مجموعهای از مراسلات و مكاتبات مربوط به آستان حضرت معصومه (س) میان سالهای 1306 تا 1317 ش است كه نام بسیاری از علمای وقت و نیز حاكمان دولتی در میان آن دیده می شود. این اثر منبعی برای شناخت تاریخ قم است.
رسول جعفریان در گزارشی در این باره نوشت: فكر كنم بیش از ده سال قبل بود كه آقای محمد گلبن با بنده تماس گرفتند و گفتند كه تعدادی دفتر در اختیار دارند كه حاوی اسنادی مربوط به تولیت آستانه حضرت معصومه در قم است. وقتی دفاتر را ملاحظه كردم، به اهمیت آنها پی بردم. به همین دلیل در خدمت آقای گلبن نزد آقای مسعودی رفتیم و دفاتر مزبور تا آنجا كه به خاطر دارم به قیمت چهار میلیون تومان خریداری شد.
این دفاتر، دفاتر ثبت نامه های ورودی و خروجی تولیت بوده است. آن روزگار
كه كپی وجود نداشته، هر نامه ای كه وارد یا صادر می شده در دفتری عینا
رونویسی می شده است. این دفاتر عبارت از همین نامه ها ما بین سالهای 1306 –
1317ش است كه مهم ترین سالهای حكومت رضا خان در ایران است. اكنون پس از
سالها مشاهده كردم كه (گویا) گزیده ای از این نامه ها منتشر شده است. شگفت
كه تاریخ مقدمه آن سال 1383 اما تاریخ چاپ 1389 است. معلوم نشد چرا سالها
برای چاپ معطل شده است. متاسفانه هیچ تصویری هم از این دفاتر و نامه ها
گذاشته نشده تا بتوان نمونه خط را تطبیق كرد.
آنچه در این مجموعه مراسلات جالب توجه است وجود نامه هایی از برخی از
عالمان وقت مانند مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی، حاج شیخ عبدالكریم حائری،
شیخ عباس قمی، محمد حسین كاشف الغطاء، ضیاءالدین عراقی، حاج آقا حسین قمی،
و سید ابوالقاسم كاشانی است. مخاطب نامه های ورودی سید محمد باقر حسینی
فرزند میرزا سید حسین متولی باشی است كه سالها تولیت آستانه قم را داشت تا
آن كه به سال 1320ش درگذشت.
در این مجموعه نامه ها طبقه بندی موضوعی شده و بر همین اساس در كتاب به
چاپ رسیده است. به نظر می رسد بهتر بود به روال تاریخی چاپ می شد و در آخر
فهرستی موضوعی از آنها به دست داده می شد.
برخی از نامه ها جالب توجه است. نامه تولیت به شیخ عباس قمی در 16 شوال
سال 1347 برای تبیین درست تاریخ وفات حضرت معصومه (س). (ص 37).

نامه ای از حسنعلی نخودكی برای تولیت به این شرح: برای مریضه دعایی خواسته
بودید، دعای خوف را صبح ناشتا با سه قل هوالله و سه صلوات بخوانند و میل
كنند و بعد از خوردن یك سوره حمد بخوانند. در سابق دستوری به جهت كشتن
گوسفند نوشته بودم. یك گوسفند به همان طریق بكشید و گمانم این است كه برای
این زخم، برگ گردو را در آتش ریخته بخور آن را بدهند. نافع باشد! (ص 68).
و دنباله آن یك نامه دیگر در همین زمینه با این مقدمه: اولا حقیر خود را
هیچ قابل نمی دانم. اگر اثری از بعضی ادعیه دیده شده، امر فرمایش بزرگان
بوده كه اجازه نوشتن بعضی ادعیه را داده اند (و آنگاه كیفیت كشتن گوسفند
به شكل مخصوص).
نامه تولیت به شیخ عباس قمی در باره تاریخ جهان آرا و كتاب بیت الاحزان:
در خصوص تاریخ جهان آرا امید است با سلامت مزاج مراجعه فرموده نتیجه را
اطلاع دهید. كتاب بیت الاحزان را هر گاه ارسال دارید ، كاتب در قم، یافت
می شود، استنساخ نموده، عینا عودت می دهم. (ص 81). تولیت قم كتاب جهان آرا
را برای پیدا كردن شجره خود می خواسته است.
نام آقا شیخ عبدالمجید كفشدار كاظمین به تولیت هم جالب است: به واسطه
سختگیری دولت علیه ایران، زوار ایرانی هم كمتر به عتبات عالیات مشرف می
شوند و به این جهت، این مشاهد مقدسه خالی از ازدحام و خلوت می باشد (ص
129).
در بین این نامه ها، سواد فرمان از كریم خان زند در باره معاف بودن آستانه
از پرداخت مالیات درج شده است متن این فرمان مفصل در ص 220 – 221 آمده
است.
در میان این اسناد، نامه هایی نیز در باره برخی از امور درمانی و
بیمارستانی و آوردن پزشك هم دیده می شود كه برای تاریخ قم به كار می آید. (
ص 243).
هیچ روشن نشد كه آیا اینها همه نامه هاست یا گزیده آنها. ای كاش دفاتر
مزبوره به ترتیب چاپ شده و فهارس خوبی برای آنها در خاتمه گذاشته می شد.
به هر حال از همین مقدار همت هم باید سپاسگزار بود.