صد شب از روزی که خبر شهادت رهبر مقاومت، قلب ملت ایران را به درد آورد میگذرد؛ صد شبی که مردم در میدان ماندند، زیر سایه تهدید و انفجار عقب ننشستند و با فریاد «اللهاکبر» بار دیگر وفاداری خود به آرمانهای انقلاب و عزت ایران را به نمایش گذاشتند.
صد شب گذشته است؛ صد شب از آن لحظهای که خبر شهادت رهبر مقاومت در میان مردم پیچید و زمان برای چند دقیقه ایستاد. خبر که منتشر شد، کسی نمیدانست قرار است روزهای پیش رو چگونه رقم بخورد، اما یک چیز از همان ساعات نخست روشن بود؛ مردم تصمیم خود را گرفته بودند.خیابانها خیلی زود رنگ دیگری به خود گرفت. اشک بود، اندوه بود و بغضهایی که مجال شکستن پیدا نمیکردند، اما در میان همه این داغ سنگین، نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشد. مردم آمده بودند تا بگویند این مسیر با شهادت متوقف نمیشود و پرچمی که بر زمین افتاده، بر دوش هزاران نفر دیگر بلند خواهد شد.در این صد شب، صحنههایی رقم خورد که شاید در آینده بخشی از روایت ماندگار تاریخ این سرزمین باشد. مردمی که در گرما و سرما، در روز و شب، در خیابانها و میدانها حاضر شدند و نشان دادند پیوند ملت با آرمانهایش، چیزی نیست که با تهدید و فشار گسسته شود.آنچه این روزها را متفاوت کرد، فقط حضور گسترده مردم نبود؛ نوع حضور آنان بود. روزهایی را به خاطر داریم که همزمان با برگزاری تجمعها و راهپیماییها، صدای انفجار نیز شنیده میشد. طبیعی بود که ترس بر دلها بنشیند، اما آنچه در میدان دیده میشد با همه محاسبات دشمن تفاوت داشت. مردم به جای فرار، به جای ترک میدان، فریاد «اللهاکبر» سر میدادند. مادران دست فرزندان خود را محکمتر میگرفتند، جوانان پرچمها را بالاتر میبردند و پیرمردانی که سالها فراز و فرود این کشور را دیده بودند، آرام و استوار در صفوف مردم میایستادند.
شاید دشمن انتظار داشت صدای انفجار، صدای مردم را خاموش کند؛ اما نتیجه برعکس شد. هر تهدیدی به فرصتی برای نمایش انسجام ملی تبدیل شد و هر حادثهای اراده مردم را آشکارتر کرد.چهل شب از این مسیر گذشته بود که آتشبس اعلام شد. بسیاری امیدوار بودند دوران التهاب به پایان رسیده باشد. شهرها نفسی تازه کردند و خانوادهها برای روزهای آرامتر دعا کردند. اما آنچه در آن چهل شب شکل گرفته بود، فراتر از یک واکنش احساسی به یک حادثه بود. روحیهای تازه در میان مردم متولد شده بود؛ روحیهای که ریشه در ایمان، غیرت ملی و باور به آینده داشت.اکنون که بار دیگر شعلههای جنگ برافروخته شده است، مرور این صد شب اهمیت بیشتری پیدا میکند. این روزها فقط روایت نبرد در میدانهای نظامی نیست؛ روایت ایستادگی مردمی است که نشان دادند بزرگترین سرمایه کشور، اتحاد و حضور آنان است.صد شب گذشته، اما هنوز صدای آن «اللهاکبر»ها در گوش تاریخ مانده است. هنوز تصویر مردمی که زیر سایه تهدید ایستادند و عقب ننشستند، در حافظه این ملت زنده است. هنوز اشکهایی که برای شهدا ریخته شد و دعاهایی که برای سربلندی ایران بر زبان آمد، بخشی از هویت این روزهای ماست.این صد شب را نمیتوان فقط با اعداد و تقویم سنجید. هر شب آن صفحهای از کتاب وفاداری مردم ایران است؛ مردمی که در روزهای سخت، میدان را خالی نکردند و نشان دادند عهدشان با آرمانهای انقلاب و عزت این سرزمین، عهدی موقت و مقطعی نیست.
شاید سالها بعد، وقتی از این روزها سخن گفته شود، بسیاری از جزئیات به فراموشی سپرده شود؛ اما آنچه باقی خواهد ماند، تصویر مردمی است که در اوج تهدید ایستادند، در دل نگرانیها امید را زنده نگه داشتند و در برابر دشمن، یکصدا فریاد زدند: «اللهاکبر».و این، معنای واقعی صد شب بیعت و بعثت مردم است؛ بیعتی دوباره با آرمانها و بعثتی دوباره برای روح مقاومت و همبستگی در یک ملت.