تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۸:۴۷
کد خبر: ۲۹۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

آقاي خامنه‌اي عجب آدم خوش‎فكري است

فرزند مرحوم طالقاني مي‌گويد: هنگام پايان جلسه رفتم تا ابوي را برگردانم. وقتي ايشان در ماشين نشستند، جمله‌اي گفتند. گفتند: "اين سيد عجب آدم خوش‌فكري است! " با خودم فكر كردم ايشان چه‎كسي را مي‌گويند. پرسيدم: "آقا چه‎كسي را مي‌گوييد؟ " گفت: "آقاي خامنه‌اي را مي‌گويم ".
فرزند مرحوم طالقاني مي‌گويد: هنگام پايان جلسه رفتم تا ابوي را برگردانم. وقتي ايشان در ماشين نشستند، جمله‌اي گفتند. گفتند: "اين سيد عجب آدم خوش‌فكري است! " با خودم فكر كردم ايشان چه‎كسي را مي‌گويند. پرسيدم: "آقا چه‎كسي را مي‌گوييد؟ " گفت: "آقاي خامنه‌اي را مي‌گويم ".

به گزارش  فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، سخنان سيد‌مهدي طالقاني، فرزند مرحوم آيت‌الله طالقاني در اوج روزهاي فتنه كه گفته بود: "پدرم از هر جرياني به غير از جريان اصيل ولايت فقيه تبري مي‌جست. "، براي آنها كه قصد داشتند آن عالم وارسته را مصادره كنند، بسيار گران آمد.

امروز، چهاردهم اسفندماه سال 89، همايش نكوداشت اين مجاهد نستوه و به تعبير امام(ره) ابوذر زمان است. به همين مناسبت، خاطرات فرزند مرحوم طالقاني از مراودات پدرش با آيت‌الله خامنه‌اي خواندني خواهد بود:

جلسات شوراي انقلاب در جاهاي مختلفي تشكيل مي‌شد؛ يعني جاي ثابتي نداشت. گاهي اعضاي شوراي انقلاب به جايي مي‌آمدند كه ابوي ما مستقر بود. گاهي هم اين جلسات در منازل ديگران برگزار مي‌شد. اگر جاي ديگري بود، اكثر مواقع من ايشان را مي‌بردم و برمي‌گرداندم. يكي از آن روزهايي كه دولت موقت زمام امور را در دست داشت، جلسه شوراي انقلاب در منزل شهيد مطهري برگزار مي‌شد.

در جلسات شوراي انقلاب مسائل مختلفي مطرح مي‌شد. آن موقع قانون‌گذاري و تدبير مسائل مربوط به انقلاب با شوراي انقلاب بود. هنگام پايان جلسه رفتم تا ابوي را برگردانم. وقتي ايشان در ماشين نشستند، جمله‌اي گفتند. گفتند كه: "اين سيد عجب آدم خوش‌فكري است! ". با خودم فكر كردم ايشان چه‌كسي را مي‌گويند. پرسيدم: "آقا چه‎كسي را مي‌گوييد؟ " گفت: "آقاي خامنه‌اي را مي‌گويم ". مرحوم ابوي اگر از كسي حرف خوبي مي‌شنيد، حتماً تأييد مي‌كردند و مي‌گفتند. به همه هم مي‌گفتند كه: "اگر مطلب خوبي از كسي مي‌شنويد، حتماً تعريف كنيد و اگر مطلب بدي مي‌شنويد، تذكر بدهيد! ".

* برخي در حق شريعتي جفا كردند، اما . . .

در رويكرد به روشنفكرها، بين رهبر معظم انقلاب و آيت‌الله طالقاني هم‌سويي وجود داشت. در عين حال ايشان انتقادهايي نسبت به بعضي از مسائل آن جريان نيز داشتند. زماني كه هنوز خط و خطوط تثبيت نشده بود و اين جهت‌گيري‌ها به‌وجود نيامده بود و هنوز مردم در راه مبارزه بودند، حسينيه ارشاد پايگاهي براي جوان‌ها و تيپ روشن‌فكر بود. رهبر معظم انقلاب بارها - تا قبل از اختلاف نظر شهيد مطهري با مرحوم شريعتي - در جلسات حسينيه ارشاد شركت مي‌كردند و در حالي كه بعضي‌ها به‌شدت به مرحوم دكتر شريعتي جفا مي‌كردند و با او مخالف بودند، اما آيت‌الله خامنه‌اي يكي از حاميان اصلي دكتر شريعتي بودند. خيلي جاها ايشان از مرحوم دكتر شريعتي دفاع كردند. وقتي سخنراني آيت‌الله خامنه‌اي در خصوص دكتر شريعتي را مي‌بينيد، هم از نقاط قوت او مي‌گويند و هم از نقاط ضعف او. اصل هم همين است. يعني براي نقاط قوت از آن شخص بايد حمايت كرد و نقاط ضعف را هم بايد گفت، چون اين انتقادها سازنده است.

* ملاقات در دادگاه

دادگاه محاكمه مرحوم ابوي در سال 1342، ايشان را به ده سال حبس محكوم كرد. در آن زمان، اين دادگاه‌ موضوع پُرسر و صدايي شده بود. از آيت‌الله خامنه‌اي شنيدم كه بارها در اين دادگاه‌ها شركت كرده بودند. يكي از خاطرات ايشان از دادگاه ابوي اين است: "اولين ملاقاتي كه با مرحوم طالقاني داشتم، در دادگاه تجديد نظر ايشان بود كه در همين پادگان عشرت‌آباد تشكيل شده بود. دادگاهي بود كه ايشان و بقيه سران نهضت آزادي را محاكمه مي‌كردند. من از پيش، آيت‌الله طالقاني را مي‌شناختم، اما با ايشان از نزديك ديدار خصوصي نداشتم. سال‌هاي 41 يا 42 بود كه من در آن دادگاه شركت كردم. آن موقع من تازه از زندان آزاد شده بودم و ايشان در زندان شنيده بودند كه من در زندان هستم، ولي من در قزل‌قلعه بودم، لذا همديگر را نديده بوديم.

