در این شبها، سنگفرش خیابانها قلبِ تاریخ مقاومتاند؛ به کوری چشم دشمنان هر شب به خیابان میآییم. هم برای غُرش بر سر متجاوزان و هم برای بیعتهای چندین و چندباره با رهبرمان. امشب رمز عملیات خیابانیمان این باشد: بیعتِ شانزدهم

اهواز، شب پانزدهم گذشت و شهر در آستانه میعادگاهی دیگر ایستاده است؛ میعادگاه شانزدهم. شبهایی که در حافظه خیابانها ماندگار میشوند، شبهایی که چراغهای شهر تنها برای روشنایی نمیسوزند، بلکه گویی برای روایت حماسهای تازه بیدار ماندهاند. این شبها، خیابانها دیگر صرفاً گذرگاه نیستند؛ به مثابه میدان جنگاند. میدانهایی برای اعلام آمادهباش مردمی که آمدهاند تا بگویند تا آخرین نفس ایستادهاند.
دخترانی با لباس رزم
این شبها سنگفرش خیابانها قلبِ تاریخ مقاومتاند؛ جانِ همدلی و همصدایی. خیل جمعیت آرام آرام از گوشه و کنار شهر به خیابانها میریزد؛ مردان و زنان، جوانان و سالخوردگان، همه با گامهایی مستحکم و آهنین. چون سربازانی که برای پیکار در خط مقدم نبرد در جبههها مهیا و آمادهاند. در میان جمعیت روزافزون شهرهای استانِ ما، دختران جوان نیز حضوری پررنگ دارند. دخترانمان در این گردهماییهای شبانه لباس رزم میپوشند و با مُشتهای گره کرد برای آمریکا و اسرائیل تو دهانی میفرستند. آنان تمثالهای روشنِ خشم و مقاومتاند و در این برهه صدایشان رساتر از همیشه به گوش میرسد. همه شب، مردم شهرستانهای خوزستان هر کدام با آیینی بومی مقاومت را در شاهرگهای حیات انقلاب زنده نگه میدارند.
دایه دایه وقت جنگه
در ایذه مردمِ شهر، با صدایی که از عمق فرهنگِ عشایری برمیخیزد، نوای آشنا و پرشور «دایه دایه وقت جنگه» را سر میدهند؛ آوازی که در گوش تاریخ این سرزمین بارها طنین انداخته و هر بار یادآور لحظههای ایستادگی مردم بوده است.زنان و مردان عرب هم برای دشمنان متجاوز رجز میخوانند. در این میعادگاههای شبانه سردادن اشعار حماسی و نوحههای ریشهدار، حلقههای همبستگی مردم را تنگتر میکند. این رسومِ پایداری نه تنها یادگار گذشتهاند، بلکه سرمایهای زندهاند که در بزنگاهها به میدان بیایند برای دفاع از خاک و پرچممان.
شبهای ستارهباران بیعت
این شبها آیین بیعتِ چندین و چندباره هم هست و آسمان شهر از برقراری این پیوند معنوی بین مردم و رهبرشان، ستارهباران. از عشایر گرفته تا شیوخ و بزرگان، از دانشجویان و جوانان تا زنان و مردان شهر، همه گرد هم میآیند تا بار دیگر پیمان خود را با رهبرشان تازه کنند. پیمانی که در نگاهها و شعارها و دستهای بالا رفتهشان دیده میشود. راستی! میخواهیم رمز عملیات امشب این باشد: بیعت شانزدهم بیعت در این شبها تصویری زنده از همبستگی است؛ تصویری که در آن فاصلهها رنگ میبازد و یک صدا از میان جمعیت برمیخیزد. گویی مردم آمدهاند تا بار دیگر نشان دهند که در بزنگاههای مهم کنار یکدیگر میایستند. باران اگر ببارد، طوفان اگر شهر را در هم بپیچد، یا اگر صدای موشک و جنگنده و پدافند در آسمان بپیچد، این جمعیت همچنان در خیابان میماند. تهدیدها و دسیسهها، هرچه باشد، نخواهد توانست عزم این مردم را در هم بشکند.
نمیتوانید مقابل اراده ملت ایران بایستید
در چهرههای دلیر زنان و دلیر مردانِ خیابان میتوان ترکیبی از احساسات را دید؛ غرور، خشم، امید و عزم. پرچمها بالا میرود و غُرشِ شعارها در فضا میپیچد؛ گویی شهر به یک صحنه بزرگ تبدیل شده است که در آن، هر کس نقشی در روایت مقاومت دارد. مردم میآیند؛ نه تنها برای حضور در یک تجمع، بلکه برای اعلام اتحاد. هر گامشان پیامی است به جهان بیرون، پیامی روشن از مردمی که میخواهند عشق خود به سرزمینشان را فریاد بزنند. اینگونه است که شب شانزدهم هم از راه میرسد؛ شبی دیگر در امتداد شبهای حماسه. حماسههایی که تا پیروزی حق بر باطل ادامه خواهد داشت. چرا که جهان باید بداند: هیچ قدرتی یارای ایستادن در برابر اراده ملتی که برای دفاع از وطن و باورهایش به میدان آمده است را ندارد.