
محمدامین حیات مقدم:
بررسی دورهای که نادر به صحنهٔ سیاست و جنگ ایران وارد شد، نشان میدهد که او در بستری آشفته و پرتنش رشد کرد. خراسانِ آن زمان، منطقهای بود که امنیت در آن معنای روشنی نداشت. حملات پیدرپی ازبکها و ترکمنها، زندگی مردم را مختل کرده بود و هر گروه محلی برای حفظ جان و دارایی خود ناچار به تشکیل نیروهای دفاعی بود. نادر نیز در چنین فضایی بزرگ شد؛ محیطی که او را از همان جوانی با ضرورت جنگیدن، سازماندهی و دفاع آشنا کرد.
نخستین گامهای او در مسیر قدرت، از زمانی آغاز شد که به سپاه یکی از فرمانداران محلی پیوست. این دوره برای نادر فرصتی بود تا مهارتهای نظامیاش را تقویت کند و با شیوههای جنگی قبایل و نیروهای مختلف آشنا شود. تجربههایی که در این مرحله به دست آورد، بعدها در شکلگیری سبک فرماندهی او نقش تعیینکنندهای داشت.
پس از مدتی، نادر از خدمت آن فرماندار جدا شد و بهصورت مستقل عمل کرد. او ابتدا در منطقهای کوچک نفوذ پیدا کرد و توانست آن را تحت کنترل خود درآورد. این موفقیت نقطهٔ آغاز گسترش قلمرو او بود. نادر با سرعت و دقت، مناطق مختلف خراسان را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآورد. شهرهایی مانند سرخس، نیشابور و سبزوار، که هرکدام اهمیت راهبردی داشتند، بهتدریج زیر فرمان او قرار گرفتند.
گسترش قدرت نادر تنها به شرق ایران محدود نماند. او پس از تثبیت موقعیت خود در خراسان، نگاهش را به غرب دوخت. حمله به نواحی نزدیک کرمانشاه و سپس پیشروی به سوی همدان، نشان داد که او تنها به دفاع از یک منطقه فکر نمیکند، بلکه هدفش ایجاد یک قدرت فراگیر در سراسر ایران است. این پیشرویها، نادر را از یک فرماندهٔ محلی به چهرهای ملی تبدیل کرد؛