در آن دادگاه آقاي طالقاني عصايي دست گرفته و نشسته بودند و دادگاه را به رسميت نمي‌شناختند ولذا از خودشان دفاع نمي‌كردند. وقتي كه در دادگاه زنگ تنفس زده شد، آقايان براي اظهار ملاطفت به ما كه به عنوان تماشاچي دادگاه رفته بوديم، بلند شدند و به طرف ما آمدند. اين‌جا بود كه ما رفتيم و از نزديك با مهندس بازرگان و اينها سلام و عليك كرديم.

در همين حين كه ما مي‌رفتيم طرف اينها، دادستان از جايگاه خودش بلند شد كه براي تنفس به طرف ديگري برود. به آقاي طالقاني كه رسيد، خواست تملقي بگويد. اين جالب بود كه اين‌قدر روحيه آقاي طالقاني عالي بود كه دادستان خودش را محتاج اين مي‌ديد كه به ايشان تملق‌گويي كند. آمد و يك جمله‌اي گفت كه دقيقاً يادم نيست؛ به اين مضمون كه من هم از خانواده روحاني هستم. آقاي طالقاني با بي‌اعتنايي تحقيرآميز توأم با طنزي به او گفتند كه، متأسفانه عين جملات ايشان هم دقيقاً يادم نيست، اما همين‌قدر يادم هست كه همه جمعيتي كه دور آقاي طالقاني ايستاده بودند، قاه‌قاه به دادستان خنديدند.

آن منش و روحيه را من از دادگاه در ايشان ديدم و اين مقدمه‌اي بود براي ديدارهاي بعدي ما در طول سالياني كه در زندان بودند. هروقت كه من زندان نبودم، به ديدارشان مي‌آمدم و در زندان از پشت ميله‌ها صحبت مي‌كرديم. پيغام‌هايي داشتند براي آقاي ميلاني در مشهد و براي جريان‌هايي كه ما غالباً در آنها شركت داشتيم. بعد هم كه از زندان بيرون آمدند، تماس‌هاي زيادي داشتيم و همه برخوردها و ديدارهاي من با آيت‌الله طالقاني تا روزهاي آخر حيات‌شان، همان روحيه را كه در اولين ديدار در دادگاه ديدم، تقويت مي‌كرد ".

* اين كتاب را ترجمه كن

در جلسه‌اي كه دوشنبه‌ها در خدمت رهبر معظم انقلاب بوديم، مي‌فرمودند: "مرحوم ابوي اطلاعات خوبي داشت ". در همان زمان كه ظاهراً دادگاه بودند يا هنوز دستگير نشده بودند، گفته بودند آقاي طالقاني كتابي به نام "ثورة الحسين(ع) " به من داد تا ترجمه كنم. من هم خواندم و خيلي از آن استفاده كردم.

يكي از مسائلي كه از مادرم شنيدم، اين بود كه گاهي كه پيش مي‌آمد كه آيت‌الله خامنه‌اي دو سه روزي از تبعيد مرخصي داشتند تا به تهران بيايند و به مشهد بروند، حتماً سري به منزل ما مي‌زدند و با آيت‌الله طالقاني مشورت مي‌كردند. منزل آميرزا خليل كمره‌اي و استاد اميري فيروزكوهي هم نزديك منزل مرحوم ابوي بود. شنيده بودم گاهي كه به ديدن مرحوم اميري فيروزكوهي مي‌آمدند، آيت‌الله طالقاني هم به منزل كمره‌اي مي‌رفتند و در آنجا همديگر را مي‌ديدند.

* مورد مشورت

يكي دو بار هم ابوذر بيدار مرقومه كرد كه بسياري از علما و مراجع قم در زماني كه ايشان تبعيد بودند و قبل از آنكه مي‌خواستند ايشان را تبعيد كنند، اعلاميه داده و از ايشان حمايت كرده بودند. وقتي آيت‌الله طالقاني از تبعيد برگشتند، قرار بر اين شد كه ايشان با تك‌تك آن آقايان ارتباط برقرار كند و از آنها تشكر كنند. آيت‌الله خامنه‌اي مورد مشورت آيت‌الله طالقاني بودند براي بازديد از اين علما و مراجع عظام. البته يادم مي‌آيد ابوي خوششان نمي‌آمد كه بعضي‌ها را ببينند. آقاي بيدار مي‌گويد در اولين ديداري كه آيت‌الله طالقاني مرا خواستند و به خانه‌شان رفتم، ديدم آيت‌الله خامنه‌اي هم آنجا هستند. بحث‌شان اين بود كه چگونه پاسخ كساني را بدهند كه از ايشان در اعلاميه‌ها يا به‌صورت شفاهي حمايت كرده بودند و يا آقازاده‌ها‌شان را براي حمايت از ايشان فرستاده بودند و چگونه از ايشان تشكر كنند. يا چگونه و با چه ارجحيتي سراغ بعضي از اين آقايان بروند. مورد مشورت ايشان درباره اين مسائل، آيت‌الله خامنه‌اي بود و يكي ديگر از آقايان.
غیر قابل انتشار:
در انتظار بررسی:
انتشار یافته: ۱
محمدیان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۳۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۵
0
0
قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
captcha
آخرین اخبار