رئیس مجلس با بیان اینکه ما "عدالت " بدون "قانون " را درک
نمیکنیم و این برای ما پذیرفتنی نیست، گفت: باید دانست که بنا نیست مجلس
در دست رئیسجمهور باشد، مجلس باید چارچوب مشخص کرده و قوه مجریه در این
چارچوب قانونی حرکت کند.
رئیس مجلس با بیان اینکه ما "عدالت " بدون "قانون " را درک نمیکنیم و
این برای ما پذیرفتنی نیست، گفت: باید دانست که بنا نیست مجلس در دست
رئیسجمهور باشد، مجلس باید چارچوب مشخص کرده و قوه مجریه در این چارچوب
قانونی حرکت کند.
به گزارش فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی عصر امروز (چهارشنبه)
در دومین نشست تخصصی تاریخ مجلس در سخنرانی خود بررسی تاریخ مجلس را موضوعی
بسیار مهم و دستآموز دانست و اظهار داشت: باید پدیدههای تاریخی ایران
همچون مشروطه دیکتاتوریهای بدخیم و سیاه و نیز تاریخ مجالس فعال و منفعل
کشور بررسی شود.
وی با اشاره به دو حادثه مهم و اثرگذار در تاریخ دوره اول پهلوی، گفت: در
تاریخ قاجار ایران شاهد استبداد وسیع و عمیقی بود و شرایط به نحوی نابسامان
بود که تفکر انقلاب و مشروطه خواهی در جامعه متولد شد.
رئیس مجلس همچنین از نتایج و آثار مثبت و منفی انقلاب مشروطه در کشور سخن
به میان آورد و گفت: پس از رخداد انقلاب مشروطه در ایران فضای بیبند و
باری آزادی و هرج و مرج فکری در کشور حاکم شد؛ این هرج و مرج نیاز به ایجاد
آرامش و امنیت نسبی را در اذهان عمومی مردم زنده کرد و همین نیاز موجب شد
که فردی به نام رضاخان با کودتا و زور و اقتدار به مردم نشان دهد که فرد
لایقی برای ایجاد امنیت و آرامش است.
وی حمایت کشورهای غربی و نیز وجود بسترهای لازم برای ایجاد دیکتاتوری در
داخل کشور را مهمترین دلایل ظهور رضاخان دانست و گفت: پس از به قدرت رسیدن
رضاخان در ایران این تفکر به وجود آمد که برای آبادانی و پیشرفت کشور قدرت
سیاسی باید در دست قوه مجریه متمرکز شود، بنابراین رضاخان به این بهانه
اختیارات مجلس را محدود کرد و مجلس نمایندگان مردم را از دورن منفعل و
منزوی ساخت.
لاریجانی مجلس ششم دوره پهلوی اول را مجلسی مرده و منفعل توصیف کرد و ادامه
داد: در این دوره رضاخان وکلای مادامالعمر را در مجلس جای داد که این
وکلا همواره مطیع فرامین رضاخانی و تابع خواستههای سلطنت بودند.
وی با بیان اینکه در این دوره از مجلس شورای ملی نیز قوانین و مقررات مثبت و
کارآمدی تصویب شد، تأکید کرد: وظیفه اصلی مجلس نظارت بر قدرت سیاسی و
صیانت از حقوق و ملت است و نمیتوان نادیده انگاشته شدن این وظیفه را در
مجالس دوران پهلوی اول نادیده گرفت.
رئیس مجلس اضافه کرد: بعد از مجلس ششم نیز مجالسی در دوره پهلوی اول روی
کار آمدند که فرمایشی و نمایشی بودند و شهربانی آن روزگار وکلای مطلوب خود
را برای مجلس انتخاب میکرد و نام آنها را از صندوق انتخابات در میآورد.
وی با اشاره به یکی از بزرگترین رخدادهای تاریخی مجلس ایران، یادآور شد: پس
از کنار رفتن رضاخان از قدرت دوباره فضای آزادی و بیبند و باری فکری در
کشور حاکم شد و دوباره در تکرار سیکل معیوب پیشین مردم نیاز به تمرکز قدرت
در دست قوه مجریه و ایجاد امنیت و آرامش مطلق را احساس کردند.
رئیس قوه مقننه کشور انحلال و ضعیف ساختن مجلس از سوی مصدق را یکی از
بزرگترین اشتباهات تاریخی وی عنوان کرد و گفت: مصدق در آن روزگار به بهانه
بحث و گفتوگوی ناکارآمد در مجلس، خواهان محدودیت اختیارات و در نهایت
انحلال مجلس شورای ملی شد.
وی گفتوگو و بحث و تبادلنظر را ذات دموکراسی و مجالس مردمی خواند و متذکر
شد: مصدق با تضعیف و حذف مجلس شورای ملی از عرصه سیاسی کشور کودتای دیگری
را ایجاد کرد و دوباره قدرت سیاسی کشور را به بهانه آبادانی در دست قوه
مجریه متمرکز ساخت.
