ایسنا/خوزستان سوم شهریور ۱۳۲۰ در تاریخ معاصر ایران از جایگاهی خاص برخوردار است؛ آغازین روز اشغال ایران توسط قوای متفقین در جنگ جهانی دوم. خوزستان ما یکی از نخستین، بزرگترین و مهمترین آن جولان بود.
دریابان غلامعلی بایندر، سرفرماندهی نیروی دریایی ایران در خرمشهر، با مقاومت خویش و عدم تسلیم در آن ماجرا به شهادت رسید و اکنون در محوطه پایگاه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران آرمیده است. با وجود تلاشهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در بازسازی آرامگاه شهید بایندر در خرمشهر شوربختانه تقریبا ۴۰ سال پس از پایان جنگ تحمیلی هنوز که هنوز است آرامگاه این شهید اسطورهای تاریخ معاصر ایران و نیروهای مسلح افتخارآفرین آن برای بازدید عموم بازگشایی نشده است.
دکتر عباس امام، نویسنده، مترجم و خوزستانپژوه، در این مطلب که در اختیار ایسنا قرار داده به تشریح ابعاد تاریخی این نکته پرداخته است. نظر به اهمیت تاریخی چندگانه این مساله خوانندگان ایسنا را به مطالعه این یادداشت دعوت میکنیم:
محدوده جغرافیایی یا گسترهای آبی که ما به عنوان «خلیج فارس» میشناسیم بیش از ۲۵۰۰ سال است با همین نام (چه برای ما و چه برای افراد و کشورهای غیر فارسی زبان) با عناوین و اسمهایی شناخته میشود که دقیقا آنها نیز به معنی «خلیج فارس» و به معنای «پهنه آبی متعلق به ایرانیها». است. اینکه میگویم ۲۵۰۰ سال و بیشتریعنی درواقع اززمانی که اسناد و مدارک مکتوب وجود دارد (به صورت کتاب، مقاله، رساله، نقشه جغرافیایی، اطلس جغرافیایی و یا قراردادهای بین کشورهای مختلف واسناد بینالمللی در همه این دوران).
در واقعا زمان یونانیهای باستان تا رومیها و دوره اسلامی در تمامی اسناد و مدارک این پهنه آبی با شکلهای متفاوت به همین نام نامیده شده است. به عنوان مثال یونانیها از استرابن جغرافیدان معروف یونانی، آریان، گزنفون و کتزیاس و دیگران همه این منطقه را با عنوان «ساینس پرسیکوس» (Sinus Persicus) معرفی کردهاند؛ یعنی به همین معنی که ما خلیج فارس یا پهنه آبی مربوط به ایرانیها مینامیم. رومیها نیزبانام «ماره پرسیکوم» (Mare Persicum) از آن نام بردهاند و در تمام نقشههای جغرافیایی از بیش از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون نزد جغرافیدانها یا مورخان عرب مسلمان نیز به همین ترتیب. حتی به تازگی مقاله بسیار جالب و گستردهای دیدم که در آن از پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله و سلم) نقل قول شده که پیامبر اکرم (ص) نیز دقیقا به عنوان «بحر فارس» از خلیج فارس نام بردهاند.
در واقع تا حدود ۵۰ تا ۵۵ سال پیش هیچ کس در هیچ جای دنیا راجع به نام خلیج فارس مشکلی و شبههای مطرح نکرده بوده است. ولی از دهه ۶۰ میلادی به تدریج زمزمههایی شبههافکنانه در برخی کشورهای عربی ایجاد شد که یکی از آغازگران آنها مرحوم جمال عبدالناصر بود. جالب اینکه همین الان شما اسم «جمال عبدالناصر» را در اینترنت جستوجو کنید خواهید دید وی در بسیاری از سخنرانیهایش از «خلیج فارس» (الخلیج الفارسیه) به تواتر و با بسامد زیاد استفاده کرده است. اما با اوجگیری جریانهای ملیگرایی عربی با انگیزه خاصی جوگیر شده و به یکباره از اصطلاح مندرآوردی «خلیج العربی» استفاده کرده و از آن زمان به بعد بحث تشکیک بیپایهای ایجاد کرد. یک منبع فوقالعاده ارزشمند در این زمینه کتاب «خلیج فارس» (جستارهایی درباره نام خلیج فارس دردرازنای تاریخ) (دکتر شهرام جلیلیان؛ انتشارات دانشگاه شهید چمران اهواز،۱۳۹۷) است که علاقهمندان را به مطالعه این اثر سراسر مستند دعوت میکنم.
