طی یکی دو روز گذشته یک سایت از زیر پا گذاشتن تعهدات سازگان این مجموعه
نسبت به اهدای جوایز خبر داد و پیرو آن یک مورد شکایت یکی از برندگان جایزه
خودروی پراید که جایزه اش به او تحویل داده نشده (با ذکر نام محفوظ) را
منتشر کرد.

سیروس الوند نویسنده این مجموعه همچنین با اشاره به اخباری که درباره
شکایت یکی از مخاطبان "قهوه تلخ" از تهیهکنندگان مجموعه در برخی رسانههای
منتشر شده هم گفت: اگر هدف برخی مخاطبان از خرید "قهوه تلخ" فقط بردن
جایزه بودهاست، متاسفم. ما خودمان با وجود اینکه به طور مستمر در این
پروژه فعالیت میکنیم، هنوز دستمزد را نگرفتهایم. آن وقت باید کار ما را
با بردن جایزه محک بزنند!؟
وی ادامه داد: وقتی من بهعنوان نویسنده هنوز دستمزدم را نگرفتهام، قطعا
اگر پراید را به برندگان بدهند ناراحت میشوم و برایم جای تعجب دارد! این
کار حدود هفت ماه توقیف شده بود و گروه تحت قرارداد تهیهکننده بودند اما
تولید نداشتند. قطعا در این شرایط باید این موضوع را در نظرگرفت که
دستمزدها عقب میافتاد. اتفاقی که قطعا اهدا جوایز را هم تحتالشعاع قرار
دادهاست.
الوند درباره سکوت عوامل درباره این قبیل اخبار و شکایتها تاکید کرد:
مگر قرار است هر شخصی که شکایت کند ما صحبتهای او را منتشر کنیم؟ از طرف
دیگر چرا باید پیش داوری کنیم. سایتی که این مطلب را برای اولینبار درباره
شکایت از سازندگان "قهوه تلخ" منتشر کرد، پیش داوری هم کرده و نوشته
بود سازندگان این مجموعه از ابتدا با این جایزهها میخواستند مردم را فریب
دهند و جریان توقیف نیز شایعه بودهاست! در صورتی که من بهعنوان نویسنده
کار کاملا در جریان بودم که حدود هفت ماه جلوی این کار را گرفتند.
وی افزود: جالب است درباره برخورد برخی افراد بدانید یکی از کسانی که
جایزه آپارتمان از قرعه کشیها به دست آورده بود با طرح شکایت از
تهیهکننده مجموعه عنوان کرده بود که چرا خانه اهدایی در پونک نیست! در
صورتی که این آپارتمانهای پونک مربوط به سری اول قرعهکشیها بود و
اینبار منطقه تغیر کردهاست. قطعا شخصی که در بجنورد برنده یک آپارتمان
میشود ما در همان شهر به او خانه میدهیم. باید دوستان مطبوعاتی در چاپ
مطالب خود تمام جوانب را در نظر بگیرند.
در همین زمینه روزنامه تهران امروز نوشت:
وقتي پخش مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» در شبكه نمايش خانگي آغاز شد،از همان
نخستين سري اين سريال،برخي از مشتاقان «مهران مديري» بيشتر از اينكه به
هواي تماشاي خود اثر،آن را خريداري كنند، به نيت بردن جوايز تبليغاتي سريال
كه در هر شماره توزيع ميشد آنها را تهيه ميكردند.جالب اينكه در نخستين
سريهاي «قهوه تلخ» وقتي خريداران كدهاي مربوط به شركت در قرعهكشي را
پيامك ميكردند، بيوقفه پاسخي مبنيبر اينكه «Pin ارسالي صحيح است» به
آنها ميرسيد،ولي در چند سري آخر «قهوهتلخ» حتي ديگر همين جواب ساده محض
دلخوشي خريداران به دست آنها نميرسد! با اين حال،آنچه امروز بسياري از
پيگيران اصلي اين مجموعه را برآشفته و به واكنش وا داشته،ابراز تاسف
نويسنده سريال و حرفهايي است كه او پيرامون موضوع خريد مردم به بهانه بردن
جايزه زده است.

خشايار
الوند در گفتوگويي با خبرگزاري مهر گفته است:«اگر هدف برخي مخاطبان از
خريد «قهوه تلخ» فقط بردن جايزه بوده،متاسفم.ما خودمان با وجود اينكه به
طور مستمر در اين پروژه فعاليت ميكنيم،هنوز دستمزد نگرفتهايم.آن وقت بايد
كار ما را با بردن جايزه محك بزنند؟» حال با توجه به اين گفتهها،سوال
اينجاست كه اگر از ابتدا بنا نبود جايزهاي به كسي تعلق بگيرد و حتي جايزه
يكي از برندگان(يك دستگاه پرايد) هم هنوز به او تحويل نشده و سبب شكايت
شده،چرا تهيهكنندگان «قهوه تلخ» براي فروشرفتن نسخههاي توليدي
اثرشان،مردم را با وسوسه بردن خانه و ماشين،تطميع كردهاند تا امروز كه
توليد اين سريال رو به پايان است،شرمنده مشتريها باشند و به خاطر نپرداختن
جايزه ابراز عذرخواهي و تاسف كنند؟ به واقع اسم چنين كاري را چه ميتوان
گذاشت؟ نام اين كار هرچه هست،كار فرهنگي نيست،چراكه در كار
فرهنگي،ابتداييترين اصل آن پيشهكردن صداقت با مشتريهاست اما بعيد به نظر
ميرسد در زماني كمتر از دو هفته ديگر كه اين مجموعه با 37 قسمت توليد به
پايان ميرسد،كسي به عنوان برنده ملك يا ماشين معرفي شود.نكته بامزه ماجرا
اينجاست كه جناب نويسنده گفته است در حالي كه او دستمزد نگرفته، اگر به
برندگان جايزه، ماشين پرايد تحويل داده شود،ناراحت ميشود. از سويي ديگر
نبايد از اين نكته غافل ماند كه «مهران مديري» به عنوان سردمدار و كارگردان
اين جريان،از همان آغاز روي جلد DVDهاي «قهوه تلخ» با حككردن امضاي
خود،از خريداران مجموعهاش خواهش ميكرد سريال را كپي نكنند و مردم شريف ما
به احترام درخواست اين كارگردان،چنين نكردند و به خريد نسخههاي اورجينال
ادامه دادند تا تهيهكنندگان مجموعه،سود بيشتري به جيب بزنند اما اينك كه
زمان اهداي جوايز و قدرداني از حاميان اصلي و حقيقي دار و دستههاي
«باباشاه» و «مستشار» رسيده،همه عوامل صدايشان درآمده كه ما هنوز خودمان
دستمزد نگرفتهايم و چه كشكي و چه دوغي؟! البته اين روند ترغيب مردم به
خريد آثار هنري با تطميع جوايز نقدي و غيرنقدي، بارها در موارد ديگري نيز
مشاهده شده و ساليان بسيار است كه ادامه دارد و جز در موارد
انگشتشمار،خالقان اين آثار به تعهدات خود عمل نكردهاند. اما چرا كسي
پيگير وصول اين همه وعدههاي تبليغاتي نيست كه در تلويزيون،راديو،مطبوعات و
محصولات فرهنگي،هنري داده ميشود؟