
محمدامین حیات مقدم:
در حدود سال ۶۱۲ قبل از میلاد، فرمانروای پادشاهی ماد با حکمران تمدن بابل پیمانی استراتژیک منعقد کرد. هدف بنیادین این پیوند نظامی، در هم شکستن سیطره دولت آشور بود که سرانجام در نینوا محقق گردید. به گفته برخی منابع، پس از فروپاشی مرکز قدرت آشوریان، فاتحان سهم خویش را از مناطق تصرف شده جدا نمودند. این پیروزی زیربنای ظهور مجدد امپراتوری کلدانی را فراهم ساخت. بابل نوین تحت هدایت نبوپلسر، به سرعت رشد نمود و به اصلیترین قطب رقیب برای دولت ماد مبدل گشت.
گروهی از بازماندگان لشکریان آشور بعد از سقوط پایتخت خویش، به شهر حران گریختند تا پایگاهی جدید بنا کنند. در حدود سال ۶۰۶ قبل از میلاد، سپاهیان مادی برای سرکوب آنها به سمت این شهر حرکت کردند. به گفته برخی منابع، حران در آن مقطع زمانی، بخشی از قلمرو تحت کنترل مستقیم بابلیها محسوب میشد که مورد هجوم قرار گرفت. نبرد سهمگین کارکمیش نیز در همین بستر تاریخی و جغرافیایی به وقوع پیوست. ورود نظامی به این منطقه، نخستین جرقههای تنش میان دو متحد قدیم را شعلهور ساخت.
تعارضات مرزی بر سر ناحیه راهبردی کلیکیه، بحران دیپلماتیک میان دو پادشاهی بزرگ را وارد فاز جدیدی کرد. اگرچه این سرزمین جزو داراییهای رسمی دولت نوبابلی بود، اما سران مادی اشتیاق فراوانی به الحاق آن داشتند. به گفته برخی منابع، پافشاری هوخشتره بر گسترش نفوذ در این نواحی، باعث بروز اصطکاک جدی با جانشینان نبوپلسر در بینالنهرین شد. تضاد منافع در شمال و نواحی غربی، صلح قدیمی را به رقابتی ژئوپلیتیک تبدیل کرد. بدین ترتیب، روابط دوستانه متحدان پیشین به سمت خصومت گرایید.