ابراهیم متینسیرت: خبر کوتاه و جانسوز بود؛ صبح امروز(چهارم دی) برخورد دو خودروی ایسوزو و مینیبوس در جادهی اهواز _ خرمشهر، ده فوتی و ۶ مصدوم به جای گذاشت.
فاجعهای که سالهاست با جادههای خوزستان خو گرفتهاند. کافیست اخبار حوادث یک هفته گذشته را مرور کنید، تصادف دو خودرو در جادهی اهواز - ماهشهر دو کشته برجای گذاشت. در برخورد پراید و پژو در جادهی هفتکل چهار نفر کشته و زخمی شدند، دهها خبر مشابه دیگر که خبر از یتیم شدن فرزند، بیوه شدن همسر و داغدیده شدن مادران چشم براه میدهند.
البته در کنار مرگ و میر جادهای، وعدههای پوچ و بیعمل آتش به جانمان میاندازد؛ چهار باند کردن جادهی اهواز خرمشهر، ترمیم ۱۸۵ نقطهی حادثهخیز استان، راهاندازی بانک جامع اطلاعات تصادفات جادهای و صدها راهحل بدون اجرا که مانند سرابی هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفتند.
وقتی یادم میآید، ده پدر دیگر فرزندش را نوازش نمیکند، ده مادر جگرگوشهاش را در آغوش نمیگیرد و ده همسر برای هميشه چشمش به ساعت برگشت،همسرش خیره میماند، بند بند وجودم سِر میشود و از زندگی منتفر میشوم.
گویی اشک، آه و ناله خیال رفتن ندارند، هر از چندگاهی صدای شیون و زاری از حیاط خانهای بلند میشود. رخت عزا دست به دست میشود و غنچه خنده، دیریست که خشک شده. دست به پیگیریها پس از هر ماجرا تا چند ساعت، داغ میشود؛ از بالاترین مقام تا دمدست ترین، محکم و قاطع از برخورد با مسببین سخن میگویند. طوری حرف میزنند، گویی خارج استان هستند و فاجعه برای اولین بار رخ داده است. بگذریم، آنقدر وعدهی پیگیری و محکومیت شنیدهایم که یادمان رفته، چندبار چه کسانی به جای التیام، نمک به زخممان پاشیدن.
امروز هم ده جوان به جای فوت کردن شمع تولد، برای همیشه فوت شدندو نقاب خاک را به رخ کشیدند
مرگ در نمیزند