نکته بعدی نقش استاد احمد اقتداری است. زندهیاد استاد احمد اقتداری در جامعه امروز به عنوان «پدر مطالعات خلیج فارس» در ایران شناخته میشود. آنچه باعث برجستگی نقش استاد احمد اقتداری درمورد مطالعات خلیج فارس شده این است که ایشان به آنچه که قبلیها گفته و نوشتهاند مطالب بسیاری افزوده است؛ در قالب کتاب، مقاله، سخنرانی و مصاحبه. به ویژه استاد اقتداری درمورد استانهای همجوار خلیج فارساز جملهخوزستان،بوشهر،هرمزگان و بندرعباس و جاهای دیگر نیزمطالب بسیاری نوشته و منتشر کردهاند. به همین دلیل در حجیت و اعتبار ایشان از نظر پرداختن به مسایل خلیج فارس هیچ تردیدی نیست. یک نمونه آن کتاب ایشان در دهه ۴۰ میلادی که توسط سازمان یونسکو در زمینه خلیج فارس به عنوان کتاب برتر شناخته شده است. نکته دیگری که در مورد شخصیت استاد اقتداری بسیار مهم است این است که وی همه استانهای مختلف حوزه خلیج فارس را با پای پیاده مورد بازدید قرار داده و درباره آنها گزارش داده کتاب و مقاله نوشته است. همراهان ایشان نیز معمولا ۲ چهره تابناک دیگر ایرانشناسی یعنی روانشاد استاد ایرج افشار و روانشاد استاد منوچهرستوده بودهاند.
نکته دیگری که در شخصیت استاد احمد اقتداری باید بسیار مورد توجه قرار گیرد (و متاسفانه آن چنان که باید به آن توجه نشده) این است که استاد اقتداری در زمینه مطالعات خوزستانشناسی نیز نقش بسیار بسیار برجستهای دارند. میدانید که ما خوزستانیها درباره مسایل خوزستانشناسی ۲ نویسنده بسیار زحمتکش، برجسته و پیشگام داشتهایم؛ یکی مرحوم سیدمحمدعلی امامشوشتری و دیگری سید محمدعلی اماماهوازی. حقیقتا وقتی کارهای این ۲ بزرگواررا با کارهای استاد اقتداری مقایسه میکنم میبینم چه به لحاظ «جامعیت» و چه به لحاظ «دقت» کار ایشان فوقالعاده ارزشمندتر است و ما از این نظر به ایشان بسیار وامدار هستیم. کتاب ۲ جلدی استاد اقتداری «دیار شهریاران» (که درمورد خوزستان نوشته شدهاند) حدود ۱۶۰۰ صفحه حجم دارد. در دهه ۴۰ نوشته شده، با جزییات بسیار زیاد، همراه با عکس، کوچکترین جزییات روستاها، کورهراهها، اینها را همه گشتهاند، آن هم در دهههای ۳۰ و ۴۰ شمسی یعنی حدود ۶۰ سال پیش. کتاب را انتشارات «انجمن آثار ملی» قبل از انقلاب و بعد از انقلاب منتشر کردهاند. بنابراین استاد احمد اقتداری در زمینه مطالعات خوزستانشناسی نیز آثارش از ارزش فوقالعادهای برخوردار است که امیدوارم این نکته مد نظر قرار گیرد.
