
پاپتي از راه مي رسد و مي گويد: استاد! اومدن گازمونه قط كردن.
مي گويم: كي؟
مي گويد: شركت مخابرات؟!
با تعجب مي گويم: مخابرات!؟
مي گويد: عجب حرفي مي زني استاد! از شما ديه انتظار نداشتم. خب معلومه كي مياد گازه قط مي كنه!
مي گويم: شركت گاز؟
مي گويد: په نه شهرداري!
مي گويم: حالا سيچه گازتونه قط كردن؟!
مي گويد: معمولن به خاطر چي قط مي كنن؟!
مي گويم: چه مي دونم! شايد به خاطر صادرات گاز به كشوراي همجوار يا كمي اون ورتر باشه...
پاپتي مي آيد كنارم مي نشيند و مي گويد: اي استاد! دست به دلم نذار كه گسنشه... كشوراي همجوار و كمي اون ورتر كيلويي چندن؟! مي گن: "پيل گازتونه ندادين."
روي صندلي جا به جا مي شوم و مي گويم: خب مگه حالت خو نيد؟! په سيچه پول گازو ندادين؟!
پاپتي آن چنان آهي از ته دل مي كشد كه گمان كنم جگر گاز قطع كن ها هم به لرزه درآمده باشد...
او مي گويد: گازمون مشتركه. 9 خانواريم كه توي يه آپارتمون زندگي ايكنيم. حدود 200 هزار تومن پيل گازمونه. اما طي سه ماه گذشته هيچ كدوم از همساده ها پيل شارژه ندادن كه ندان...
مي گويم: تو چي؟
نگاهي توي عمق چشم هايم كه انگار چاهي است كه يوسف در آن انداخته شده مي كند و مي گويد: متاسفانه منم پول شارژ ندادمه...
بلند مي شوم و گوشش را مي گيرم و او را از روي صندلي بلند مي كنم و مي گويم: نكنه فك مي كني زليخايي و بايد پيل گاز ندي؟! اصلن بگو بوينم چن روزه كه گاز آپارتمونتونه قط كردن؟
پاپتي در حالي كه از درد فشار وارده به گوشش آخ آخ مي كند، مي گويد: دو روز و دو شب و چن ساعت.
مي گويم: به شرطي گوشته ول ايكنم كه بري پول گازه بدي و گر نه اي قد گوشته اي پيچونم و گاز ايدم كه از جا كنده بشه و فك كني كه به خاطر نشنيدن حرفاي درست و حسابي گوشت كنده شده...
پاپتي چند بار چشم چشم مي كند و قول مي دهد كه برود پول گازرا بدهد. من هم نرمينه ي گوشش را رها مي كنم.
پاپتي دستي به گوش قرمز شده اش مي كشد و مي گويد: استاد! از كجه 200 هزار تومن بيارم؟
مي گويم: من كه نگفتم از جيبت بده برو از همساده هات كه گاز مصرف مي كنن بگير و برو هزينه ي مصرفي گازه بده تا مسوولينم بتونن به امور كاركنان شون رسيدگي كنن...
پاپتي مي گويد: قربان! اگه مردم كشورايي كه ما بهشون گاز مي ديم مثل ما آپارتمان نشينا هزينه ي گازشونه ندن باز گازشونه قط ايكنن؟
مي گويم: چه گفتي؟ درست نگرفتم...
پاپتي دوباره پرسش خود را مطرح مي كند اما من باز نمي گيرم...
بيچاره هر چه برايم توضيح مي دهد، متوجه نمي شوم. به گمانم يا سوال سختي از من كرده است يا اين كه از قطعي گاز منازل 9 خانوار اهوازي در دو روز و دو شب گذشته- كه نتوانسته اند ناهار و شام درست كنند- متاثر شده و گريپاژ كرده است.
لطفن يكي بيايد راهنمايي كند. هميشه ما نبايد پاسخ گوي پاپتي و اهالي خانه ي مطبوعات و حتا شهروندان باشيم؟!