غلامرضا نجفی سولاری یادداشت زیر را برای ما ارسال کرده است:
مادر گفت : مادر جان بیا ناهار بخوریم.
فرزندش از راه رسید : ناهار چی داریم مادر؟
مادر گفت : باقالا پلو با ماهی.
با خنده رو به مادر کـرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند.
...
چند سال بعد ...
عمليات غرور آفرين والفجر 8 ...
درون اروند گم شد ...
مادر تا آخر عمرش لب به ماهي نزد ...
تا ميهمان فرزند شهيد مفقودالاثرش در بهشت برين شد ...