لاریجانی افزود: در این برهه تاریخی با اقدام غلط و نادرست مصدق مجلس
دوباره فرمایشی شد و وکلای انتخابی و غیرمردمی دوباره به مردم آمدند.
وی نکته مهم و قابل توجه این دو رخداد تاریخی را توجه به چارچوب های قانونی
در حفظ حراست از آرمان دموکراسی دانست و تصریح کرد: اگر قانون و
چارچوبهای قانونی در هر دورهای از تاریخ رعایت شوند، گسستگی افکار، احزاب
و ایدههای به وجود نمیآید و کشور با هرج و مرج کودتا و انقلاب مواجه
نمیشود.
رئیس مجلس همچنین با اشاره به اتفاقات اخیر منطقه، گفت: کشورهایی که در
منطقه نهضتهای انقلابی در آنها فراگیر شده است، اگر صاحب مجلس مستقل
بودند، گرفتار چنین وضعیتی نمیشدند و در واقع باید دلیل این اتفاقات را در
نبود مجالس مستقل در این کشورها جستوجو کرد، مجالس برخی از این
شیخنشینها توسط امرا انتخاب میشوند.
وی افزود: اگر چارچوب قانونی در زمینه افکار عمومی و آزادی رعایت میشد،
بستری برای ایجاد دیکتاتوری به منظور دستیابی به آرامش به وجود نمیآمد.
رئیس دستگاه قانونگذاری کشورمان با تأکید بر لزوم حرکت در چارچوب قانون،
گفت: زمانی قوه مجریه میگفت که من برای آبادانی کشور باید قدرت را در دست
بگیرم، اما باید توجه داشت که آبادانی باید در چارچوب قانون ایجاد شود، در
این صورت ما دچار دیکتاتوری بدخیم نمیشدیم؛ رضا شاه و پهلوی بعدی هر دو به
بهانه آبادانی نمیگذاشتند که مجلس در مسیر مناسب و در چارچوب قانون عمل
کند.
وی با اشاره به دوران حکومت مصدق و پهلوی، گفت: در زمان مصدق و پهلوی شاهد
این بودیم که قوانین مهمی را یک روزه در مجلس تصویب می کردند، این میل قوه
مجریه است، همیشه قوه مجریه دارای قدرت است، اینکه قوه مجریه بگوید من قوه
مقننه را نیاز دارم که در دستم باشد این نکته خیلی جای افتخار ندارد، چنین
گفتههایی زمینه دیکتاتوری را فراهم میکند.
علی لاریجانی ادامه داد: اگر قوه مجریه توسط قوه مقننه کنترل شد، این نکته
موجب افتخار خواهد بود، چون همیشه زمینه برای گستاخی در جایی که قدرت وجود
دارد، دیده میشود، در عصر مصدق نیز این تصور وجود داشت که مجلس مزاحم است و
این یک اشتباه استراتژیک بود.
وی در بخش دیگری از سخنانش در رابطه با شرایط ایجاد آزادی، گفت: ما در
تنظیم شرایط آزادی احتیاج داریم که در چارچوب قانون حرکت کنیم آنهایی که
قدرتمندتر هستند باید بیشتر دراین چارچوب قرار بگیرند، برای آبادانی نیاز
به قانون است و کسی نمیتواند بگوید چون میخواهم کشور را آباد کنم، پس
میتوان بیقانون عمل کنم چرا که این همان چیزی است که موجب تمرکز قدرت
میشود و بستر را برای دیکتاتوری فراهم میکند.
رئیس مجلس با اشاره به ایجاد مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب، گفت: پس از
انقلاب که مجلس شورای اسلامی ایجاد شد همیشه دغدغههای خاصی وجود داشت؛
بنیصدر مدام با مجلس نزاع داشت و مجلس را مزاحم میدانست، باید دانست که
بنا نیست مجلس در دست رئیسجمهور باشد، مجلس باید چارچوب مشخص و قوه مجریه
در این چارچوب قانونی حرکت کند.
علی لاریجانی ادامه داد: مسئله اصلی بنیصدر درگیری وی با قوه قضائیه و
مقننه بود؛ بنیصدر در اداره کشور دچار سوءتفاهم شده بود و تصور میکرد چون
میخواهد ریاستجمهوری کند، باید همه زیردست او باشند، در حالی که این
نکته درست نبود و فلسفه قوا این است که همه در چارچوب نظامهای قانونی به
حرکت خود ادامه دهند، قوه مجریه نیز شامل این موضوع میشود، گاهی در تاریخ
ایران حوادثی دیده میشود با تحلیل آنها میتوان مسیر آینده را تعیین کرد.
نماینده مردم قم در خاتمه با تأکید بر این موضوع که پایه عدالت "قانون "
است، گفت: کار کردن برای ایران افتخار است اما این فعالیتها باید در
چارچوب قانون باشد، توجه به قانون برای کسانی که میخواهند عدالت را محقق
کنند، امری ضروری است؛ ما "عدالت " بدون "قانون " را درک نمیکنیم و این
برای ما پذیرفتنی نیست و اگر کسی دلسوزانه میخواهد "عدالت " را پیاده کند،
باید در چارچوب قانون حرکت کند.