
در شرایط جنگی و با وجود تعطیلی مدارس حضوری و برگزاری آموزشها بهصورت برخط، معلمان همچنان با دغدغهمندی و احساس مسئولیت، پیگیر وضعیت آموزشی تکتک دانشآموزان هستند و تلاش میکنند روند یادگیری در این دیار سرافراز دچار وقفه نشود.
با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز دشمنان به خاک کشور ایران، مدارس تعطیل و آموزشها بر بستر شاد ادامه یافته است، اما در این میان معلمانی هستند که همچنان دغدغه آموزش دانشآموزان در دورافتادهترین نقاط را دارند و بیوقفه برای تداوم علم و دانش تلاش میکنند.
معلمان، بهعنوان دلسوزان آیندهسازان این مرز و بوم، در شرایط حساس کنونی نگران دانشآموزانی هستند که ممکن است به هر دلیل از آموزش باز بمانند، امکان دسترسی به بسترهای آموزشی مجازی را نداشته باشند و از مسیر تحصیل جا بمانند. همین نگاه مسئولانه و فداکارانه است که نام معلم را در تاریخ، بهعنوان نماد عشق، ایثار و انسانیت ثبت کرده است.
در دل بحران، معلم یعنی باور به آیندهای روشن که هنوز ساخته نشده اما حتما خواهد آمد؛ یعنی ایمان به نسلی که امروز با امید درس میخواند و فردا میتواند سازنده صلح و پیشرفت باشد.
در چنین شرایطی، معلمان قهرمانان بیادعایی هستند که با قلبی بزرگتر از هر میدان سختی، اجازه نمیدهند چراغ آموزش حتی در دورترین نقاط خاموش شود.
دغدغه نجات حتی یک نفر از بیسوادی
معلم یعنی دغدغه جلوگیری از بیسوادی حتی یک کودک و نوجوان در دورترین نقطه کشور، برای ساختن آیندهای روشن و پرامید. در این شرایط حساس و جنگی، تنها یک معلم میتواند به فکر آینده دانشآموزان این سرزمین باشد و برای ساختن سرنوشت آنها فداکاری کند.
آرمان گرگین، معلم دوره ابتدایی عشایر خوزستان است. او از عشق به معلمی میگوید که باعث شده ساعتها مسیر را طی کند تا از بیسوادی حتی یک کودک عشایری جلوگیری کند.
وی در گفتوگو با خبرنگار ایرنا از دغدغه آینده دانشآموزان عشایری سخن میگوید؛ دانشآموزانی که ممکن است در این شرایط حساس دچار آسیب شوند.
این معلم عشایری گفت: طبق قانون آموزش و پرورش، برای تشکیل کلاس در مناطق عشایری باید تعداد دانشآموزان بیش از ۲ نفر باشد.
گرگین ادامه داد: من معلم ۲ دانشآموز دوقلو در روستای چنار، منطقه مونگره از توابع شهرستان الوار گرمسیری هستم، اما با وجود شرایط جنگی و غیرحضوری شدن مدارس، به دلیل اینکه امکان دسترسی به اینترنت و تلفن همراه ندارند، هر روز برای آموزش حضوری به این دو دانشآموز به روستا سفر میکنم.
وی افزود: هر روز مسافت سهساعته را برای رفتن به این روستا طی میکنم تا به آنها آموزش دهم و از بازماندن تحصیلشان جلوگیری کنم.
این معلم عشایری ادامه داد: یک دانشآموز دختر دیگر در روستای تاره همین بخش نیز وجود دارد که به دلیل تکمیل نشدن کلاس، امکان اعزام معلم به این منطقه عشایری از سوی آموزش و پرورش نیست، اما من به دلیل دغدغهای که نسبت به فرزندان این سرزمین دارم، بعد از پایان کلاس دانشآموزانم برای آموزش به این دانشآموز به روستای تاره میروم.
وی گفت: این دختر یک دانشآموز بازمانده از تحصیل بود که من به مدت سه سال با رفتن به این منطقه و آموزش به او، از ترک تحصیلش جلوگیری کردم.
گرگین اظهار کرد: در حال تلاش هستم تا از آموزش و پرورش برای این دانشآموز کد دریافت کنم و بهطور رسمی زمان بیشتری را برای تحصیل او اختصاص دهم و از ترک تحصیلش جلوگیری کنم.
این معلم عشایری از عشق خود به تدریس و داشتن تلاش و انضباط کاری برای تبدیل شدن به یک معلم نمونه و ایدهآل میگوید.
ایران سرزمینی با انسانهایی با قلبهایی دریایی و بزرگ است که معلمانش در خط مقدم دفاع از تحصیل و آینده فرزندانش در هر شرایطی تلاش میکنند.
معلم چراغی در دل تاریکی
معلم بودن یعنی روشن کردن چراغی در دل تاریکیها، بیهیاهو و بیادعا. معلم کسی است که خودش میسوزد تا دیگران راه پیدا کنند، همانطور که شمع در سکوت، اتاقی تاریک را معنا میبخشد.
او تنها درس نمیدهد، بلکه صبر، عشق و امید را نیز در قلب شاگردانش میکارد. با هر نگاه مهربان و هر لبخند صادق، درس انسانبودن را آموزش میدهد؛ درسی که هیچ کتابی آن را کامل نمیآموزد.
هر شاگردی که در مسیر زندگیاش موفق میشود، تکهای از روح معلمش را با خود دارد و شاید بزرگترین پاداش برای یک معلم، دیدن پرواز شاگردی است که روزی در دستان او بال گشوده است.
خوزستان با داشتن ۴۰ منطقه آموزشی، یک میلیون و یکصد هزار دانشآموز و ۷۰ هزار نیروی فرهنگی، یکی از استانهای وسیع آموزشی کشور محسوب میشود که معلمان فداکار آن، برای فردای روشن فرزندان این سرزمین با وجود همه سختیها تلاش میکنند.
منطقه مونگره از توابع شهرستان الوار گرمسیری در استان خوزستان، یکی از مناطق عشایری و کوهستانی با پراکندگی جمعیتی است که دسترسی به برخی خدمات آموزشی و ارتباطی در آن با محدودیتهایی همراه است.
این منطقه به دلیل شرایط جغرافیایی خاص و فاصله از مراکز شهری، عمدتا متکی بر حضور میدانی معلمان برای تداوم فرایند آموزش است.
روستاهای این بخش از جمله چنار و تاره، از سکونتگاههای کوچک و کمجمعیت عشایری محسوب میشوند که در برخی موارد به دلیل حدنصاب نرسیدن تعداد دانشآموزان، امکان تشکیل کلاس رسمی یا استقرار دائمی معلم در آنها وجود ندارد؛ از این رو آموزش در این مناطق با تکیه بر تلاش معلمان و پیگیریهای فردی برای جلوگیری از بازماندگی تحصیلی انجام میشود.