تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۰
کد خبر: ۳۲۲۰۸
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

مروری بر زندگینامه شهدای محوری راهیان نور جنوب

امیر سرلشکر شهید علی صفوی سهی، سردا سرلشکر شهید احمد سوداگر، سردار سرلشکر شهید علی هاشمی، سردار سرلشکر شهید یوسف‌رضا ابوالفتحی، شهید عبدالحمیددیالمه نماینده مجلس، جهادگر شهید هاشم ساجدی،داریوش رضائی‌نژاد دانشمند هسته‌ای شهید و شهیده طاهره هاشمی به عنوان شهدای محوری حماسه راهیان نور جنوب 1392-1391 معرفی‌ شده‌اند.

در این راستا  مروری داریم بر زندگی‌نامه این شهیدان.

سرلشکر شهید احمد سوداگر

احمد سوداگر در سال ۱۳۳۹ در شهر دزفول به دنیا آمد.

در مبارزات دوران شکوهمند انقلاب اسلامی دوشادوش امت انقلابی ایران حضوری فعال داشت. چند ماه قبل از شروع جنگ مسئولیت تیم‌های شناسایی در مرز ایران و عراق را عهده‌دار بود و در واقع اقدامات و تحرکات دشمن بعثی را رصد می‌کرد. وی از اولین روزهای دوران دفاع مقدس در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضوری فعال و تاثیرگذار داشت. در «عملیات والفجر مقدماتی» مسئول اطلاعات «قرارگاه قدس» بود.

در سال ۱۳۶۲ دوره فرماندهی ستاد را در ارتش گذراند و در سال ۱۳۶۳ به مسئولیت اطلاعات قرارگاه کربلا منصوب شد. سوداگر در تمام عملیات‌هایی که در جنوب انجام شد، به عنوان یک نیروی مؤثر و طراح عملیات حضور داشت.

در «عملیات والفجر ۸ » در منطقه فاو یکی از فرماندهان این عملیات بود. در ابتدای سال ۱۳۶۵ با تشکیل قرارگاه قدس، وی به مسئولیت اطلاعات قرارگاه قدس منصوب شد و بعد از جنگ مسئولیت‌هایی همچون جانشینی فرماندهی لشکر ۷ ولی‌عصر (عج)، فرماندهی لشکر ۸ نجف و لشکرهای ۲۵ کربلای مازندران، ۲۷ حضرت رسول(ص) و مسئولیت اطلاعات نیروی زمینی سپاه را برعهده داشت. در سال ۱۳۸۴ پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس را تأسیس کرد. از جمله خدمات ماندگار وی به تصویب رساندن تدریس علوم دفاع مقدس در دانشگاههای کشور بود.

سوداگر در سال اول جنگ در خط مقدم منطقه دزفول و شوش بر اثر انفجار مین از ناحیه پا مجروح و قطع عضو شد. همچنین در عملیات والفجر ۸ دچار عارضه شیمیایی شد.

رزمنده هشت سال دفاع مقدس و خادم رزمندگان در قرارگاه خاتمالانبیا و لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) و رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، سردار سرتیپ پاسدار حاج احمد سوداگر پس از سال‌ها مجاهدت و مبارزات پس از تحمل شکیبانه جراحات دوران دفاع مقدس در بیست و ششمین سالگرد این عملیات، در روز ۲۱ بهمن ۱۳۹۰بر اثر جراحات فراوان ناشی از جنگ و عوارض شیمیایی به یاران و همرزمان شهیدش پیوست.

سرلشکر شهید علی هاشمی

علی هاشمی در سال ۱۳۴۰ در شهر اهواز چشم به جهان گشود. کودکی او مصادف با دوران سیاه ستمشاهی بود و از همان زمان با افکار سبز و روشن اسلام پیوندی عاشقانه یافت.

وی ارتباط تنگاتنگ خویش را با کوثر زلال وحی از همانین سنین حفظ کرد و تفسیر قرآن و درس اخلاق را از برنامه‌های مهم خویش قرار داده و با علاقه و ارادتی که به نماز داشت مرید و مؤذن مسجد شد.

