ساعت ۷:۱۵ دقیقه صبح است و خانم معلم اولین پیام کلاس را در گروه درسی شاد میفرستد. پیغام میآید: «در حال ارسال...» چند دقیقه بعد: «ارسال نشد. دوباره تلاش کنید.» دو بار، سه بار، چهار بار تلاش میکند. بالاخره فایل میرود. اما ماجرا تازه شروع شده است.
عقربههای ساعت ۶:۱۵ را نشان میدهد. هنوز خورشید در آسمان بالا نیامده است. در یکی از محلات حاشیهای شهر، زنی جوان در نور کمجانِ اتاق نشیمن، کتری را روی گاز میگذارد، گوشیاش را از شارژر جدا میکند و روی کاناپه مینشیند. او معلم است. دبیر ریاضی متوسطه دوم. امروز نوبت تدریس مبحث مشتق است. قرار است بچههای پایه دوازدهم را برای کنکور آماده کند. گوشی را باز میکند، انگشتش را روی آیکُن سبزرنگی میگذارد که نامش «شاد» است، و نفسی عمیق میکشد. این شروع یک روز کاری دیگر است؛ نه در مدرسهای از جنس سیمان و آجر، که در کلاسی از پیکسلها و رشتههای نامرئی شبکهای که هر لحظه بیم گسستنش میرود. اینجا «شاد» است؛ شبکهای که میگویند بزرگترین پلتفرم آموزشی کشور است، اما میان آنچه هست و آنچه باید باشد، هنوز فاصلهای هست که باید روایت شود.
وقتی فایلها باز نمیشوند؛ شکاف دیجیتال در اتاقهای درس مجازی
ساعت ۷:۱۵ دقیقه صبح است و خانم معلم اولین پیام گروه کلاس را میفرستد: «صبحبهخیر بچهها. آمادهاید برای ریاضی؟» پاسخها اما بهکندی میآیند. یکی دو نفر ایموجی قلب میفرستند و بعد، سکوتی طولانی. معلم فایل پیدیاف تمرینهای مرور را در گروه آپلود میکند. پیغام میآید: «در حال ارسال...» چند دقیقه بعد: «ارسال نشد. دوباره تلاش کنید.» دو بار، سه بار، چهار بار تلاش میکند. بالاخره فایل میرود. اما ماجرا تازه شروع شده است. چند دقیقه بعد، دانشآموزی در چَتِ خصوصی پیام میدهد: «خانم باز نمیشه.» حواس معلم باید هم به گروه کلاسی باشد و هم چتها و پیغامهای شخصی. این جمله، ترجیعبند زندگی روزمره بسیاری از معلمان در این روزهاست. «فایل خطا میده.» «گوشیم هنگ کرد خانم.» «فیلم دانلود نشد.» «ویس نرسید.» نسخههای جدید شاد، بنا به اعلام رسمی، با هدف بهبود کارایی عرضه میشوند؛ اما در عمل، برای دانشآموزانی که گوشیهایشان از رم ۲ یا ۳ گیگابایت بیشتر ندارد، این نسخهها تبدیل به بار سنگینی شدهاند که توان دستگاه را میبلعند.
زهرا، دانشآموز پایه یازدهم از روستایی در حومه شمال اهواز، میگوید: «گوشی من شیائومی قدیمی هست. مادرم هم یه هوآوی دارد که مال چند سال قبل است و من و برادرم هر دو باید در شاد حاضر باشیم. بعضی روزا گوشی من کلاً قاطی میکند و برنامه را میبندد.» مساله فقط سختافزار نیست. سرعت اینترنت نیز عنصری کلیدی در برقراری این ارتباط است. در استان خوزستان، بهویژه در مناطق روستایی و کمبرخوردار، پوشش اینترنت سیار ناپایدار است. دبیر فیزیکی از دشت آزادگان میگوید: «من خودم اینترنت ADSL دارم با سرعت ۲ مگابیت. بعضی وقتا آپلود یک فایل ۱۵ مگابایتی نیم ساعت طول میکشد. وقتی میخوام ویس بفرستم، باید دعا کنم که نصفه نَماند.»
کلاسِ هفت صبح با بدن نوجوان میجنگد
ساعتبندی رسمی شاد، داستان خودش را دارد. وزارت آموزش و پرورش براساس یک تقسیمبندی سراسری، صبحها از ۷:۱۵ تا ۱۰ را به متوسطه دوم اختصاص داده است؛ یعنی همان دانشآموزانی که در آستانه کنکور یا امتحانات نهایی قرار دارند. سپس نوبت به دانشآموز متوسطه اول، و سپس ابتداییها میرسد. استدلال پشت این برنامه نیز اعلام شده است: اگر همه مقاطع با هم آنلاین شوند، سرورها کشش ندارند. اما نتیجه این تصمیم برای دانشآموزان دبیرستانی، صبحهای زودهنگام و خوابآلودی است که در آن، ذهن هنوز آماده یادگیری نیست. محمد، دانشآموز پایه دوازدهم رشته تجربی در اهواز میگوید: «من شبها تا دیروقت بیدارم. یا درس میخونم یا آزمونهای آنلاین میدم. صبح که میشود واقعاً بدنم کوفتهست. ساعت ۷:۱۵ تازه باید در شاد حاضر باشم. ولی راستش خیلی وقتا فقط اسمم را مینویسم که غیبت نخورم، بعد دوباره میخوابم.» این وضعیت، که متخصصان از آن با عنوان «فرسودگی دیجیتال» یاد میکنند، نهتنها کیفیت یادگیری را کاهش میدهد، که به مرور انگیزه حضور در کلاس را از بین میبرد.
محتواها در شاد یکبار مصرف است
و اما یکی از عجیبترین و کمتر شنیدهشدهترین مشکلات شاد، محدودیت زمانی محتوای آموزشی است. فایلهای صوتی و تصویری و متنی که معلمان با صرف ساعتها زمان آماده میکنند، تنها برای یک هفته در دسترس دانشآموزان باقی میمانند. بعد از آن، بیهیچ هشداری ناپدید میشوند. انگار نه انگار که معلمی شب تا صبح بیدار مانده بود تا آن ویس دهدقیقهای را ضبط کند. انگار نه انگار که این محتوا میتوانست در هفتههای مرور و جمعبندی، به کار دانشآموز بیاید. یکی از دبیران زیستشناسی متوسطه دوم با لحنی آمیخته به تعجب میگوید: «من هر هفته خودم فیلم آموزشی میسازم. با گوشی خودم فیلم میگیرم، ادیت میزنم، صداگذاری میکنم تا در گروه درسی بفرستم. اما هفته بعد، فایل خطای دسترسی میدهد. انگار پاک شده است. اول فکر میکردم اشتباه از من است اما بعد فهمیدم که اشکال از سیستم شاد است. این سیاست نه تنها زحمات معلمان را هدر میدهد، که یادگیری دانشآموزان را نیز تضعیف میکند. در دنیای آموزش، مرور مطالب گذشته، یکی از پایههای تثبیت یادگیری است. وقتی دانشآموز نتواند به سادگی به محتوای هفتههای قبل رجوع کند، فرآیند یادگیری عملاً ناقص میماند.
چراغ آموزش همچنان روشن است
اما با همه این مشکلات در کلاسهای مجازی شاد چراغ آموزش روشن است و آنچه بیش از همه خودنمایی میکند، شکستناپذیری روح معلمان ایرانی است. همان معلمی که هر صبح، با آنکه میداند شاید فایلش ارسال نشود، باز هم گوشی را روشن میکند. همان معلمی که از فرسودگی دیجیتال رنج میبرد، اما ویسش را با صدایی پرانرژی شروع میکند تا دانشآموز آن سوی خط، دلزده نشود. همان معلمی که شبها بیدار میماند تا محتوایی بسازد که میداند یک هفته بعد اثری از آن نخواهد ماند، اما باز هم میسازد. چرا که عشق به آموختن، از هر مانعی در وجود او نیرومندتر است. معلمان امروز چشم به راه تغییری واقعی هستند؛ تغییری که صدایشان را بشنود و آن را از پشت پنجره بسته شاد عبور دهد. باشد که این صدا، این بار، طنینانداز شود: ما هستیم. تدریس میکنیم. اما تغییری واقعی میخواهیم؛ تغییری در کدنویسی، پهنای باند، و منطق طراحی این پلتفرم. تغییری از جنس احترام به زحمتی که هر روز بیچشمداشت تقدیم آینده این سرزمین میشود.