زراعتکار دردمند جامعه خود بود. وقتی نقصان و کاستی مشاهده می کرد تا آن را در قالب مقاله، خبر یا گزارش به رشته تحریر در نمی آورد، آرام نمی گرفت. به نظر من دردمندی و دغدغه مندی می تواند سوخت پایان ناپذیر یک روزنامه نگار باشد. زراعتکار از معدود خبرنگاران جنوبی بود که به اندازه کافی از این سوخت بهره مند گشته بود
خبر، شوک آور و متاثر کننده بود. حسین زراعتکار و زهره افتخاری، دو تن از
روزنامه نگاران با سابقه و فعال مطبوعات خوزستان در حادثه ای دلخراش در
بامداد دوشنبه به سوی معبود شتافتند. مرحوم حسین زراعتکار فعالیت رسانه ای
خود را در روابط عمومی فرمانداری شوشتر آغاز کرد و همزمان به عنوان خبرنگار
با صدا و سیمای مرکز خوزستان همکاری می کرد. چاپ ده ها ویژه نامه شوشتر از
نشریات فجر و فرهنگ خوزستان نقش مهمی در بهبود وضعیت شهر شوشتر و ارتقاء
کیفیت زندگی در این شهر داشت. این فعالیت ها ادامه داشت تا اینکه مرحومه
زهره افتخاری ، همسر آن مرحوم که از فرهنگیان خوشنام و با سابقه شوشتر بود
توانست از وزارت ارشاد امتیاز چاپ هفته نامه بهار سبز را اخذ نماید. این
هفته نامه ی با کیفیت، نقش برجسته ای در فرهنگ و سیاست استان ایفا
نمود.آری؛ خبر مرگ نابهنگام این دو عزیز از دست رفته، فرهنگ استان را
داغدار نمود. در همین راستا گفت و گویی صورت دادیم با محمد مالی ، سردبیر
سابق هفته نامه بهار سبز که سال ها از نزدیک با این دو فعال فرهنگی و
مطبوعاتی همکاری داشته است. وی علی رغم تاثر فراوان پاسخگوی ما بود.
از آشنایی خود با این دو عزیز از دست رفته بگویید؟
ابتدا این مصیبت جبران ناپذیر را به همه فرهنگ دوستان خوزستانی، تسلیت می
گویم. بویژه اصحاب رسانه و مطبوعات که در داغ و سوگ از دست دادن این دو
مرحوم نشسته اند. تسلیت ویژه ای هم دارم برای مردم با فرهنگ و قدرشناس
شوشتر که فراغ این دو عزیز ضایعه ای جبران ناپذیر را به آنها متحمل ساخته
است. آنها در راستای ادای رسالت مطبوعاتی خود از هیچ تلاش و اقدامی فروگذار
نکردند. رسانه آنها بازتاب و انعکاس آلام و مشکلات مردم بود. قلم آنها در
جهت و برای مردم بود و چه توفیقی بالاتر از خدمت به خلق خدا که عبادتی بزرگ
محسوب می شود.
باید بگویم بواسطه چنین عملکردی حسین زراعتکار و زهره افتخاری در فرهنگ و
مطبوعات خوزستان افراد ناشناخته ای نیستند. سال ها حضور خستگی ناپذیر و
موثر آنها در عرصه مطبوعات این دیار باعث شده کمتر کسی بدون تحسین از کنار
توانمندی ها و تلاش های این دو عزیز بگذرد. عزیزان ما، فراموش نخواهند شد.
من هم در کنار سایر اهالی فرهنگ جنوب؛ سال ها در کنار این دوستان بودم و از
آنها درس های فراوانی آموختم. درس هایی که می تواند توشه معنوی مناسبی
برای آینده هرکس باشد.
