به گزارش فارس، آیتالله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته اخلاق در جلسه چهاردهم «تربیت و مربیان تربیتی» به بیان نکات نغز و مباحث ناب پرداخته است که مشروح آن در پی میآید:
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به تربیت بود. عرض شد اگر انسان بخواهد شخص دیگری را تربیت کند، شرط اساسیاش این است که ابتدا خود را در جمیع ابعاد وجودی مؤدّب به آداب الهی سازد و بعد برای دیگران مربّی باشد. در تعابیر اهل معرفت آمده است: «حُسن ادب قلب» و «سوء ادب قلب». میشود گفت آنها «حُسن و سوء ادب» را در مسئله قلب متمرکز کردهاند، ولی همان طور که عرض کردم من این بحث را توسعه دادم و گفتم: «حسن و سوء ادب» تنها مربوط به قلب نیست، بلکه جمیع ابعاد وجودی انسان، چون عقل و قلب و نفس و تمام اعضاء و جوارحش را در برمیگیرد.
به طور کلّی «حُسن ادب» این است که افعال انسان بر هیئتی نیک واقع شود و از دیدگاه الهی به این معنا است که اعتقاد درونی انسان به توحید، بر روی افعال و اعمال انسان سایه بیفکند، به گونهای که اعمال او گویای توحید درونی او باشد؛ به تعبیر دیگر اگر «عمل» انسان را تجرید کنند «اعتقاد محض توحیدی» ظاهر شود و اگر بخواهند «اعتقاد» او را تجسّم بخشند جز «عمل توحیدی» مجسّم نمیشود.
انسان قبل از آن که خود را ادب کند، صلاحیّت تأدیب دیگران را ندارد لذا باید ابتدا خود و تمام ابعاد وجودیاش را مؤدّب به آداب الهی نماید.
در اینجا است که صلاحیّت مربّیگری را پیدا کرده و میتواند دیگران را مؤدّب به آداب الهی کند.
پیامبر، ادبآموخته خداست
در اینجا به روایتی از سنخ روایات جلسه گذشته اشاره میکنم. روایتی از امام صادق(صلواتالله علیه) است. حضرت میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَکْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَال وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَ النّاس وَ الْأُمَّةِ لِیَسُوسَ»، امام صادق(صلواتاللهعلیه) فرمودند: خداوند عزّوجلّ پیامبرش را ادب کرد، پس او را نیکو ادب نمود؛ پس از آنکه برای حضرت رسول (ص) ادب را کامل کرد، فرمود: «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»، به اصطلاح ما خدا با این جمله از او ستایش کرد.
میگویند: بزرگترین ستایش قرآن کریم از پیامبر اکرم (ص) همین آیه شریفه «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ» است. «ثُمَّ فَوَّضَ ِالَیهِ أَمْرَ النّاسِ»، سپس کار مردم «وَ الْأُمَّةِ» و امّت را به او تفویض کرد، « لِیَسُوسَ» تا برای آنها تدبیر امور کند.
کسی که «تربیت نشده» صلاحیّت «تربیت کردن» ندارد!
حال مطالبی را که از این روایت برداشت میشود به نحو اختصار، تذکر میدهم. اوّل؛ همان موضوعی که محور بحث ما است که مربّی باید اوّل خود به تربیت الهی تربیت شود، تا بعد برای تربیت دیگران صلاحیّت پیدا کند از این روایت استفاده میشود، فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ...»، بعد میفرماید: «ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ»، خداوند ابتدا رسول (ص) را تربیت کرد و سپس فرمود: برو مردم را تربیت کن!
اوّل خودِ پیامبر، سپس دیگران!
«ذات نایافته از هستی بخش / کی تواند که شود هستی بخش»