هورالعظیم میان کمآبی و فعالیتهای نفتی درگیر چالشی عمیق است؛ تالابی که امروز بیش از همیشه چشمانتظار حقآبه خود مانده است.
تالاب هورالعظیم، یکی از مهمترین زیستبومهای جنوب غرب کشور و میراث مشترک ایران و عراق، سالهاست با بحران کمآبی و خشکی گسترده دست و پنجه نرم میکند؛ بحرانی که در کنار عوامل اقلیمی و سدسازیهای بالادست، فعالیتهای نفتی نیز بهعنوان یکی از متهمان اصلی آن مطرح شده است.معصومه ابتکار رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست تایید کرد که در مقاطعی، بخشهایی از تالاب برای تسهیل و کاهش هزینههای استخراج نفت خشک شده و بازگرداندن حقآبه آن با چالشهای جدی همراه بوده است. این اظهارات، بار دیگر این پرسش را در افکار عمومی زنده کرده که توسعه میادین نفتی آزادگان تا چه اندازه در تغییر چهره هور نقش داشته است.
فقط تقصیر نفت نیست...
در مقابل، علیرضا ورناصری قندعلی، نماینده پیشین مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا، معتقد است هرچند حفاری مخازن نفتی در بخش ایرانی تالاب در خشکی آن بیتأثیر نبوده، اما «تمام خشکی هورالعظیم» را نمیتوان به چاههای نفت نسبت داد. به گفته او، کاهش آورد آب و عدم تأمین حقآبه از سد کرخه و همچنین نرسیدن سهم تالاب از دجله و فرات، از عوامل اصلی وضعیت کنونی است. او تأکید میکند که طی سالهای اخیر روند کاهشی آب در هورالهویزه مشهود بوده و بدون تأمین آب، امکان احیای تالاب وجود ندارد.
حقآبه مفقود...
آمارهای ارائهشده از سوی محمد درویش رئیس گروه محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو نشان میدهد حقآبه سالانه هورالعظیم در بخش ایرانی حدود ۱.۴ میلیارد مترمکعب و در بخش عراقی ۲.۵ میلیارد مترمکعب برآورد میشود، اما میزان آب تخصیصیافته در سالهای اخیر فاصله چشمگیری با این ارقام داشته است. کاهش شدید ورودی آب، موجب خشک شدن نیزارها، بروز آتشسوزیهای گسترده و تبدیل بخشهایی از تالاب به کانون ریزگرد شده؛ پدیدهای که دود آن بارها تا اهواز نیز رسیده است.در عین حال، ساخت سد کرخه، تغییر مسیر آب در عراق، سدسازیهای ترکیه بر دجله و فرات و برداشتهای گسترده برای کشاورزی، همگی در شکلگیری شرایط کنونی نقش داشتهاند. کارشناسان میگویند در بخش ایرانی، تقسیم تالاب به پنج حوضچه و استقرار سازههای نفتی در برخی از آنها، ساختار طبیعی هور را دگرگون کرده است؛ بهگونهای که اکنون تنها دو حوضچه آب قابل توجه دارند و سایر بخشها با خشکی گسترده مواجهاند.
پیامدهای این وضعیت تنها به محیط زیست محدود نمیشود. کاهش جمعیت پرندگان، افت حاصلخیزی خاک، افزایش وابستگی به سموم شیمیایی در کشاورزی، تشدید ریزگردها و حتی تهدید معیشت جوامع محلی از جمله تبعاتی است که کارشناسان نسبت به آن هشدار میدهند. برخی نیز از احتمال افزایش مهاجرت از منطقه در صورت تداوم این روند سخن میگویند.اکنون هورالعظیم در نقطهای ایستاده که سرنوشت آن به تصمیمهای آبی، نفتی و دیپلماتیک گره خورده است. پرسش اصلی این است که در توازن میان استخراج از مخازن مشترک نفتی و حفظ یک زیستبوم راهبردی، کدام اولویت در عمل دست بالا را خواهد داشت؛ نفت یا آب؟