ملموس نبود تا از چندی پیش دوباره یزید و فرزندانش در بحرین رسم اجدادی و آئینی خود را بازنمایی کردند، دوباره از دل تاریخ درآمدند و نوامیس مسلمانان را برخود حلال کردند، بانوی مسلمان را بی عفت کردند و در بزم عیش و نوششان مجبور به رقص، جوانان معصوم را شکنجه و تکه تکه کردند، مساجد را خراب و قرآنها را آتش زدند و...
خوزنیوز: بعد از شهادت امام حسين عليه السلام ، موجي از خشم و نفرت در مناطق اسلامي و خصوصا مدينه بر ضد حكومت يزيد برانگيخته شد ، در سال 63 هجري قمري ،حاكم مدينه (عثمان بن محمد بن ابي سفيان) گروهي از اهل مدينه را با اشاره يزيد به شام فرستاد تا از عطاياي يزيد برخوردار شده و مردم را به اطاعت از او تشويق نمايند.
اين هيئت مركب از منذر بن زبير بن عوام ، عبيدالله بن ابي عمرو مخزومي ، عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه و چند تن ديگر از شخصيتهاي بزرگ مدينه بود.
اين افراد فجايع اعمال يزيد را با چشم ديدند، سپس به مدينه برگشتند و اهل مدينه را از اعمال پليد يزيد مطلع ساختند، مردم مدينه نيز حاكمي كه از طرف يزيد گماشته شده بود ( عثمان بن محمد بن ابي سفيان) را با مروان و ساير امويان از مدينه بيرون كردند و شتم و سب و لعن يزيد را آشكار نمودند و با عبدالله بن حنظله بيعت كردند.
يزيد ،مسلم بن عقبه را با سپاهي به مدينه فرستاد و به وي گفت: سه روز مردم مدينه را مهلت ده اگر تسليم نشدند تا سه روز همه چيز مردم مدينه براي تو و سربازانت حلال خواهد بود.
وقتي مسلم بن عقبه با لشكرش به نزديكي مدينه رسيدند در سنگستان مدينه كه مـعـروف بـه « حـرّه واقـم » اسـت با اهل مدينه كه براي دفع حمله آنها بيرون آمده بودند روبرو شدند ، پيشنهاد حمله از جانب حره از طرف مروان بن حكم بود.
سپاه مسلم پس از جنايات مدينه براي سركوب مردم مكه حركت كرد و آن جا نيز خانه كعبه را تخريب كرد و به آتش كشيد.
سيوطي مينويسد: 'در سال 63 هجري اهل مدينه بر يزيد خروج كردند. يزيد لشكر انبوهي را به سوي آنان فرستاد و دستور داد آنها را به قتل رسانده و پس از آن به طرف مكه حركت كرده و ابن زبير را به قتل برسانند. لشكر آمدند. و واقعه حرّه در مدينه طيّبه اتفاق افتاد. در آن واقعه، جماعت بسياري از صحابه و از ديگران به قتل رسيدند و مدينه غارت شد و از هزار دختر باكره ازاله بكارت شد اًّنَّا لله ِ وَ اًِّنَّا اًِّلَيْهِ راجِعُونَ'.
در فاجعه حره ،با دستور يزيد شهر مدينه سه روز بر سپاه شام حلال شد. هزاران زن مورد تجاوز قرار گرفتند، چهار هزار كودك نا مشروع زاييده شدند كه پدرانشان معلوم نبود و آنان را اولاد الحرّه ناميدند.
مردم به مسجد پيامبر پناه مي بردند اما در مسجد پيامبر نيز زنان مورد تجاوز قرار گرفتند و آن قدر مرد كشته شدند كه خون قبر پيامبر را نيز گرفته بود. تمام كساني كه زنده ماندند بر پيشانيشان داغ زدند: هذا عبد من عبيد يزيد يفعل بي ما يشاء (اين بنده اي از بندگان يزيد است هر كاري بخواهد با من مي كند).
مسعودي نوشته است: مسلم از مردم مدينه بيعت گرفت كه برده يزيد هستند و هر كس نپذيرفت كشته شد، جز علي بن الحسين (عليه السلام) و علي بن عبد الله بن عباس.
ابن قتيبه مينويسد: 'ورود لشكر شام در بيست و هفتم ماه ذي الحجه 63 هجري اتفاق افتاد و تا دميدن هلال ماه محرّم، مدينه به مدت سه روز در چنگال سپاه شام غارت شد'.
شدت كشتار به حدّي بود كه از آن پس مسلم بن عقبه را به خاطر زيادهروي در كشتن مردم «مُسرف بن عقبه» ناميدند. اهل مدينه از آن پس لباس سياه پوشيدند و تا يك سال صداي گريه و ناله از خانههاي آنان قطع نشد.*
وقتی برگ های تاریخ را تورق می کنی، یک روایت هرچند هم مستند و محکم باشد باز این فکر در ذهن می ماند که گذشت سالیان، فراموشی، جانبداری، حب و بغض ها ممکن است واقعیت را به شکلی دیگر نوشته باشد مگر اینکه از قضای روزگار این تاریخ مصداقی و بروزی در زمان حال داشته باشد. آنچنانکه رسم است می گویند تاریخ تکرار شد.
روایتی که ذکر شد، هرچند مستند است اما اینکه عده ای از مسلمان که شاید برخی از آنها پیامبر را به چشم سر دیده بودند و یا پدرانشان صحابی پیامبر بودند بر شهر پیامبر حمله کنند، شهر را غارت کنند، ناموس مسلمانان را بر خود حلال بشمارند، بی حساب مردم را بکشند و داغ بندگی یزید بر پیشانی آنها بزنند، برای ما پس از 1400 سال، دیگر ملموس نبود.
ملموس نبود، تا از چندی پیش دوباره یزید و فرزندانش در بحرین رسم اجدادی و آئینی خود را بازنمایی کردند، دوباره از دل تاریخ درآمدند و نوامیس مسلمانان را برخود حلال کردند، بانوی مسلمان را بی عفت کردند و در بزم عیش و نوششان مجبور به رقص، جوانان معصوم را شکنجه و تکه تکه کردند، مساجد را خراب و قرآنها را آتش زدند و...
آری این بار خون پاک حسین در رگ های شیعیان بحرین جاری می شود و یزید زمان شمشیر از نیام می کشد و تاریخ تکرار می شود؛ آغاز یک بیداری.
*hajj.ir