یك شاعر و روزنامهنگار گفت: در عصر حاضر و با نگاهی به نامهای نویسندگان حرفهای جهان به جرات میتوانم بگویم نویسنده حرفهای در کشور که مخاطبان حرفهای داشه باشد، نداریم.
حبیبالله بهرامی در گفتوگو با ایسنا بیان كرد: ابتدا باید ببینیم خواستههای مخاطبان ما چه هستند. بحمدالله مخاطبان نویسندههای ما کم نیستند. اگرچه در این دنیای رنگارنگ و پر از سوژه، مخاطبان نیز خواستههای زیادی دارند اما نویسندگان باید با افزایش دانستههای خود تلاش کنند در وادی خواستههای مخاطبان حرکت کنند.
وی افزود: هر مخاطبی به فراخور حال و سلیقه و وضعیتی که در آن قرار دارد به سوژههایی علاقهمند میشود که تنها از عهده یک نویسنده برنمیآید. نویسنده هم مانند مخاطب معمولا به سراغ سوژههایی میرود که تازه و جذاب باشد، تکراری و کلیشهای نباشد، همهگیر باشد و نگاه و دل مخاطبان را به سوی خود بکشاند. البته پرداختن به سوژه بستگی به هنر و توانایی نویسنده دارد که چگونه از عهده پرورش و شکوفایی دانهای که در ذهن پرورانده برآید و در منظر مخاطب قرار دهد که هم رنگ و بو و طعم داشته باشد و هم وابستگی ایجاد کند و چشم و دل مخاطب را به خود جلب کند.
این شاعر و نویسنده تصریح كرد: ما نویسندگانی داریم که فقط مینویسند و هیچ تفکر و خلاقیتی در پی و دل آثارشان نیست. در حقیقت جایی نشستهاند و دارند رویدادهای جاری را مینویسند؛ مانند یک گزارشنویس. هر چند که یک گزارشنویس به جز پرداختن به موضوع گزارش با چند کارشناس و شهروند و مسؤول نیز گفتوگو میکند اما برخی نویسندگان ما فقط به گوشهای از نوشته گزارشنویس ما اشاره میکنند و داستان یا رمانشان از درون تهی است و فقط حرف است و حرف... مثل حرفهایی که بعضی وقتها زنانی که دور هم مینشینند برای هم تعریف میکنند؛ حرفهایی که نغز نیستند و در سطح جاری میشوند. در عوض در وادی غیبت نیز نفوذ میکنند و موجب اختلاف میشوند و ناراحتی دیگران را فراهم میکنند. در صورتی که وظیفه نویسنده ایجاد دو دستگی و اختلاف نیست و لازم است در این دنیای سنگی و بیرحم، سنگ زیرین آسیا باشد تا بتواند دلها را به پیوند بزند و زندگی بسازد.
بهرامی توضیح داد: هم نویسنده فهیم داریم و هم خواننده و مخاطب فهیم، علاقهمند و حرفهای. مهم این است که ما در این جهان پهناور به گونهای پیش برویم که بتوانیم افراد پشت سر خود را به جلو هدایت کنیم و با خود همراه سازیم نه این که پشت سر آنان گام برداریم. تا وقتی که خودمان را در زمینهای که ورود کردهایم از هر نظر غنی نسازیم و در دایره فقر دانایی و فرهنگی باشیم؛ نمیتوانیم توجه مخاطبان حرفهای را به خود جلب کنیم. حتی در صورت کوتاهی و سهلانگاری مخاطب عادی را هم از دست میدهیم و آن گاه است که باید از وادی نویسندگی پا پس بکشیم و خود را حتی در جوانی بازنشسته کنیم.
او اظهار داشت: نویسندگان ما هر یک ضعفهایی دارند که نتوانستهاند پا و نگاهشان را از دایره داستاننویسی کشورمان فراتر بگذارند. نویسندگان ما باید خبرنگاران حرفهای باشند. هر چند که خبرنگاران نیز باید نویسندگان حرفهای باشند تا به راحتی بتوانند در کارشان حرفهای شوند و با کمک دستگاههای حمایت شونده صدایشان را به خارج از کشور برسانند. نویسندگان حرفهای در کشور که خبرنگاران حرفهای نیز بوده و هستند انگشت شمارند. تا وقتی که نگاهمان را از پایتخت نگیریم و بر روی استانها نتابیم و بسترهای لازم را برای قد کشیدن آنان در کشور فراهم نکنیم، فکر جهانی شدن را باید از سر بیرون کرد.
بهرامی یادآور شد: خمیر و خمیرمایه نان داستانها، قصهها، رمانها و کلا مطالب نوشتاری نویسندگان و شاعران را موضوع و مضمون تشکیل میدهد و همچنین پرداختن به این خمیرها و خمیرمایهها و افزودن مواد دیگر به آنها موجب میشود که خمیرها حسابی ور بیایند و قابل پذیرش و مصرف باشند. وقتی نانی که از خمیری مایهدار و توسط شاطری مجرب و توانمند به عمل آید، مشتریهای بسیاری خواهد داشت. مثل نوشتهای که موضوع و مضمونی ملموس، جذاب، تازه و بدیع داشته باشد و آن را نویسندهای با تحربه، مستعد و باپشتکار به رشته تحریر درآورده باشد. با این اوصاف، چنین نویسندگانی نه تنها مخاطبان خود را از دست نمیدهند که بر شمار آنان نیز افزوده میشود.
وی خاطرنشان كرد: بیشک ملموس نبودن سوژه و ناآشنایی نویسنده با وضعیت جامعه و بالا نبردن آگاهی و پرداختن به سوژههای خاص و روشنفکرانه که حرف و درد جامعه نیست، نه استقبال خوانندگان و مخاطبان را به دنبال دارد و نه در پهنه ادبیات داستانی ما ماندگار خواهد شد.