برنامه هفت رنگ ایران در اپیزود پانزدهم به اقدامات فردی میپردازد که به عنوان پدر بلوط ایران شناخته میشود؛ «مظفر افشار»، مردی که ازچند دهه قبل، وقتی علائم مرگ تدریجی بلوط ها را در دل زاگرس مشاهده یا حس میکند، تنها به کاشت درخت بسنده نمیکند؛ درخت هم البته میکارد اما بیشتر آگاهی میکارد و آنقدر خوب کار میکند که همراهی مردمی با وی نیز به حدی افزایش مییابد که امروز صیانت از بلوط ها به دغدغهای ملی تبدیل شده است.
همهچیز از دهه ۶۰ آغاز شد، زمانی که افشار، از نخستین به شمار می رفت که زمزمه مرگ تدریجی زاگرس را شنید اما به جای شکوه و شکایت صرف، کیسهای به دست گرفت و به دل کوههای لرستان زد. بذرهای بلوط را هفت تا هفتا از زمین جمع میکرد، گویی گوهرهایی گرانبها از چنگال فراموشی نجات میداد. این آغاز راهی بود که با هزینه شخصی و عشقی وافر طی میشد، بیآنکه چشمامیدی به بودجه دولتی داشته باشد.
در ارتفاعات صعبالعبور بام خرمآباد، جایی که شیب کوه نفس را در سینه حبس میکند، مظفر را میشد دید که با صلابت و امید، نهالهای جوان را در خاک مینشاند. او نه تنها بذر میکاشت، بلکه با روشهایی که گویی در خونش جاری بود، عمق مناسب کاشت را هم میدانست و خاک سازگار را هم تشخیص میداد. هر نهال برایش چون فرزندی بود که رشدش را ماه به ماه زیر نظر میگرفت و در دفترچهای قدیمی ثبت میکرد.
و این عشق، تنها عشق او نبود. در خانهاش، "زاگرس کوچک" ریشه دوانده بود. حیاط خانهاش به باغی از گونههای بومی تبدیل شده بود، گویی قطعهای از زاگرس را به شهر آورده بود. همسر و فرزندانش نیز یاوران بیتوقع این راه بودند. همراهی آنان بود که به تلاشهای او نظم و تداومی جاودان میبخشید.
درواقع مظفر تنها درخت نمیکاشت؛ او بذر آگاهی هم در دل مردم میکاشت. به کوهنوردان و چوپانان از اهمیت اکولوژیک بلوط میگفت و آنچنان با شور و شعف سخن میگفت که گویی راز کهن کوهستان را دارد فاش میکند. این تلاشهای خستگیناپذیر، کمکم الهامبخش دیگران شد و شبکهای از دلسوزان طبیعت را پدید آورد.
و امروز، پس از چهار دهه، جنگلهایی که روزی روبه زوال بودند، به همت اراده این مرد و همراهی زاگرس نشینان جان تازهای گرفتهاند. در نگاه کارشناسان، او "پدر بلوط ایران" و "نگهبان مردمی زاگرس" است. اما در نگاه کوهستان، مظفر افشار، همان مردی است که با دستان خودش، امید را در دل خاک کاشت و با عشقی پایدار، جنگلهای زاگرس را بار دیگر زنده کرد. داستان او روایتی است از اینکه چگونه اراده یک نفر، میتواند سرنوشت طبیعتی پهناور را دگرگون کند.

پدر بلوط ایران مددجویان ندامتگاه خرمآباد را هم به کار گرفت و به گفته خودش با کمک همین فرزندانش دارد با قوت بیشتر به مسیر سبزش ادامه میدهد.
جنگلهای زاگرس در غرب ایران، یکی از مهمترین اکوسیستمهای جنگلی کشور را تشکیل میدهند که عمدتاً توسط گونههای بلوط پوشیده شدهاند و گونه اصلی بلوط در این منطقه نیز بلوط ایرانی است.
بلوط ایرانی در مناطق کوهستانی زاگرس رشد میکند و نقش کلیدی در حفظ خاک، تنوع زیستی و تأمین منابع برای جوامع محلی دارد اما تحت تأثیر عوامل اقلیمی و انسانی قرار گرفته است.

در خصوص حفاظت از این بلوطها، باید گفت که جنگلهای زاگرس با پدیده زوال بلوط روبه رو هستند که عمدتاً ناشی از خشکسالیهای طولانیمدت، تغییرات اقلیمی و عوامل انسانی مانند چرای بیش از حد است.
بنابراین، نظارت مداوم بر سلامت این گونهها ضروری است و اقدامات حفاظتی شامل کاهش فشارهای انسانی، احیای مناطق آسیبدیده از طریق کاشت نهال و مدیریت آتشسوزی میتواند به حفظ این اکوسیستم کمک کند.
در دنیا سازمانهای بینالمللی، بنیادها و نهادهای علمی معتبر اقداماتی متنوع برای پاسداشت و حمایت از مدافعان محیط زیست داوطلب انجام میدهند؛ این اقدامات شامل اعطای جوایز مالی و افتخاری، ایجاد ابتکارات حمایتی برای حفاظت از حقوق آنها، و مستندسازی تلاشهایشان برای افزایش آگاهی عمومی است.
برای مثال، جایزه گلدمن محیط زیستی که اغلب آن را به عنوان "نوبل سبز" می شناسند، هر ساله به فعالان داوطلب محیط زیستی از مناطق مختلف جهان اعطا میشود و شامل کمک مالی ۲۰۰ هزار دلاری است تا آنها بتوانند کار خود را ادامه دهند.
سال ۲۰۲۴، این جایزه به افرادی مانند الوک شوکلا (Alok Shukla) از هند اعطا شد که رهبری کمپینی برای حفاظت از جنگلهای چاتیشگر /ˈtʃætɪsɡɑːr/ در برابر معادن زغال سنگ را بر عهده داشت و موفق به لغو ۲۱ معدن پیشنهادی شد.
سازمان محیط زیست سازمان ملل هم از طریق جایزه قهرمانان زمین که بالاترین افتخار محیط زیستی سازمان ملل به شمار میرود، از مدافعان داوطلب قدردانی میکند و بر نقش آنها در حفاظت از سیاره تأکید دارد؛ در سال ۲۰۲۴، این جایزه به افرادی مانند مادهاو گادگیل (Madhav Gadgil) از هند در دسته دستاورد مادامالعمر اعطا شد که دههها برای حفاظت از مردم و طبیعت در برابر پروژههای مخرب تلاش کرده است.