چندی پیشکه پیگیر مطالعه آثار استاد اقتداری بودم به یکی از مقالات ایشان برخورد کردم که استاد در سال ۸۸ نوشتهاند و در آن درمورد یک کتاب دیگر مرتبط با خلیج فارس (که قبل از خودشان نوشته شده) چنان با فروتنی و صداقت تمام از بزرگی نویسنده و ارزش و اهمیت استثنایی کار وی صحبت میکند که بسیار شگفتانگیز است. عنوان مطلب این است: نقد و بررسی کتاب خلیج فارس. مینویسند: «اکنون، با انتشار کتاب "خلیج فارس" دریابان بایندر، بنده اعتراف میکنم و دریافتم که تا به زمان امروز از بسیاری از مطالب و موضوعات و وقایع و حوادث و عهدنامهها و نطقها و اشارات و حوادثی که مرحوم بایندر به رشته تحریر کشیده بیخبر بودهایم». در ادامه مینویسند: «برای نشان دادن مطالب مهم این کتاب بینظیر از صفحه سوم کتاب آغاز میکنم و به طور اختصاص امتیاز این کتاب به همه کتابهایی که تا به امروز در زبانهای فارسی و عربی و اروپایی و ژاپنی منتشر شده است را مینویسم». در بخش دیگری از مقاله با عنوان «اهمیت استثنایی کتاب در مسایل جغرافیایی طبیعی» نیز مینویسند: «امروز، من پس از ۶۰ سال که در کار تحقیقات خلیج فارس گذراندهام،دراین کتاببه اَعلام و گزارشهایی برمیخورم و در این کتاب میبینم که تا به امروز حتی نشنیده بودهام، تا چه رسد که بخوانم یا بنویسم». باز در ادامه مینویسند: «حتی، ادعا میکنم هیچ یک از نویسندگان معروف مقالات و کتبی که درباره خلیج فارس نوشتهاند، چیزهایی که در این کتاب وجود دارد را طرح نکردهاند». همچنین مینویسند: «بایندر، از خرمشهر و آبادان و خسروآباد بگیر تا بندر گواتر بلوچستان قدمبهقدم به ذکر تمام خصوصیات خشکی و دریایی و مسایل و سهولت و سختی عملیات تجاری و نظامی حکومتی ـ سیاسی خلیج فارس پرداخته است». در بخش دیگری از مقاله نیز میفرمایند: «مرحوم احمد فرامرزی در کتاب تاریخ خلیج فارس ـ راهآهن خلیج فارس به شمهای از این مسایل اشاره کرده ولی منصفانه است بگویم که یکهزارم آنچه را که این نویسنده دریافته و نوشته را فرامرزی درنیافته و ننوشته است».

اما شهید دریابان بایندر که بود؟
دریابان غلامعلی بایندر (زاده ۱۲۷۷ تهران ـ شهادت سوم شهریور ۱۳۲۰ خرمشهر) بنیانگذار و فرمانده نیروی دریایی ایران در زمان رضا شاه بوده که در جنگ شهریور ۱۳۲۰ (جنگ جهانی دوم) در خرمشهر به شهادت رسید. میدانیم که با کشیده شدن جنگ جهانی دوم به ایران وقتی متفقین از جنوب (بوشهر، خرمشهر و آبادان) و شمال (انزلی و مناطق دیگر) وارد خاک ایران میشوند به رضا شاه اولتیماتوم میدهند که باید کنارهگیری کنید. شاه در آغاز مخالفت و مقاومتهایی میکند ولی بعد به هر حال استعفا میکند و از ایران میرود. وقتی رضا شاه در برابر فشارهای بسیار گسترده متفقین اعلام بیطرفی میکند، همه نیروهای نظامی ایران دست از مقاومت برمیدارند. پادگانهای ایرانی تماما خالی میشود. تنها فرماندهای که مقاومت میکند مرحوم شهید بایندر است که در خرمشهر فرمانده نیروی دریایی ایران بوده است؛ در همین پایگاه دریایی فعلی ایران در خرمشهر. دریابان بایندر نمیپذیرد که مقاومت نکند. جلوی انگلیسیها مقاومت میکند و توسط انگلیسها در خرمشهر (در نقطهای بین خرمشهر و آبادان که به نیروهای نظامی تحت امر خود سرکشی میکرده)، دربرخورد مستقیم با نیروهای انگلیسی به شهادت میرسد. فردای آن روز، چهارم شهریور، برادر ایشان ناوسروان یدالله بایندر (زاده سوم مرداد ۱۲۹۲ تهران ـ شهادت چهارم شهریور ۱۳۲۰ بندر انزلی) که وی نیز از فرماندگان نیروی دریایی ایران بوده در انزلی در مقابله با نیروهای شوروی شهید میشود. برادر دیگری از ایشان به نام شهید سرهنگ هوایی اسدالله بایندر هم که در نیروی هوایی از افسران عالیرتبه بوده، در همین گیرودار در نیروی هوایی به شهادت میرسد. یعنی این خانواده در رابطه با جنگ جهانی دوم در مقابله با نیروهای متجاوز انگلیسی، آمریکایی و شوروی سه شهید تقدیم وطن میکنند. حتی در جنگ تحمیلی (جنگ هشت ساله حاصل از تجاوز عراق به کشور ما) باز هم یکی از برادرزادههای دریابان بایندر به نام کوروش بایندر (از فرماندگان ارشد و هماهنگکننده کل نیروهای دریایی ایران) سالها خدمت کردند.

