تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲
کد خبر: ۳۳۲۴۶۳
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

اینجا هر موکب یک داستان دارد

اینجا هر موکب یک داستان دارد
محرم که از راه می‌رسد، در گوشه‌گوشه خوزستان موکب‌هایی برپا می‌شوند که هر کدام روایتی از عشق، نذر، رفاقت و خدمت به سیدالشهدا(ع) را در دل خود دارند؛ داستان‌هایی که از یک جمع دوستانه، یک میز کوچک یا چند نوجوان عاشق آغاز شده‌اند.
 با آغاز ماه محرم، چهره شهرها رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. هنوز چند روزی از شروع این ماه نگذشته که خیمه‌ها و موکب‌های عزاداری یکی پس از دیگری در خیابان‌ها، چهارراه‌ها، محله‌ها و مقابل خانه‌ها برپا می‌شوند؛ گویی با افراشته شدن نخستین پرچم‌های سیاه، محرم رسماً وارد شهر می‌شود.بوی قهوه عربی که از دَله مواکب به هوا برمی‌خیزد، عطر چوب‌های نیم‌سوخته‌ای که زیر دله‌های قهوه می‌سوزند و بخار چای تازه‌دمی که از استکان‌های کمرباریک بلند می‌شود، رهگذران را ناخودآگاه به سمت مواکب می‌کشاند. سینی‌های شربت با رنگ‌ها و طعم‌های مختلف، در گرمای طاقت‌فرسای تابستان خوزستان، کام عزاداران و رهگذران را تازه می‌کند و دست‌های سخاوتمند میزبانان، بی‌وقفه مشغول پذیرایی است.هر موکب داستانی دارد؛ یکی به نیت شفای بیماری برپا شده، دیگری یادگاری از پدری است که سال‌ها پیش این سنت را پایه گذاشته و حالا فرزندانش آن را ادامه می‌دهند. برخی نیز به عشق امام حسین(ع) و بدون هیچ نام و نشانی، تنها برای خدمت به عزاداران خیمه برپا می‌کنند. این خیمه‌ها فقط محل توزیع چای و شربت نیستند؛ هر کدام محفلی برای ذکر مصیبت، روضه‌خوانی، همدلی و گردهمایی مردم محله‌اند.
در میان این شور و دلدادگی، کودکان نیز سهم خود را از عزاداری دارند. بسیاری از آن‌ها روزها و هفته‌ها پول توجیبی‌هایشان را جمع می‌کنند تا چند بسته شربت، تعدادی لیوان یا چند بطری آب معدنی بخرند. سپس میزی کوچک مقابل خانه می‌گذارند و با دستان کوچک اما دل‌هایی بزرگ، از رهگذران پذیرایی می‌کنند. لبخند رضایت این کودکان هنگام تعارف یک لیوان شربت، تصویری است که هر سال با محرم در ذهن شهر تکرار می‌شود.
 
برپایی خیمه‌ و موکب
 
سال‌هاست که برپایی خیمه‌ها و مواکب به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ محرم در خوزستان تبدیل شده است. مردمی که در طول سال شاید کمتر فرصت دور هم بودن داشته باشند، در این روزها در سایه نام امام حسین(ع) کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی را به نمایش می‌گذارند.در سال‌های اخیر، مواکب و خیمه‌های محرم علاوه بر کارکرد مذهبی، به یکی از مهم‌ترین بسترهای مشارکت اجتماعی و مردمی در خوزستان تبدیل شده و توانسته‌اند آیین عزاداری را از محدوده خانه‌ها و حسینیه‌ها فراتر برده و به متن زندگی شهری و محلات منتقل کنند.حضور گسترده اقشار مختلف مردم در مواکب، زمینه تقویت سرمایه اجتماعی، گسترش فرهنگ نذر و خدمت‌رسانی داوطلبانه و افزایش تعاملات اجتماعی را فراهم کرده است. کارشناسان فرهنگی معتقدند: مواکب محرم امروز تنها محل پذیرایی یا برگزاری مراسم عزاداری نیستند، بلکه به کانون‌هایی برای انتقال ارزش‌های دینی، تقویت هویت جمعی و حفظ سنت‌های بومی و مذهبی تبدیل شده‌اند؛ سنتی که هر سال با آغاز محرم، جلوه‌ای تازه از پیوند مردم خوزستان با فرهنگ عاشورا را به نمایش می‌گذارد.
 