هاشمی پس از پیروزی انقلاب با تکیه بر مطالعات عمیق و آگاهی‌های دینی خود در بحث‌ گروهک‌های مختلف شرکت کرده و با بحث‌های منطقی، آنان را به تسلیم در برابر اسلام وا می‌داشت. وی از همان زمان ابتدا عاشق و دلباخته امام خمنیی و پیشتاز مبارزه بود و به همین دلیل به قصد خدمت به نظام وارد کمیته انقلاب شد و سپس به همراه حسین علم الهدی، آقایی و .... جهت تشکیل بسیج و سپاه تلاش‌های بسیاری کرد.

 

علی هاشمی

زندگی در جنگ مرحله نوینی از دوران پرتلاطم حضور حاج علی در دنیای خاکی بود. اوج ایثار و رشادت او در شناسایی‌هایش نمایان بود. آنچنان که تمام طرح‌های عملیاتی‌اش را با تعداد اندکی نیرو با موفقیت به انجام می‌رساند. با گسترش محورهای عملیاتی، حاج علی «تیپ ۳۷ نور» را در محور حمیدیه تشکیل داد و پس از عملیات بیت‌المقدس توانست سپاه بستان و هویزه را تشکیل دهد. ایجاد پاسگاه‌های مرزی و مسئولیت پدافندی کل منطقه از فعالیت‌های دیگر او بود.

وی پس از تشکیل قرارگاه «نصرت» و ارائه طرح کلی عملیات‌های خیبر و بدر، مسئولیت سپاه ششم امام جعفر صادق (ع) را عهده‌دار شد که حاصل آن سازماندهی ۱۳ یگان رزمی و پشتیبانی در استان خوزستان بود و شاید به همین دلیل او را سردار هور نامیدند. سرانجام قرارگاه نصرت در محاصره دشمن قرار گرفت و تعدادی از نیروهای اسلام به اسارت نیروهای بعثی درآمدند و علی هاشمی چهره محبوب و خندان عرصه‌های عشق و ایمان سرانجام به آسمان پیوست و نامش ستاره درخشانی شد بر تاریک تاریخ ملت ایران تا نسل فردای ایران راه درست زیستن را از او بیاموزند.

سرلشکر شهید یوسف‌رضا ابوالفتحی

یوسف رضاابوالفتحی در بهار سال ۱۳۳۲ در روستای "سکر آباد"نهاوند در یک خانواده کشاورز به دنیا آمد .دو ساله بود که پدر و مادرش به خاطر اختلاف با ارباب ده ن,گزیر به روستای شعبان کوچ کردند.

یوسف رضا مانند سایر کودکان روستا با رنج و سختی قد کشید و بزرگ شد. دوره ابتدایی را در این روستا گذراند و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در دبیرستانی که درس می‌خواند با فرزندان خانواده آیت‌الله پسندیده، برادر امام خمینی(ره) آشنا شد. همین آشنایی را چراغ راه زندگی‌اش قرار داد. او توانست با تلاش زیاد در دانشسرای تربیت معلم به تحصیلات عالیه خود ادامه دهد. آن دوران همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی مردم ایران بر علیه حکومت ستمگر پهلوی.او یکی از پیشتازان این مبارزه بزرگ والهی بود.

 

شهید یوسف‌رضا ابوالفتحی

بعد از پیروزی انقلاب برای حراست از دستاوردهای آن وارد کمیته انقلاب اسلامی سابق شد. تلاش او در کمیته انقلاب اسلامی برای مقابله با توطئه‌های ضد انقلاب خیلی زود توانست شایستگی‌هایش را در فرماندهی نشان دهد.

چرخش سریع تحولات انقلاب از شورش‌ها و خرابکاری‌های ضد انقلاب در کردستان گرفته تا جنگ عراق علیه ایران به نمایندگی از دنیای ظلم وستم و مبارزه با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر و منافقین او را لحظه‌ای آرام نمی‌گذاشت. آرام و قرار ظاهری او در روزهایی بود که به خاطر جراحت‌های پی در پی روی تخت بیمارستان می گذراند.

سال‌ها از دوران سخت مبارزات گذشته بود و ایران به یکی از باثبات‌ترین کشورهای تبدیل شده بود و این نبود مگر در سایه جانفشانی و مجاهدات رزمندگان وسردارانی چون یوسف رضا ابوالفتحی.