غلامعلی بایندر

یدالله بایندر
خوشبختانه چند سال پیش نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران کتابی درباره دریابان بایندر منتشر کرده (با مقدمهای از استاد میرجلالالدین کزازی درمورد این شخصیت).حتی یک فیلم تاریخی هم درمورد زندگی شهید بایندر در حال تهیه شدن هست. امیر سرلشگر صالحی (فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران) درباره شهید بایندر صحبت کردهاند. برای برادر ایشان، ناوسروان شهید یدالله بایندر، که در شمال شهید شده هر سال مراسم بزرگداشت برپا میشود یک ستون یادبود به افتخار ایشان ساخته شده از زمان قبل از انقلاب. این ستون یادبود در شهر انزلی هر سال توسط روحانیون و فرماندهان نیروی دریایی گلباران میشود و موردادای احترام قرار میگیرد.

ادای احترام فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به آرامگاه شهید ناو سروان یدالله بایندر در بندر انزلی

ادای احترام فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به آرامگاه شهید ناوبان غلامعلی بایندر در پایگاه نیروی دریایی خرمشهر
اما بهرغم جایگاه علمی شهید بایندر از نظر خلیج فارسشناسی و شهادتشان در منطقه خرمشهر با اینکه مزار ایشان در خرمشهر در گوشهای از پایگاه نیروی دریایی واقع شده ولی متاسفانه با گذشت ۴۰ سال از جنگ عراق علیه ایران هنوز این محوطه برای بازدید عموم آزاد نشده است در صورتی که وظیفه همه مجامع فرهنگی، سیاسی یا حکومتی است که این مکان را باز کنند، بازسازی کنند و به آن توجه ویژه شود. همچنین وظیفه ما است تا از مسؤولان بخواهیم حتما به مزار این شهید توجه شود چون این شهید یک شخصیت اسطورهای ایران معاصر است. ضمنا وظیفه داریم این شهید و جایگاه علمی و رشادت و وطنپرستی وی در جایگاه فرمانده وقت نیروی دریایی ایران در زمان اشغال متفقین به نسل جوان بشناسانیم. از جنبه گردشگری تاریخی ـ فرهنگی خوزستان نیز این مکان ارزش بسیاری برای خوزستان دارد که لازمه بهرهبرداری ضروری از آن بازگشایی هر چه سریعتر آن برای گردشگران مشتاق وطنپرست ایرانی است.
در پایان مرثیهای از استاد حسین مسرور (از نویسندگان و شاعران معروف ایرانی دهههای قبل) درباره شهید دریابان بایندر را خدمتتان تقدیم میکنم:
کیست یاران،خفته در دامان بهمنشیر اینجا؟
خفته در خاکِ سیه با چکمه و شمشیر اینجا؟
از چه هر کس پا گذارد میشود دلگیر اینجا؟
بهمن اینجا، اردشیر اینجا،نژاد شیراینجا
ناخدا بایندر است این تنِ مشبّک، جامه گلگون
خون ایرانی است آری گشته با این خاک،معجون
ناخدای ماست پس کو کشتی دریاگذارش؟
سازمان نوجوانش، نوجوانان دیارش؟
غرقه کرد اما به خونِ خویش خصمِ نابکارش
میزند موج خروشان بوسه هر دم بر مزارش
بوسههای ماست این امواج لببرلب نهاده
بهر دیدار مزارش پشتبرپشت ایستاده
ناخدای ما چرا افتاده اینسان بر کرانه؟
دست از سکان کشیده، مستِ خوابِ جاودانه
رستم است اینجا شده تیرِ خیانت را نشانه
یا که بهرام است این، گم کرده اینجا تازیانه؟
گور سربازِ وطن پامال کینِ دشمن است این
شعله یزدان، فسرده از دمِ اهریمن است این
زد به عمرِ چند روزی، پشت پای بینیازی
با مسلسل چون سر زلفِ مسلسل کرد بازی
گفت با پرچم چو کرد آن را بهخون خود نمازی
ای درفش سرفرازان، بیش بادت سرفرازی
آبات از خون میدهم تا جاودان بالنده باشی
بر سر گُردان ایران، گوهری تابنده باشی
خوش بخواب ای سر که زیر تاج عزّ و افتخاری
شاد باش ای تن که در دامان میهن سوگواری
از نژاد شیرگیران دیارت یادگاری
گرچه اندر گوشهای، بر گوشِ ایران گوشواری
باش تا روزی پرستشگاه ایرانات ببینم
باش تا روزی پرستشگاه ایرانات ببینم
لوحه جاوید ایوان دلیرانت ببینم