از یک روایت تا تولد یک موکب
 
شب‌های دورهمی دوستانه بود؛ جمعی از جوانان که به مناسبت‌های مذهبی کنار هم می‌نشستند، از اعتقاداتشان می‌گفتند و آنچه آموخته بودند با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند. در یکی از همان شب‌ها، روایتی درباره حضرت فاطمه زهرا(س) نقل شد؛ روایتی که به گفته علی عبیداوی، مسیر زندگی بسیاری از آن جمع را تغییر داد.او می‌گوید: اوایل دهه ۹۰ بود. آن شب بعد از شنیدن آن روایت، احساس کردیم باید کاری انجام دهیم. تصمیم گرفتیم هیئتی برای ذکر مصیبت‌های حضرت زهرا(س) راه‌اندازی کنیم. همان شب جرقه‌ای در دل ما زده شد که بعدها به موکب خدام امام المهدی(عج) تبدیل شد.موکب ابتدا بسیار کوچک بود؛ چند جوان، چند صندلی و پذیرایی مختصر از عزاداران. اما همان جمع کوچک با عشق و پشتکار ادامه دادند. شب‌های عزاداری یکی پس از دیگری برگزار شد و رفته‌رفته تعداد همراهان بیشتر شد.عبیداوی ادامه می‌دهد: آن زمان حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر بودیم. هرکس به اندازه توانش کمک می‌کرد. کم‌کم توانستیم داربست، چادر و تجهیزات مورد نیاز موکب را تهیه کنیم. صندوق کوچکی هم داشتیم که کمک‌های مردمی در آن جمع می‌شد و هزینه چای، قهوه، آب و سایر نیازهای موکب از همان محل تأمین می‌شد.حالا سال‌ها از آن روزها گذشته است. اعضای موکب همچنان هر ماه سهمی برای صندوق کنار می‌گذارند تا در ایام محرم و فاطمیه با دغدغه مالی روبه‌رو نشوند. موکبی که روزی با چند جوان آغاز شد، امروز در مناسبت‌های مختلف مذهبی فعالیت می‌کند.
او می‌گوید: نزدیک اربعین نیز تعدادی از خادمان این موکب داوطلبانه راهی عراق می‌شوند تا در یکی از مواکب نزدیک حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) به زائران خدمت کنند؛ سفری که به گفته او، ادامه همان عهدی است که سال‌ها پیش در یک دورهمی ساده بسته شد.
 
نوجوانانی که بزرگ شدند اما موکب را رها نکردند
 
برخی موکب‌ها نه با سرمایه‌های بزرگ، بلکه با شور نوجوانی متولد شده‌اند؛ شور و شوقی که با گذشت سال‌ها نه‌تنها خاموش نشده، بلکه گسترده‌تر نیز شده است.علی حیدری با لبخند از روزهای نوجوانی خود یاد می‌کند؛ روزهایی که همراه چند نفر از دوستانش تصمیم گرفتند در روستایشان موکبی کوچک برپا کنند.او می‌گوید: ۱۴ یا ۱۵ ساله بودیم. بزرگ‌ترها را می‌دیدیم که برای محرم و اربعین خدمت می‌کنند و ما هم دوست داشتیم سهمی داشته باشیم. با کمک چند نفر از بچه‌های روستا یک موکب کوچک راه انداختیم. آن روزها تصور نمی‌کردیم این کار تا این اندازه رشد کند.سال‌ها گذشته است. نوجوانان دیروز امروز به جوانانی باتجربه تبدیل شده‌اند اما هنوز کنار هم ایستاده‌اند. موکب "عشاق الحسین" اکنون از بیستم محرم تا بیست‌وهشتم صفر در نزدیکی مرز چذابه برپا می‌شود و به گفته حیدری، از سوی ستاد عتبات به عنوان یکی از مواکب نمونه شناخته شده است.او می‌گوید: الان حدود ۳۰ تا ۳۵ سال شدیم اما همان جمع رفاقتی هنوز کنار هم هستیم. هزینه‌های موکب مردمی است و مردم همیشه پشتوانه اصلی ما بوده‌اند. چیزی که موکب را سرپا نگه داشته، عشق به امام حسین(ع) و همکاری اهالی روستاست.
در میان صحبت‌هایش چند بار از نوجوانان روستا نام می‌برد؛ نوجوانانی که امروز همان مسیری را می‌روند که سال‌ها قبل او و دوستانش آغاز کرده بودند. گویی رسم خدمت در محرم، نسل به نسل منتقل می‌شود.
 
