تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱
کد خبر: ۳۲۴۳۷۳
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

فرمانده‌ای که داعش را در عراق شکست داد

فرمانده‌ای که داعش را در عراق شکست داد
شهید سیدحمید تقوی‌فر از چهره‌های مؤثر سال‌های پیش و پس از انقلاب اسلامی بود که از فعالیت‌های فرهنگی و مبارزاتی در خوزستان تا فرماندهی میدانی در دفاع از حرم امامین عسکریین(ع)، مسیری پیوسته از ایمان، مجاهدت و مسئولیت‌پذیری را پیمود.
 
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، او از روستای ابودیس و از کلاس‌های ساده قرآن شروع کرد، از نوجوانی که هنوز هجده‌ساله نشده بود اما راهش را پیدا کرده بود. سیدحمید تقوی‌فر، پیش از آن‌که نامش با سامراء و مقابله با داعش گره بخورد، جوانی بود که در دل خوزستانِ ملتهبِ پیش از انقلاب، ایمان را تمرین می‌کرد و مبارزه را می‌آموخت.

دبیرستان سعدی؛ جایی که مبارزه شکل گرفت

سال‌های نوجوانی‌اش با جلسات سخنرانی شیخ احمد کافی، ارتباط با فعالان انقلابی و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی(ره) گذشت. دبیرستان سعدی اهواز، فقط یک مدرسه نبود؛ نقطه تلاقی او با چهره‌هایی شد که بعدها ستون‌های دفاع و امنیت کشور شدند. آشنایی با اسماعیل دقایقی، محسن رضایی و علی شمخانی، او را به مسیر تشکیلاتی مبارزه کشاند و عضویت در گروه «منصورون» مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد.

تولد سپاه در اهواز و روزهای پرآشوب خوزستان

با پیروزی انقلاب اسلامی، وقتی سپاه پاسداران هنوز در حال شکل‌گیری بود، تقوی‌فر از نیروهایی بود که هسته اولیه سپاه در اهواز را ساختند؛ نه با شعار، که با عمل. روزهایی که خوزستان با توطئه‌های تجزیه‌طلبانه و ناامنی‌های سازمان‌یافته روبه‌رو بود، او به‌واسطه تسلط به زبان عربی، نقش مؤثری در شناسایی و خنثی‌سازی تحرکات ضدانقلاب ایفا کرد.

جنگ، شناسایی و فرماندهی در خط مقدم

جنگ که آغاز شد، برایش تفاوتی نداشت که فرمانده باشد یا نیروی عادی؛ جبهه خانه‌اش بود. شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات، کارهای سخت و بی‌نام‌ونشان؛ این‌ها انتخاب‌های همیشگی او بود. بعدها در کنار شهید حسن باقری، اطلاعات جنگ را می‌ساختند، نه پشت میز، بلکه در دل خطر. در سوسنگرد، واحد اطلاعات و عملیات را پایه‌گذاری کرد و فرماندهی قرارگاه رمضان را بر عهده گرفت؛ مسئولیت‌هایی که هیچ‌گاه او را از ساده‌زیستی و گمنامی دور نکرد.

پس از جنگ؛ مأموریت‌هایی فراتر از مرزها

پس از جنگ هم آرام ننشست. سال‌ها در سپاه قدس خدمت کرد و سرانجام در سال ۱۳۹۰ بازنشسته شد؛ نه برای آسایش، بلکه برای رفتن به جایی که احساس تکلیف می‌کرد. با آغاز بحران داعش، اصرار داشت در میدان باشد. بازنشستگی را انتخاب کرد تا مانعی برای حضورش نباشد.زندگی‌اش در آن سال‌ها، به سه بخش تقسیم شده بود: عراق، ایران و خانواده. یک ماه در عراق، در کنار نیروهای مردمی برای شکل‌گیری و تقویت «الحشد الشعبی»؛ دو هفته در خوزستان برای تبدیل خانه پدری به حسینیه و مرکز فرهنگی؛ و بیست روز در کنار خانواده. نه دنبال نام بود، نه مقام؛ فقط کار.

سامراء؛ ایستادگی زیر آتش برای حرم

وقتی داعش تا نزدیکی حرم امامین عسکریین(ع) پیش آمد، تقوی‌فر تنها مشاور نبود. در جرف‌الصخر، همراه نیروهای داوطلب ایستاد و منطقه‌ای را آزاد کرد که بعدها «جرف‌النصر» نام گرفت؛ عملیاتی که کربلا را از خطر موشک‌های داعش دور کرد. در سامراء، زیر آتش خمپاره، فرماندهی کرد تا داعش عقب‌نشینی کند.سرانجام ششم دی‌ماه ۱۳۹۳، پس از نماز ظهر، عملیات «محمد رسول‌الله» آغاز شد. چند قدم جلوتر از نیروهایش حرکت کرد؛ عادتی که همیشه داشت. گلوله تک‌تیرانداز داعشی، روایت زندگی‌اش را به پایان رساند؛ در سامراء، در دفاع از حرم، در زادگاه امام عصر(عج).

ساده‌زیستی یک فرمانده؛ بی‌ادعا، بی‌محافظ

او ساده زیست و ساده رفت؛ بی‌محافظ، بی‌تجمل، بی‌ادعا. فرمانده‌ای که با موتور رفت‌وآمد می‌کرد، از بیت‌المال حداقلی استفاده می‌کرد و میان نیروهایش یکی از خودشان بود. منصب برایش معنایی نداشت؛ خدمت داشت.پیکرش در اهواز تشییع شد و در شهر کارون، کنار پدر شهیدش آرام گرفت؛ مردی که زندگی‌اش روایت آرامِ ایمان بود و شهادتش پایان طبیعی همان مسیر.
captcha
آخرین اخبار