيلم «حوض نقاشي» آخرين ساخته مازيار ميري رفت و از آن سخن گفت. به اين فيلم مي‌توان اشكالات مختلفي وارد كرد و پاي انتقادهايي از بحثهاي پزشكي گرفته تا مسائل فني سينما(مخصوصا بازيگري و فيلمنامه) را وسط كشيد. اما همه اين اشكالات(هرچند بعضا وارد هم باشد) نبايد باعث شود كه نقطه قوت اصلي فيلم ديده نشود.

رابطه عاشقانه زوج محوري فيلم يعني مريم(نگار جواهريان) و رضا(شهاب حسني) خوب درآمده است و اين كم چيزي نيست. نه مريم چهره‌اي بزك كرده دارد و لباسهاي رنگارنگ آنچناني مي‌پوشد و نه رضا جوان خوش تيپي است كه همسرش را به كافي‌شاپ‌ها دعوت كند و زير نور شمع و صداي موسيقي لايت، هديه‌هاي لوكس تحويلش بدهد. با اين حال خيلي از تماشاگران حتي اگر حسرت عشق پاك و شورانگيز ميان اين دو شخصيت را نخورند و كمبود آن را در زندگي مشترك خود حس نكنند حتماً تحت تاثير آن قرار خواهند گرفت.

اگر فيلم را نديده‌ايد به اين بهانه همراه با خانواده به تماشاي آن بنشينيد و اگر تماشاگر حوض نقاشي بوده‌ايد آن را با فيلمهاي عاشقانه اين سال‌هاي سينماي ايران مقايسه كنيد. فيلمهايي كه يا پشت نقاب عاشقانه خود چهره كريه خيانت را مخفي كرده بودند و يا آنچنان تشت رسوايي‌شان از بام افتاده است كه در بين مردم به فيلم‌هاي دختر و پسري معروف شده‌اند؛ يعني همان مذكر و مونث، و نرو ماده مودبانه!

رابطه مريم و رضا و تلاش فيلمساز براي نشان دادن اين رابطه عاشقانه بايد ديده شود، همانطور كه ضعف‌هاي فيلمنامه ديده مي‌شود. سالم بودن فيلم براي خانواده‌هاي ايراني(كه در اين دوره و زمانه كيمياست) بايد ديده شود، همانطور كه بالا و پايين شدن بازي‌هاي فيلم ديده مي‌شود. حوض نقاشي ارزش ديدن دارد هرچند ممكن است برخي كنايه‌هاي نچسب فيلم ديده شود و توي ذوق بزند.

captcha
آخرین اخبار