در حالی که مسئولان محیطزیست میگویند همه گردوغبارهای پنج سال اخیر خوزستان منشأ خارجی داشتهاند، مرور اظهارات رسمی نشان میدهد معادله غبار در این استان همچنان میان کانونهای فرامرزی و داخلی در نوسان است.

بهمن ۱۴۰۴؛ خوزستان بار دیگر در هالهای از غبار فرو رفت. تودهای که به گفته مسئولان محیطزیست، از هزاران کیلومتر دورتر برخاسته بود؛ از سواحل شمال آفریقا، عبور کرده از سوریه و عربستان، تقویتشده بر فراز عراق و سرانجام وارد مرزهای غربی ایران شد. پرسش اما قدیمیتر از این طوفان است: منشأ گردوخاکهای خوزستان کجاست؟ داخلی یا خارجی؟
روایت تازه؛ «صددرصد خارجی»
محمدجواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ در گفتوگو با رسانهها اعلام کرد:در پنج سال اخیر، صددرصد گردوغبارهای رخداده در خوزستان منشأ خارجی داشتهاند.او درباره توده اخیر توضیح داد که این گردوخاک از لیبی شکل گرفته، ابتدا سوریه و عربستان را درگیر کرده، سپس در عراق تقویت شده و از مرز غربی وارد خوزستان شده است. به گفته اشرفی، در گذشته حدود ۷۰ درصد گردوغبارها منشأ خارجی داشتند اما در پنج سال گذشته سهم منشأهای خارجی به ۱۰۰ درصد رسیده است.با این حال او تأکید میکند که بارندگیهای اخیر فعلاً مانع فعالشدن کانونهای داخلی شده و نگرانی جدی از این بابت وجود ندارد.
اسفند ۱۴۰۰؛ هشدار درباره بازگشت کانونهای داخلی
اما این روایت تنها به امروز محدود نمیشود.اسفند ۱۴۰۰، همین مقام مسئول اعلام کرده بود که طوفانهای آن مقطع نیز از عراق و سوریه وارد خوزستان شدهاند و منشأ خارجی داشتهاند. در عین حال هشدار داد که اگر خشکسالی ادامه یابد و حقآبه تالابها تأمین نشود، کانونهای داخلی دوباره فعال خواهند شد.این نخستین نشانه جدی از چرخش نگاه رسمی به سمت منشأهای فرامرزی بود.
بهمن ۱۴۰۱؛ ۹۵ درصد خارجی
بهمن ۱۴۰۱، علی سلاجقه رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که ۹۵ درصد گردوغبار خوزستان منشأ خارجی دارد و عراق اصلیترین منبع آن است. او از نبود اقدام مؤثر منطقهای برای مهار کانونهای گردوغبار انتقاد کرد.در این مقطع، سهم منشأ داخلی در روایت رسمی به حداقل رسید.
فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴؛ ترکیب پیچیدهتر
فروردین ۱۴۰۴، علی محمد طهماسبی بیرگانی، مشاور رئیس سازمان محیط زیست، درباره یک طوفان گسترده گفت که توده گردوغبار بهطور کامل فرامرزی بوده؛ بادهای شمال عربستان، خاک را بلند کرده و این توده پس از ترکیب در عراق به خوزستان رسیده است.اما تنها یک ماه بعد، اردیبهشت ۱۴۰۴، فرهاد غُلینژاد، معاون محیط زیست انسانی اداره کل محیط زیست خوزستان، تصویری متعادلتر ارائه داد:او گفت بیش از ۷۰ درصد روزهای خاکی منشأ خارجی دارند اما حدود ۳۰ درصد مربوط به کانونهای داخلی است.به گفته او، ۷ کانون داخلی به وسعت ۳۴۴ هزار هکتار در استان شناسایی شده که بزرگترین آنها (۱۲۲ هزار هکتار) در جنوب و جنوبشرق اهواز قرار دارد. راهکار پیشنهادی او، تأمین حقآبه تالابها، حفظ پوشش گیاهی و افزایش تابآوری زیرساختها بود.
جمعبندی پنجساله؛ تغییر سهم یا تغییر روایت؟
مرور اظهارات رسمی از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نشان میدهد که:سهم منشأ خارجی در روایت مسئولان از «بیش از ۷۰ درصد» به «۹۵ درصد» و در نهایت به «صددرصد» رسیده است.عراق، سوریه و عربستان در اغلب موارد بهعنوان کانونهای اصلی ذکر شدهاند.در مواردی حتی شمال آفریقا (لیبی) نیز بهعنوان نقطه آغاز شکلگیری تودههای غبار مطرح شده است.با این حال، وجود کانونهای داخلی هرگز بهطور کامل نفی نشده و همواره تأکید شده که خشکی تالابها و کمبود بارش میتواند آنها را فعال کند.
مسئلهای فراتر از مرزها
اگر روایت بهمن ۱۴۰۴ را مبنا قرار دهیم، گردوخاک خوزستان دیگر یک مسئله صرفاً استانی یا حتی ملی نیست؛ بلکه بحرانی منطقهای و فرامرزی است که بدون همکاری کشورهای همسایه قابل مهار نیست.در عین حال، کارشناسان بر این باورند که حتی اگر منشأ عمده خارجی باشد، تابآوری داخلی – از طریق احیای تالابها، مدیریت منابع آب و تثبیت خاک – میتواند شدت و آثار این پدیده را کاهش دهد.خوزستان همچنان در خط مقدم گردوغبار ایستاده است؛ جایی که هر طوفان، نهتنها آسمان که معادلات زیستمحیطی منطقه را نیز تیره میکند. پرسش همچنان پابرجاست:راه مهار این غبار، از دیپلماسی منطقهای میگذرد یا از احیای خاکهای خودمان؟