از خصوصیات و ویژگی های آنها برای خوانندگانمان بگویید؟
ویژگی بارز حسین؛ صداقت، صراحت و سادگی و سخت کوشی او بود. درسی که از او
در حوزه کار مطبوعاتی می توان گرفت این بود که نفوذ ناپذیر بود. بر سر
منافع مردم مصلحت خود را نمی دید و معامله نمی کرد. همسرش مرحومه زهره
افتخاری نیز با پشتیبانی مناسبی که از او می کرد توانسته بود ابتدا با
فراهم آوردن خانه ای گرم و صمیمی زمینه فعالیت تمام وقت مطبوعاتی حسین را
ایجاد کند. همچنین خانم افتخاری با سعه صدر و حلمی که داشت برای ما یک الگو
محسوب می شد. او معلمی فداکار و دلسوز نیز بود. حالا که فکر می کنم؛ ما
ایشان را در روزهایی که مزین بود به ولادت حضرت فاطمه(س) و روز معلم از دست
دادیم که این همزمانی، حادثه ناگوار از دست رفتن این عزیزان را برایمان
تلخ تر می کند.
مرحوم زراعتکار را این روزهای آخر دیده بودید؟ چه حالی داشت؟
حسین که هنوز و شاید تا مدت ها باور ندارم که از میان ما رخت بربسته باشد
را این روزهای واپسین مانند همیشه این پانزده سال گذشته مدام می دیدم. مدام
می شنیدم. اصولا اهلیّت مشورت داشت. اهل دل بود. اهل انس و مرافقت. از کجا
بگویم نمی دانم. ولی سوال شما ناظر به این روزهای آخر بود. حسین همیشه
دغدغه مند شوشتر بود. بارها و بارها نیمه شب تماس می گرفت و درد دل می کرد.
از نارسایی ها، مشکلات و کمبودهای شهر می گفت و نتیجه این گفت و گوهای
شبانه، مقالات و گزارشات انتقادی و راهگشایی بودند که در هفته نامه امروز
سیاه پوش بهار سبز، انعکاس می یافت.
مشخصاً می خواستم دیدار آخر و مکالمه آخر شما را با مرحوم زراعتکار بدانم؟
مشغله اصلی حسین این سال های آخر تاسیس موسسه فرهنگی و گردشگری و خدماتی
برای شهرستان شوشتر بود که به تعبیر من او که در حوزه نرم افزاری به شهر
تاریخی شوشتر ادای دین کرده بود می خواست در حوزه اجرایی و سخت افزاری نیز
برای شهری که عاشقانه به آن علاقه داشت کاری بکند این بود که با خریداری
قطعه زمینی با مشقت فراوان و بودجه و اعتبار شخصی درصدد راه اندازی این
موسسه بود. راه اندازی این موسسه فرهنگی و گردشگری، آخرین آرزوی حسین بود
که امیدوارم به جسم پاکش، چهره در خاک نکشد و بازماندگانش این آرزوی آخر را
جامعه عمل بپوشانند تا روح حسین زراعتکار خشنود گردد.
شما از تلاش ها و خستگی ناپذیری مرحوم زراعتکار گفتید این خصوصیت ویژه گی
بارز او بوده است که از دیگر نزدیکان ایشان هم شنیده ایم، انگیزه این سخت
کوشی و پشت کار چه بود؟
زراعتکار دردمند جامعه خود بود. وقتی نقصان و کاستی مشاهده می کرد تا آن را
در قالب مقاله، خبر یا گزارش به رشته تحریر در نمی آورد، آرام نمی گرفت.
به نظر من دردمندی و دغدغه مندی می تواند سوخت پایان ناپذیر یک روزنامه
نگار باشد. زراعتکار از معدود خبرنگاران جنوبی بود که به اندازه کافی از
این سوخت بهره مند گشته بود. خدا توفیق دهد همه خبرنگاران استان ما در کنار
درد نان و درد معیشت، درد ایمان و جامعه خود را هم داشته باشند.
خلاء نبود مرحوم زراعتکار و طبیعتاً عدم چاپ هفته نامه بهارسبز را در فرهنگ استان چگونه ارزیابی می کنید؟
تاکید می کنم حسین انسان خوبی بود با محاسن بسیار، مدارامند بود و انعطاف
پذیر در برابر مردم و در مقابل مدیران و مسئولان، پرسشگر و نقاد. او بارها
به دلیل همین روحیه پرسشگری و نقادی مورد فشار واقع شده بود و به طور مستمر
با اصحاب قدرت و ثروت چالش داشت. نمی خواهم سیاه صحبت کنم چرا که از این
تلخ تر نمی شوم اما به سخنواره اول خودم باز می گردم. ویژگی بارز حسین
انسان بودن او بود. دل رئوفی داشت. گاهی اوقات در هنگام مشاهده گرفتاری و
رنج مردم، اشک می ریخت و ناراحت می شد. به او غبطه می خوردم با این روحیه و
منش پهلوانی.
