۱۲ بهمن، دوباره آمد؛ با صدای موتور، با طنین زنگ مدرسه و با فاتحهای که بر مزار شهدا خوانده شد. دهه فجر آغاز شد؛ نه فقط در تقویم، که در خیابانها، کلاسها و دلهایی که هنوز، با شنیدن نام انقلاب، چیزی درونشان روشن میشود چیزی به رنگ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.

ساعت هنوز به ۹:۳۰ صبح نرسیده که اهواز حالوهوای دیگری دارد. خیابانها انگار زودتر از همیشه بیدار شدهاند؛ نه فقط با رفتوآمد همیشگی، که با صدایی آشنا، صدایی که از دل خاطرهها میآید. غرش موتورهایی که از فرودگاه بینالمللی شهید قاسم سلیمانی اهواز به راه افتادهاند، فقط یک رژه نیست؛ بازخوانی یک تاریخ است، یادآوری روزی که یک ملت، بعد از سالها انتظار، نفس راحتی کشید.۱۲ بهمن است؛ روزی که نامش در تقویم ساده نوشته شده، اما در حافظه جمعی مردم ایران، ماندگار و سرنوشتساز است. روز بازگشت رهبر کبیر انقلاب اسلامی به میهن. همان روزی که امید، بعد از سالها تبعید، پا به خاک وطن گذاشت. حالا ۴۷ سال بعد، همین روز، در اهواز با رژه موتوری نیروهای مسلح آغاز میشود؛ رژهای که از فرودگاه شروع میشود و به گلزار شهدا ختم؛ مسیری که خودش روایتگر پیوند آغاز و انجام است.موتورها یکییکی صف میکشند. نظم و هماهنگیشان، یادآور انضباطی است که از دل سالهای سخت انقلاب و دفاع مقدس بیرون آمده. پرچمها در دستها میلرزد؛ نه از سر تردید، که از وزش باد سرد زمستانی. صدای موتور که بالا میرود، انگار تاریخ دوباره ورق میخورد؛ انگار همان هواپیمای معروف، دوباره دارد روی باند مینشیند.این رژه نمایش تداوم است. تداوم راهی که از ۱۲ بهمن ۵۷ آغاز شد و هنوز، با همه فراز و فرودهایش، ادامه دارد. نیروهای مسلح در مسیر فرودگاه تا گلزار شهدا، از کنار خیابانهایی میگذرند که مردمش خوب معنای «ایستادگی» را میدانند؛ مردمی که طعم موشکباران، آژیر خطر و پناهگاه را چشیدهاند و هنوز، نام انقلاب برایشان صرفاً یک واژه تاریخی نیست.
پایان مسیر، گلزار شهدای اهواز است؛ جایی که صداها آرام میشوند، موتورها خاموش و دلها روشن. فاتحهها خوانده میشود و سکوتی کوتاه، اما عمیق، فضا را میگیرد. اینجا، دهه فجر از دل تاریخ عبور میکند و به نامهایی میرسد که بیهیاهو، راه را هموار کردند. ادای احترام به شهدا، نقطه پایان رژه است؛ پایانی که بیشتر شبیه یک آغاز دوباره است.
اما دهه فجر فقط در خیابانها و رژهها خلاصه نمیشود. کمی آنسوتر، در فضای متفاوتی، صدای دیگری شنیده میشود؛ صدای زنگ انقلاب. زنگی که از جنس خاطره و معناست. مراسم آغازین دهه مبارک فجر، همزمان با نواخته شدن زنگ انقلاب، امروز ۱۲ بهمن در دبیرستان دخترانه «حجاب» اهواز برگزار شد؛ جایی که نسل جدید، روبهروی نسلی ایستاده که انقلاب را به چشم دیده است و این یک مدرسه از ۶ هزار مدرسه خوزستان بود که امروز باز هم طنین انقلاب در آن پیچیدحیاط مدرسه، پر از دانشآموزانی است که شاید ۱۲ بهمن ۵۷ را فقط در کتابها خواندهاند، اما امروز قرار است آن را حس کنند. مسئولان استانی کنار معلمان و دانشآموزان ایستادهاند؛ ترکیبی از تجربه و آینده. وقتی زنگ انقلاب نواخته میشود، سکوتی کوتاه همهچیز را در بر میگیرد؛ انگار زمان مکث میکند تا این صدا، درست شنیده شود.
زنگ انقلاب، فقط اعلام شروع یک دهه نیست؛ تلنگری است برای یادآوری مسیر طیشده. برای اینکه نسل امروز بداند آنچه امروز بدیهی به نظر میرسد، روزی آرزو بوده است. اینجا، انقلاب از قاب تصویر و شعار فاصله میگیرد و به گفتوگویی زنده میان نسلها تبدیل میشود؛ گفتوگویی که اگر درست شنیده شود، میتواند امید بسازد.همزمان با این آیینها، استان خوزستان آماده برگزاری برنامههای متعددی به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی شده است؛ برنامههایی که قرار است در روزهای پیشرو، در شهرهای مختلف استان برگزار شود و هرکدام، از زاویهای، روایتگر انقلاب باشد.از مراسم فرهنگی و هنری گرفته تا برنامههای مردمی و آیینی؛ همه در تلاشی مشترک برای زنده نگهداشتن یک خاطره جمعی.
۱۲ بهمن، دوباره آمد؛ با صدای موتور، با طنین زنگ مدرسه و با فاتحهای که بر مزار شهدا خوانده شد. دهه فجر آغاز شد؛ نه فقط در تقویم، که در خیابانها، کلاسها و دلهایی که هنوز، با شنیدن نام انقلاب، چیزی درونشان روشن میشود چیزی به رنگ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی...