ادبیات، وسیلهای مقدس است که فریادهای جغرافیاهای مختلف را به تمام گوشهای جهان میرساند تا بگوید انسانهایی در گوشهای، بدین گونه با رنج دست به یقه شدهاند. در این میان، ادبیات به گونههای متفاوتی دستهبندی میشود تا فریادها یک گونه نباشد. ادبیات روسیه. ادبیات فرانسه. ادبیات عرب. ادبیات امریکای لاتین. ادبیات درام. ادبیات معمایی. ادبیات پایداری و دهها گونه دیگر که همه از مغزهای پر از فریاد، ریشه گرفتهاند.

ما نیز برای فهمیدن بخشی از این رویای خیالانگیز، در یکی از روزهای سرد زمستانی، به همراهی جمعی از دوستداران ادبیات، با حاج محمود زهرتی، رزمنده، جانباز، نویسنده دفاع مقدس و یکی از پیشکسوتان ادبیات پایداری خوزستان به گفتوگو نشستیم تا برای ما تشنگان فریاد از ادبیاتی به نام پایداری سخن بگوید؛ ادبیاتی که در شرایط اختناق، استبداد داخلی، جنگ، اشغال نظامی، سرکوب آزادیهای اجتماعی، قانون ستیزی، قانون گریزی و ظلم نوشته میشود و با درونمایهای از جنس ایستادگی، پایداری را در جهان فریاد میزند.
فارس: سلام حاج آقا. در خدمتتان هستیم تا برای ما که در ابتدای راه ادبیاتیم از پایداری بگویید
زهرتی: سلام علیکم. آفرین بر شما که چراغ راه شهدا را روشن کردید. تمام دار و ندار ما از شهداست. و هر قدمی که در این راستا برداشته شود یک نور و تاریخ است که برای آیندگان ماندگار خواهد شد. بسیاری از تنشها، اغتشاشات و بحرانها در هر زمینهای میگذرند اما آنچه که میماند، صاف و زلال تفکر شهداست. آنچه که باقی میماند ایثار این بزرگواران است که یکی از ثمرات آن، محور مقاومت میباشد و مانند این اثرات فراوان است که نه تنها بر دنیای اسلام که بلکه بر تمام جهان اثر گذاشته است. بنابراین حرکت شما در مسیر ادبیات پایداری، مبارک است و یقین بدارید که شهدا ناظرند و برکتی نصیبتان میشود که به نسلهای بعدی نیز منتقل خواهد شد.
فارس: آیا گستره شهدایی که اشاره کردید در ادبیات پایداری تنها محدود به برحهی چند سالهی دفاع مقدس است؟
زهرتی: خیر. شما ببینید مگر چند نفر از شهدای کربلا آدمهای خاص بودند؟ شاید بگوییم ده یا پانزده نفر اما بقیهی شهدا شناخته شده نبودند و با این وجود، برکتی با ایثار خونشان نصیب شد که هزار و چهارصد سال است میدرخشند؛ هر سال بیشتر از سال قبل و اربعین تنها یک نمونه از آن است.
فارس: آغاز ادبیات پایداری در خوزستان و نحوه ورود شما به این مقوله به چه صورت بود؟
زهرتی: سال 1359 وارد سپاه شدم. مسوول امور شهدای منطقهی هشت بودم. از همان لحظات اول، کار در موضوع شهدا آغاز شد و اولین حرکتها، تدوین زندگینامه و وصیتنامههای شهدا بود. خب طی این حرکت، بزرگان زیادی پرورش یافتند که یکی از آنها عبدالرضا حیاتی بود؛ البته درست است که در جهاد بود اما در جبههها حضور فعال داشت و سر و کلهی کسانی پیدا شد که واقعا نه تنها در ادبیات که در بقیهی مقولههای فرهنگی و هنری نیز استخوان خرد کردند. حرکت اندک اندک شکل گرفت. یادم میآید مقام معظم رهبری یک وقتی خطاب به منافقین فرموده بودند که «هنر را شما نمیخواهد یاد ما بدهید، ما هنر را در جبههها زیر توپ خمپاره و ترکشهای دشمن یاد گرفتیم.»

فعالیتهای ادبی و فرهنگی قبل از جنگ و با شروع انقلاب وجود داشت اما دفاع مقدس در مقوله هنر، اعم از کتاب، فیلم، نقاشی و ... جهش ایجاد کرد، موج ایجاد شد.
فارس: با گذشت چند دهه، ارزیابی شما از جایگاه فعلی ادبیات پایداری و به ویژه در خوزستان چیست؟
زهرتی: من از سال 1359 دست به قلم بردم و مطلبم در مجله سروش در ویژهنامه سال 1360 به چاپ رسید. از اینرو اینکه میگویم بچههای خوزستان مولفاند از سر تجربه است. شاید باورتان نشود، از سال 1360 در حوزه هنری با تک تک نویسندهها در ارتباط بودم و مطالبشان به دستم میرسید، بعضی از آنها شناخته شده نبودند، از شهرستان آمده بودند اما مشخص بود مولفاند؛ سبک مخصوص به خودشان را داشتند، قلم داشتند و نوشتههایشان هم چاپ میشد.

اما تا دور همیم یک درد و دل دارم و آن اینست که اگر انجمنی، پاتوقی منظم نداشته باشیم که نویسنده یا شاعر بداند که حداقل هر دو هفته یک بار در این کانون جلسه برگزار است و اساتید میآیند و نقد میکنیم و مینویسیم و میخوانیم، فعالیتمان جزیرهای خواهد بود. نه اینکه در حال حاضر پاتوق نباشد، خیر، پاتوق هست اما منظم نیست. میرا است. شاید تک و توک خروجی این جلسهها نویسنده داشته باشد اما اگر جلسات منظمی نباشد موج فراگیر ایجاد نمیکند. ماندگار نخواهد بود. نباید تنها به فعالیتهای مجازی اتکا کرد. جلسات حضوری تاثیرات شگرفی بر آینده ادبیات دارد.
فارس: چه چیزی باعث میشود در ادبیات پایداری، اثری شاخص به مرحله تولید و رونمایی برسد؟
زهرتی: فیلم اخراجیها چرا دیده شد؟ چون زاویهی دید متفاوتی داشت؛ قبل از این فیلم، کارهای طنز انجام شده بود اما هیچ کس جرات نمیکرد به این وسعت طنز به این موضوع بپردازد. به این وسعت وارد قضیه دفاع مقدس شد و موفق شد. الآن نمیخواهیم اثر را نقد کنیم اما زاویهی ورود، متفاوت بود. بیشتر سوژههای ادبیات پایداری و دفاع مقدس در خوزستان موجود است، سفرهای است که پهن است، چرا استفاده نمیکنید؟ نهادها و سازمانها چرا خوابند؟ دست و بال نویسندهها را باید گرفت و رشد داد. آقای مصطفی مستور هم از همین کنگرهی شهدا رشد کرد. و آثاری خلق شد که ماندگار بود، مانند کارهای آقای حبیب احمدزاده. کارهای درشتی بودند. اما با وجود اثرهای خوب، خیلیها نمی دانند این نویسندگان خوزستانیاند. خب این اشتباه است. صدا و سیما کجایی؟ چرا تبلیغ نمیکنیم؟
فارس: نقش انتشارات دولتی در دیده شدن آثار را بیشتر میبینید یا نویسندگانی که برای چاپ اثرشان به سراغ ناشرهای خصوصی رفتند؟
زهرتی: ببینید نویسنده وقتی اثرش را نوشت مثل غریقی است که هر چه به دستش رسید از آن آویزان میشود. چرا؟ چون میخواهد اثرش را چاپ و منتشر کند اما این بد است. اشتباه است. باید دنبال کار نویسنده بدوند. نهادهای دولتی باید بدوند دنبال نویسنده. باید منت او را بکشند. آثارش را چاپ کنند. نه اینکه نویسنده با هزار زحمت چاپ کند و بعد بگذارد توی کیفش و از این سازمان به آن سازمان و اداره دوندگی کند تا کتابش در جامعه مطرح شود. کجایند آن سازمانهای مبلغ؟ هیچ کدام نیستند. هر کدامشان گرفتار روزمرگیهای خودشان هستند.
فارس: کتاب حوض خون اولین کتاب خوزستانی بود که از دست رهبر تقریظ خورد؛ کتابی با موضوع ادبیات پایداری که شاخصهای مدنظر شما را در مجموع شامل میشود؛ در پایان گفتوگو چه نظری در رابطه با این اثر دارید؟ کتابی که مثال خوبی برای شروع گروهی در این عرصه خواهد بود
زهرتی: میبینید؟ این همان بروز و جریانی بود که گفتم باید بیشتر ایجاد شود. این کتاب، بروز یک قلم بود. شما تلاش کردید و یقینا تلاشی پشت آن بوده است. از حالا به بعد هم باید همین سعی و تلاش را در پیش گرفت و کتابهای بزرگ دیگری در حوزههای مختلف ادبیات و به ویژه ادبیات پایداری نوشت؛ باور کنید شهدا سبب برکت میشوند، کافیست جوانهای خوش ذوق و خوش قلم بسم الله بگویند.