یازدهم اسفند۱۳۷۸را نشان فرمانده ناحیه انتظامی استان فارس، سردار یوسف رضا ابوالفتحی در روز عروسی پسرش محمد برای انجام ماموریت به یکی از مناطق استان فارس می‌رود. این آخرین ماموریت این سردار خستگی‌ناپذیر است. بالگرد حامل او و همراهانش سقوط می‌کند و سردار یوسف رضا ابوالفتحی پس از 20 سال تلاش و فداکاری در راه تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی به آرامش ابدی می‌رسد.

امیر سرلشکر شهید سیدعلی صفوی سهی

سید علی صفوی سُهی متولد۱۳۱۹در آغاز جنگ تحمیلی، فرمانده گردان ۲۹۳ تانک بوده و در عملیات‌های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان و آزادسازی

ارتفاعات الله‌اکبر حضور داشته است. دارای مدرک لیسانس علوم نظامی از دانشکده افسری در سال ۱۳۴۵ بود و یلزدهم مردادماه سال 62 به شهادت رسید.

هاشم ساجدی

هاشم ساجدی» در سال۱۳۲۶ در یکی از روستاهای دامغان به دنیا آمد. هنور طعم شیرین حیات را نچشیده بود که پدرش را از دست داد. کودکی او در سختی و گمنامی گذشت و نوجوانی‌اش به کار روزانه و درس شبانه؛ در اوج سختی و تنگدستی دیپلم گرفت و به کارگری در کارخانه‌ای در گرگان مشغول شد.

دست تقدیر او را به گنبد، تبعیدگاه شهید آیت‌الله مدنی کشاند و جرعه نوش باده مستانه آن پیر دلیر شد. اندکی بعد در آن دیار پیمان زناشویی با روحانی زاده‌ای مکرمه را استوار کرد و همزمان به فعالیت گسترده سیاسی علیه رژیم طاغوت پرداخت. این زمینه‌ها باعث شد تا به محض پیروزی انقلاب به جمع یاران امام در کمیته انقلاب اسلامی بپیوندد و پس از آن در اوج فعالیت ضدانقلاب در گنبد، برای رفع محرومیت از چهره روستاهای منطقه به برادران خود در جهاد سازندگی ملحق شود.

دیری نپایید که به مشهد هجرت کرد و در اولین ماه‌های شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه‌های جنوب شد و برای پر کردن خلاءهای جبهه‌ها تلاش‌های فراوانی کرد.

 

هاشم ساجدی

«فرهنگ کار مهندسی به وسیله ستاد پشتیبانی جنگ جهاد» در ابتدای جنگ، نه با سیستم ارتش تعریف شده بود و نه سپاه پاسداران. در این زمینه اطلاعات قوی داشت و هیچ تصمیمی در این مورد اتخاذ نشده بود و از خلاءهای بزرگ دفاع مقدس محسوب می‌شد. در این شرایط، فکر خلاق جهادی، اندیشه این تشکل کارآمد و مبارک را استوار ساخت و او همرزمانش با جان و دل طرحی نو درافکندند و این امر را در بین ارتش و سپاه بسترسازی کرده و به سامان رساندند. او در مصاف با دشمن در «عملیات والفجر۳ « مجروح شد و پس از بهبودی نسبی به عنوان فرمانده قرارگاه پشتیبانی و مهندسی جنگ «نجف» جهاد، راهی مناطق جنگی غرب کشور شد.

ساجدی، این سجاد شب و شیر میادین در روز نبرد، سرانجام بعد از سالها تلاش شبانه روزی، پنجم آذرماه سال 1363 و در حالی که برای نظارت بر فعالیت گردان‌های مهندسی جهاد سازندگی در مناطق جنگی عازم مأموریت بود، به دست منافقین کوردل به شهادت رسید.

شهید داریوش‌رضائی‌نژاد

داریوش رضایی‌نژاد د ۲۹ بهمن سال۱۳۵۶ در شهرستان آبدانان از شهرستان‌های استان ایلام به دنیا آمد .

