خوزستان منبعی تمام ناشدنی از منابع نفت و گاز است که سوختهای فسیلی به شکلی گسترده از زیر زمین آن در حال استخراج هستند؛ هر کسی از هر نقطهای وارد این استان شود، تفاوت آب و هوا را در آن احساس میکند.
به محض ورود به اهواز مشعلهای در حال سوختن از هر جایی قابل رویت هستند و آنچه پیش از هر چیزی انسان را دچار تشویش میکند، سختی در تنفس برای انسانهای دارای بیماریهای زمینهای است.
ابراهیم جوان اهل کهگیلویه و بویر احمد که برای درمان به شهر اهواز آمده، روی صندلی در یکی از مراکز درمانی در کیانپارس نشسته، با او هم صحبت شدم و پس از اندکی گفتگو از هوای اهواز گلایه کرد؛ ابتدا از گرمتر بودن گفت سپس از آلودگی مشهود هوا نالید که باعث شده حتی نفس هم سختتر بکشد.
آنچه بیشتر از همه موجب شده تا نفس مردم در خوزستان دچار تنگی شود و مشکلات تنفسی و سرطان ریه رشد کند، تولید آلایندهها است که منشاء آن بیشتر از همه شرکتهای نفتی هستند؛ صنعت نفت و وزارت نفت از چنان قدرت و نفوذی برخوردار است که طی سالهای گذشته حتی از پرداخت حق آلایندگی به مردم محلی امتناع میکرد.
سینا شیوندی یک فعال محیط زیست میگوید: وزارت نفت نهادی «گستاخ» و «گردن کلفت» است؛ منابع یک منطقه را رایگان میبرد، محیط زیستش را نابود میکند، ثروت اندوزی دارد و آنچه عاید مردم محلی میشود آلودگیهای متعدد زیست محیطی، آلودگی هوا، مشکلات تنفسی و در نهایت توسعه نیافتگی است.
یک نماینده مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خوزستان نیز که خواست نامی از او برده نشود به ما گفت: در ابتدای مجلس یازدهم اکثر نمایندگان به دنبال این مسئله بودند تا به هر نحوی شده وزارت نفت را مکلف کنند از طریق مسئولیتهای اجتماعی و حق آلایندگی در توسعه مناطق خوزستان موثر باشد، اما به این مسئله تن نمیداد.
او افزود: از همین رو چندین نماینده مردم در مجلس حسابهای شرکت نفت را با دستور قضایی مسدود کردند و دولت نیز موظف شد حق آلایندگی را برای توسعه مناطق محروم خوزستان به آنها پرداخت نماید.