تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۱
کد خبر: ۱۸۷۷۱
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

وارده/ میهمانی از سفر برگشتگان در اهواز

غلامرضا نجفی سولاری در  یادداشتی برای ما نوشت:


آن شبی که کاروان شهدا در حسینیه ثارالله اهواز میهمان مردم عزیز اهواز بودند ...

خیلی حس غریبی حاکم بود


بچه ها همانگونه که مظلومانه بدرقه شدند و به جبهه رفتند

هزار برابر مظلومتر از آن هنگام بازگشته بودند


خسته از گرد راه بیابانهای بلای تفتیده جنوب با دنیایی از حکایتهای تنهائی و غربت

انگار خودشان همانجا ایستاده بودند و نظاره گر عرض ارادت مردم اهواز ...


وجودشان را می توانستم حس کنم . خیلی حس زیبایی بود . دلم نمیخواست مراسم تمام شود

می دانستم تا مدتهایی نامشخص این احساس را نمیتوانم تجربه کنم !

یاد آن ایامی که با هم بودیم و صفای وجودشان و اخلاص و مهربانی هایشان

همه مان را مبهوت می ساخت و برتری های همه جانبه شان بر ما !

چقدر همان شب اشک ریخته شد . زن و مرد و پیر و جوان ، که حتی کودکان هم می گریستند

من هم نمیدانم چرا !

اما انگار آن همه مظلومیت و غربت به همه سرایت کرده بود

آخر بعد از قریب بیست تا سی سال آمدن آن هم اینگونه غریب و بی نشان و گمنام !

حال و هوای جنگ حاکم بود و یاد ایام ملکوتی و دوست داشتنی جنگ می افتادم

آن روزها و شبهای خوف و خطر و بدرقه های باشکوه رفتن و وصال یاران

و اما امروز شما را می آورند با مشتی استخوان و خاک

...

عزیزان قدومتان بر دیدگان ملت غیرتمند ایران اسلامی ...

سلام ملت ایران را به سرور و سالار شهیدان و یاران باوفایش برسانید

ملتمس دعایتان
captcha
آخرین اخبار