يك روانپزشك گفت: تنبيه بدني كودكان بيشفعال آنها را دچار اختلالهاي روانپزشكي كرده و حس انتقامجويي را در اين كودكان ايجاد ميكند.
عارفه مبشر اظهار كرد: ايجاد تغيير در سيستم عصبي شيميايي بدن كودكان با سه الگوي بيتوجهي، بيشفعالي و رفتارهاي تكانشي نمايان ميشود.
وي ادامه داد: شروع اختلال بيشفعالي و بروز برخي علايم اين بيماري از سن سهسالگي (زير پنجسالگي) است ولي تشخيص قطعي آن در سن بالاي پنج سالگي امكانپذير ميشود زيرا در سنين زير پنج سال ممكن است فعاليتهاي كودك با بازيگوشيهاي طبيعي او اشتباه گرفته شود. و در بستگان درجه يك شايعتر است.
اين روانپزشك با اشاره به اين كه گاه توارث دليل بيشفعالي كودكان است و در بستگان درجه يك بيشتر ديده ميشود، خاطرنشان كرد: بيشفعالي بيشتر در پسرها مشاهده ميشود و دليل واحدي را نميشود براي بروز اين بيماري نام برد ولي بيشترين علتهايي كه موجب اين اختلال ميشود علاوه بر ايجاد تغيير در سيستم عصبي شيميايي بدن، علتهاي محيطي از جمله صدمات مكانيكي كه در زمان تولد به سيستم عصبي وارد ميشود و مواجه با برخي سموم در دوران پيش از تولد است.
وي ادامه داد: افزودنيهاي خوراكي مانند رنگها و مواد نگهدارندهاي كه در غذاها و برخي شيرينيها و شكلاتها وجود دارد نيز به عنوان عامل احتمالي بروز اين اختلال در كودكان است.
مبشر گفت: كودكان دچار اختلال بيشفعالي، داراي جنب و جوش بسياري هستند كه گاهي نيز اين فعاليتها موجب خستگي خانوادهها ميشود. اين كودكان مانند موتوري هستند كه در حال كار است و خاموش نميشود. اگر كودكي اين علايم را در دو محيط خانه و بيرون خانه مانند مدرسه و در مدت زمان حداقل شش ماهه داشته باشد، دچار بيشفعالي است.
وي ادامه داد: كودكان بيشفعال اگر در سن مدرسه باشند، نميتوانند به آرامي به طور مداوم سر جاي خود بنشينند، مدام در كلاس ميچرخند و دست و پاي آنان حالت بيقراري دارد. اين كودكان دايم روي صندلي تكان ميخورند، معمولا كارهايي كه انجام ميدهند پر سر و صدا است و بسيار پرحرفند.
اين روانپزشك اظهار كرد: در رفتارهاي تكانشي نيز كودك ممكن است به كارهاي خطرناك دست بزنند ولي متوجه خطر آن نباشند.
وي تصريح كرد: در صورتي كه خانوادهها براي رفع اختلال كودك بيشفعال خود اقدام نكنند اين كودكان به دليل خصلتهاي تكانشي بيشفعالي، به كارهاي خطرناك و ضداجتماعي گرايش مييابند.
مبشر اظهار داشت: اگر اين بيماري درمان نشود، گروهي از اين كودكان در سنين بالا به مواد مخدر و سيگار، دزدي، دروغگويي و بزهكاري گرايش مييابند و گروه ديگر نيز دچار اختلال افسردگي ميشوند. كودكاني با علايم بيماري بيشفعالي بسيار تنبيه ميشوند و مورد انتقاد قرار ميگيرند؛ به همين دليل ممكن است دچار اختلال افسردگي و اضطراب شوند.
وي با بيان اين كه خانوادهها براي تشخيص اين اختلال حتما بايد به روانپزشك مراجعه كنند، گفت: اولين گام در درمان اين بيماري، درمان دارويي است. شركت در جلسات مشاوره نيز از راههاي درمان اين كودكان است ولي ضمن آن نيز به دليل ايجاد تغيير در سيستم عصبي شيميايي، براي رفع اين اختلال نياز به دارو وجود دارد.
اين روانپزشك با اشاره به انرژي زياد كودكان بيشفعال، ادامه داد: بهتر است خانوادهها اين انرژي كودكان را در جنبههاي مثبت مانند ورزشهايي كه انرژي زيادي از بچهها ميگيرند مانند دويدن در زمينهاي بزرگ، ورزشهاي مورد علاقه كودك يا پيادهروي در مسافتهاي طولاني صرف كنند.
وي افزود: همچنين خانوادهها ميتوانند مسئوليتهايي كه نياز به صرف انرژي زياد دارد را در صورت امكان به بچهها محول كنند تا موجب تخليه انرژي آنها شود. همچنين توصيه ميشود كودكان بيشفعال تنقلات داراي افزودني مصرف نكنند.