اما بازهم پرسش ما بی پاسخ ماند...
چه بود این پرسش... خلاء عدم وجود زراعتکار و بهار در عرصه فرهنگ استان؟
بله
این خلاء، حکم آرزوهای محال را دارد. بی تردید جای حسین زراعتکار و بانو
زهره افتخاری پر شدنی نیست این دو عزیز افسران فرهنگی استان بودند که در
زمینه اطلاع رسانی و انجام رسالت حرفه ای خبرنگاری از جان خود مایه می
گذاشت اند. تجربه هفته نامه بهارسبز که با هدایت و کوشش این دو عزیز منتشر
می شد، تجربه ای گران بها و ارزشمند بود.
از تجربه بهار سبزگفتید. شما 150 شماره سردبیر این هفته نامه بودید. از
آغاز تا زمانی که مشغله های دیگر باعث شد این مسئولیت را به خود آقای
زراعتکار محول کنید از این تجربه بگویید؟
هفته نامه بهار سبز به راستی! زبان گویای مردم استان بود و ما تلاش وافری
بخرج دادیم تا این زبان گویا، سخنگویی نخبگان استان را نیز برعهده بگیرد.
یعنی هم زبان فاخر و تحلیل عمیقی داشته باشیم و هم از مخاطب عام تغافل
نکنیم. چنین رویکردی باعث شد هفته نامه بهارسبز از همان آغاز مخاطب فراوانی
پیدا کرده و در میان نخبگان استان نیز جایگاهی ویژه داشته باشد. به لحاظ
حرفه ای نیز آرشیو بهار سبز به یکی از منابع ارزشمند مطبوعات استان تبدیل
شده است. وسواس و دقت او در تنظیم اخبار و نوشتارها باعث می شد که این
نشریه در نهایت رعایت مولفه های حرفه ای منتشر شود و حُسن خلق او کار
فرساینده و صعب مطبوعاتی را برای من و سایر همکاران شیرین و تحمل پذیر می
نمود.
از خاطرات تلخ و شیرین خود با مرحوم حسین زراعتکار بگویید؟
مصاحبت با انسان های دردمندِ فرهنگی همواره لذتبخش و دلپذیر است. مرحوم
حسین زراعتکار از جمله نخبگان فرهنگی استان بود. این سال ها وجود کسانی که
زندگی خود را وقف فرهنگ و کارفرهنگی می کنند کیمیا است. غنیمت است.
هنوز نمی دانم چگونه می توان جای چنین شخصیتی را پر کرد. می دانید برای
پرورش انسان هایی چون حسین زراعتکار، هزینه های مادی و معنوی فراوانی می
شود حالا می بینیم که چه ناباورانه شاهد از دست رفتن این عزیزان هستیم.
با حسین بودن فراوان خاطره داشت. آنچه فراموش کردم بگویم دینداری این
عزیزان بود. روضه حضرت فاطمه(س) و روضه ای که در شب های منتهی به اربعین در
منزل شخصی آنها برگزار می شد. نشان دهنده عمق علاقه و اعتقاد این عزیزان
به ائمه اطهار بود که امیدواریم همین اعتقادها یاری گر آنها باشد.
و حرف آخر...
بضاعت فرهنگی استان ما بسیار محدود است. نخبگان فرهنگی خوزستانی انگشت
شمارند. بیایید درسی که از این مصیبت ها می گیریم این باشد که قدر یکدیگر
را بدانیم.با نیکی با هم رفتار کنیم.یادمان باشد هم افزایی است که عیار
نخبگان فرهنگی را افزایش می دهد.
واگرایی و تخریب؛ محکی است که آیندگان ما را به میزان اشتباهاتمان در این زمینه می سنجند.
با این همه مصیبت از دست رفتن این دو عزیز هیچ گاه فراموش نخواهد شد.