از همان اویل کودکی در سخن گفتن و دیگر اعمال خود،نبوغ خود را به اطرافیان نشان داد. همراه با متولدین ۱۳۵۷وارد دوره ابتدائی تحصیلی شد و همیشه با هوش و توانایی خود معلم و دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار می‌داد. کلاس سوم ابتدائی را طی تابستان گذراند و دیگر سالهای دوره ابتدائی شاگرد اول و نماینده کلاس بود. در دوره راهنمایی با توجه به ظرفیت هوشی بسیار بالای داریوش،مقطع دوم را نیز در تابستان گذراند و با توجه به این سرعت بالا در کسب مدارج علمی توانست پیش از همکلاسی‌های خود دوره متوسطه را به پایان رساند و در تیرماه۱۳۷۳دیپلم خود را در رشته ریاضی دریافت کرد.رضایی‌نژاد چندین بار در مسابقات علمی استان ایلام مقام اول را کسب کرد.

وی مهرماه ۱۳۷۳در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه پذیرفته شد.با وجود پذیرش در بسیاری از رشته‌های مهندسی در دانشگاه‌های معتبر تهران ،اصفهان ،شیراز و... بنابر انتخاب خود وارد دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان شد.

 

شهید رضائی‌نژاد

با وجود نبوغ ذاتی در امور کارگاهی و آزمایشگاهی که از ویژگی‌های تمامی نوابغ و مخترعان است، در تحصیل و پذیرش و اجرای آکادمیک بسیار منظم و کوشا بود.

ضمن فراگیری و کسب تجربه در رشته خود،در زمینه استفاده از رایانه و علوم کامپیوتری بسیار توانا بود.با داشتن چنین توانایی‌هایی توانست در مدت هفت ترم و با رتبه اول به عنوان دانشجوی برتر دانشگاه، فارغ‌التحصیل شود.

به محض فارغ التحصیلی به عنوان پژوهشگر در مراکز مهم تحقیقاتی و علمی کشور مشغول به کار شد. در عرصه‌ فعالیت مورد نظر توانایی فراوانی داشت و نبوغ و تلاش خود را در مسیر خدمت به وطن خویش قرار داد. در همان نخستین سال شروع به کار، در آزمون کارشناسی ارشد سال۱۳۷۸ در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه دولتی ارومیه پذیرفته و مشغول تحصیل شد. در تیر ماه سال ۱۳۷۹ ازدواج کرد و صاحب یک فرزند دختر به اسم «آرمیتا» شد که قبل از پنج سالگی و در برابر دیده گانش شاهد پرپر شدن پدر عزیزش بود.

در طول خدمت پربار خود چندین مقاله در حوزه تخصصی خود نگاشت و بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی را رهبری و اجرا کرد و در پی همین فعالیت‌های علمی، از دانشگاه‌های متعدد اروپایی جهت ادامه تحصیل و فعالیت پژوهشی دعوت شد.این دانشمند مهین‌پرست به رغم همه این فرصت‌ها به واسطه عشق به این آب وخاک و روحیات خاص خود که همیشه خود را نمونه یک ایرانی وطن‌پرست می‌دانست،به همه آنها نه گفت .

در چند سال اخیر ضمن تدریس و انجام فعالیت‌های تحقیقاتی، مسئول اجرای بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی در دانشگاه‌های تهران،شهید بهشتی و خواجه نصیرالدین طوسی نیز بود.

رضایی‌نژاد با قبولی در تمام مراحل آزمون دکتری سال ۱۳۹۰،در دانشگاه خواجه نصرالدین طوسی پذیرفته شد اما با تأسف بسیار فرصت به پایان رساندن این مقطع تحصیلی را نیافت و اول مردادماه سال 90 توسط سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) که نتوانسته بود این دانشمند هسته‌ای پرتوان و وطن‌پرست را تحمل کنند،به شهادت رسید.

عبدالحمید دیالمه

عبدالحمید دیالمه، اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. پس از طی دوره دبستان ، دوره متوسطه را در «دبیرستان هدف شماره ۲» آغاز کرد و در دوران دبیرستان فعالیت اعتقادی و مبارزاتی را به اوج رساند. در سه سال متوالی به بهره‌جوئی از مدرسین حوزه علمیه قم و با نظرات دکتر شریعتی در زمینه‌های مختلف آشنا شد و با نقد منطقی نظریات وی نقش مهمی را در قبال نسل جوان آن روز ایفا کرد . دیالمه سه سال تمام علوم مختلف اسلامی،عرفان، فلسفه و منطق را نزد استاد شهید مطهری و علوم جدید را در رشته پزشکی در دانشگاه مشهد ادامه داد .