موکبی به اندازه یک میز چوبی
گاهی یک موکب نه با داربست و چادرهای بزرگ، بلکه با یک میز چوبی کوچک آغاز می‌شود.امیر جلالی هنوز هم با ذوق از اولین شب برپایی موکبشان تعریف می‌کند. او و دوستانش سه سال پیش به محله‌ای جدید نقل مکان کرده بودند؛ محله‌ای که فاصله زیادی با مراسم عزاداری داشت.او می‌گوید: برای رفتن به مراسم باید از یک چهارراه شلوغ عبور می‌کردیم. مادرم نگران عبور و مرور خودروها بود و اجازه نمی‌داد تنها برویم. همین شد که به بچه‌های محل پیشنهاد دادم خودمان موکب راه بیندازیم.پیشنهاد با استقبال روبه‌رو شد. هشت نوجوان دور هم جمع شدند و هرکدام مسئولیتی برعهده گرفتند. یکی میز چوبی خانه‌شان را آورد، دیگری لیوان تهیه کرد و مادر امیر هم آماده کردن شربت را پذیرفت.امیر ادامه می‌دهد: همه پول‌های خردمان را روی هم گذاشتیم و چند بطری آبلیمو خریدیم. مادرم هم شکر و لیوان‌های یکبار مصرف را تهیه کرد. همان شب سه پارچ شربت خنک روی میز گذاشتیم و موکب امام حسین(ع) راه افتاد.او از رقابت شیرین میان بچه‌ها می‌گوید؛ رقابتی که نه برای دیده شدن، بلکه برای خدمت بیشتر بود.لیوان‌ها را داخل سینی می‌چیدیم و بین مردم پخش می‌کردیم. برای خودمان داستانی ساخته بودیم که هرکس لیوان‌های بیشتری به عزاداران بدهد، ثواب بیشتری می‌برد. شاید ساده به نظر برسد، اما برای ما همان چند ساعت بهترین لحظه‌های محرم بود.
سه سال از آن شب گذشته اما رسمشان تغییر نکرده است. هنوز هم هر محرم همان میز، همان شربت‌های خنک و همان شور کودکانه در گوشه‌ای از محله برپا می‌شود؛ موکبی کوچک که شاید در ظاهر چند متر بیشتر نباشد، اما وسعتش به اندازه دل‌های صاحبانش است.
 
خیمه‌هایی که چراغشان خاموش نمی‌شود
محرم در خوزستان فقط فصل عزاداری نیست؛ فصل روایت آدم‌هایی است که بی‌هیاهو خدمت می‌کنند. آدم‌هایی که گاهی با سرمایه‌ای اندک اما با دلی بزرگ، خیمه‌ای برپا می‌کنند تا نام امام حسین(ع) زنده بماند.از موکب‌هایی که در یک دورهمی دوستانه متولد شدند تا نوجوانانی که با پول توجیبی و یک میز چوبی پذیرای عزاداران شدند، همه یک نقطه مشترک دارند؛ عشقی که هر سال با وزیدن نسیم محرم دوباره شعله‌ور می‌شود.شاید راز ماندگاری این خیمه‌ها نیز همین باشد؛ اینکه موکب در خوزستان فقط یک سازه پارچه‌ای یا محل پذیرایی نیست، بلکه روایتی زنده از ایمان، رفاقت، نذر و خدمت است؛ روایتی که هر سال با شنیدن "یا حسین"از نو آغاز می‌شود.
مرجع / فـارس
captcha
آخرین اخبار