چهل روز از آن حادثه تلخ گذشت؛ چهل روزی که نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب در حسرت حضور دانشآموزانی ماند که الفبای شهادت را پیش از الفبای مدرسه آموختند و نامشان در تاریخ این دیار جاودانه شد.
چهل روز پیش، خبر شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب مثل نسیمی غمگین در دل شهر پیچید و امروز، در چهلمین روز پروازشان، آن داغ همچنان در سینهها تازه است. آنها نوجوانانی بودند با دلهای پاک و آرزوهای بزرگ؛ کودکانی که دفتر و مدادشان هنوز بوی آینده میداد و نگاهشان لبریز از امید بود.حالا چهل روز است که نامشان در کنار واژه سنگین و باارزش «شهادت» نشسته است؛ واژهای که هم افتخاری ابدی برای این خاک است و هم داغی عمیق که با هیچ گذشتِ زمانی سرد نمیشود.
اربعین این دانشآموزان بار دیگر به ما یادآوری کرد که حتی کوچکترین فرزندان این سرزمین نیز میتوانند بزرگترین درسها را به تاریخ بدهند؛ درس شجاعت، ایمان و اخلاص. آنها شاید بهار عمرشان کوتاه بود، اما نامشان برای همیشه در حافظه جمعی مردم میناب و ایران حک شده است. امروز چهل روز است که نیمکتهای کلاسشان خالی است، اما شمیم یادشان در دل دوستان، معلمان و خانوادههای صبورشان، بیش از هر زمان دیگری زنده و جاری است.
حالا در اربعینِ هجرتشان، هر بار که از کنار مدرسه شجره طیبه عبور میکنیم، نسیمِ خاطرهی آنها دلمان را به لرزه میاندازد. آنها رفتند، اما خاطره لبخندهای معصومانه، صدای خندههای کودکانه و رویاهای ناتمامی که در دل داشتند، همچنان در کوچهپسکوچههای شهر جاری است. در چهلمین روز این فراق، برای روح بلندشان آرامش و برای نام و یادشان ماندگاری ابدی در قلبهایمان آرزو میکنیم.