در دانشگاه مشهد به احیای تفکرات شیعی اقدام کرد و برای اولین بار در سطح ایران دعای کمیل را پایه‌گذاری کرد. معتقد بود که مبارزه در کنار دعای کمیل تحقق‌پذیر است .دیالمه جلسات سخنرانی خود را تحت عنوان ‹‹ صراط مستقیم ›› شروع کرد و بدین وسیله طالبان زیادی را به سمت خود جذب کرد و با مبارزه‌اش با افکار انحرافی و التقاطی را که سمی برای اسلام بود، خنثی کرد .

 

شهید دیالمه

در خلال این حرکت اعتقادی، شرکت وی در مبارزه مسلحانه، بارها سبب هجوم ساواک جهنمی و زندانی شدن وی شد دیالمه پس از اخذ مدرک دکتری از دانشگاه مشهد به تهران مد و ‹‹ مجمع احیای تفکرات شیعی ›› را تأسیس کرد .

فعالیت‌هایش در مشهد به او محبوبیتی خاص بخشید و موجب شد که پنج تن از علمای طراز اول مشهد بهنگام انتخابات مجلس شورای اسلامی از او بخواهند که از شهر مشهد کاندید شود و با پذیرفتن آن؛ در دوره اول ، رأی اکثریت را بدست آورد و انتخاب شد .

دیالمه ۲۶ ساله بود که فعالیت خود را در سنگر مجلس آغاز کرد . دیالمه از اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی صدر و روزنامه‌اش مشاهده کرد و به قصد افشاگری به همراه جمعی از دوستان مجمع از مشهد به تهران آمد و در روزنامه به اصطلاح ‹‹ انقلاب اسلامی» تحصن کرد و پس از آن در مجلس جزو اولین کسانی بود که به نحو مستدل و منطقی خطوط التقاطی گرد آمده در مقابل خط امام را افشا و جریان بنی‌صدر را بر ملا و او را به مناظره دعوت کرد و خط لیبرالیسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود، باز شکافت .

دیالمه آشنائی کامل به زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسوی داشت و در مجلس عضو کمیسیون امور شوراها بود .

او با وجود اینکه سیر طبیعی تعلیم در حوزه را طی نکرد ولی در بسیاری از موارد با افرادی که در سطح خارج حوزه بودند به مباحثه می‌نشست. از وی حدود ۴۰۰ ساعت نوار در مباحث مختلف بجا مانده است که در دست پیاده شدن است .

سرانجام منافقین پلید که ننگ بر آنان که نام خود را مجاهد خلق نهاده‌اند به نمایندگی از سوی جبهه متحد ضد انقلاب با انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی خون پاک این مرد و این سرو سروستان ایران زمین و ۷۲ تن دیگر را بر خاک ریختند.

شهیده طاهره هاشمی

طاهره هاشمی در سال ۱۳۴۶ در «بانو محله» آمل به دنیا آمد . نظرات خود را با صراحت به اشخاص می‌گفت و از بیان حقایق هیچگاه ترسی به خود راه نمی‌داد .

در سال 1356 و هنگامی که بیش از ۱۰ سال نداشت همراه با سایر مردم مسلمان در بیشتر تظاهرات شرکت می‌کرد. با پیروزی خون بر شمشیر برای پاسداری از انقلاب در انجمن اسلامی مدرسه‌ محل تحصیل خود به فعالیت پرداخت .

 

شهیده طاهره هاشمی

در کارهای تبلیغی از قبیل برپایی نمایشگاه عکس و پوستر و غیره فعالیت می‌کرد.

ششم بهمن ۱۳۶۰ در درگیری بین مهاجمین جنگلی و مردم ، او در جمع‌آوری کیسه شن ، دارو و غذا و ... سر از پا نمی‌شناخت و خستگی برایش معنی نداشت تا اینکه به دیدار خدایش شتافت و به آرزویش که همانا شهادت در راه معبود خود بود رسید .

مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار