آقایان خدمت گزار! شما که صدای دولت مهر و عدالت پرورتان گوش جان مان را نوازش می دهد و یک دم نیز محدوده ی آن را ترک نمی کند، لطفن به چشم های غبار گرفته مان نگاه نکنید. چرا که نمی ما توانیم شما را آن گونه که در تلویزیون نشان می دهند و آن طور که خود را در آینه می بینید، ببینیم. بر ما خرده نگیرید که چرا شما عزیزان را صاف، روشن و شفاف نمی بینیم. هوای شهر و استان مان آلوده است که نگاه مان را تیره و تار کرده است...
بهرام حبیبی: باز هم دیو گرد و خاک وارد خوزستان و کلان شهر اهواز شد و آب و هوای استان مان را عوض کرد و گلوی طبیعت را گرفت تا به سرفه بیفتد!
البته، با ورود گرد و غبار، مسوولان خدمت گزار مثل همیشه هنر کردند و در
اطلاعیه های خود، پیرمردان، کودکان و نیز بیماران قلبی را از رفتن به هوای
آزاد منع کردند و ...
به راستی، این سریال تکراری یا سه ریالی که هر چند روز یک بار چهره ی شهر
را زرد و کریه می کند و در جلوی چشمان آن ها رژه می رود، انگاری دارد
برای مردم استان عادی می شود!
حتا رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری هم از پرداختن به موضوع گرد و خاک
خسته شده اند! چند بار بگویند و بنویسند و نشان دهند؟! هرچند، چیزی که
عیان است، نیازی به بیان ندارد. چرا که به راحتی مردم ما دارند گرد و غبار
اهدایی از سوی عراقی ها، عربستانی ها و کویتی ها را تنفس می کنند.
گرد و خاکی که نه با جان و دل که بر جان و دل شان سنگینی می کند و به گمانم
فریاد رسی بی کار نباشد که صدای نفس های در گلو مانده شان را به گوش جان
بشنود و برای جلوگیری از این پدیده ی ناهنجار و خطرناک تصمیم های قاطعانه و
عاجلانه بگیرد.
آقایان خدمت گزار! شما که صدای دولت مهر و عدالت پرورتان گوش جان مان را
نوازش می دهد و یک دم نیز محدوده ی آن را ترک نمی کند، لطفن به چشم های
غبار گرفته مان نگاه نکنید. چرا که نمی ما توانیم شما را آن گونه که در
تلویزیون نشان می دهند و آن طور که خود را در آینه می بینید، ببینیم.
بر ما خرده نگیرید که چرا شما عزیزان را صاف، روشن و شفاف نمی بینیم. هوای
شهر و استان مان آلوده است که نگاه مان را تیره و تار کرده است...
در سال های گذشته می گفتیم: ای کاش ذرات گرد و غبار به پایتخت می رسید تا
مسوولان محترم قدر استان های مرزی را- که با گرد و خاک بر خاسته از کشورهای
همسایه روزگار می گذرانند- بدانند؛ اما حالا این عقیده را نداریم. چرا که
انسان ارزش مدار که نباید بد هم وطنان و هم تباران و مسوولان خدمتگزارش را
بخواهد.
شاید شما مسوولان عزیز سرگرم رسیدگی به برنامه ها و امور مربوط به شعار
"همت مضاعف و کار مضاعف" هستید. یا شاید هم از قافله ی کار جلو افتاده اید و
دارید در وادی "جهاد اقتصادی" تلاش می کنید که فرصت پرداختن به موضوع بی
اهمیتی چون گرد و غبار ندارید...
خوش بختانه ما مردم یارانه بگیر قدر شناسیم و می دانیم گرد و غبار مانند
عمر می آید و می رود و ما میزبانان گرد و غبار کشورهای همسایه، باید یک
جوری با این معضل- که شاید مثل آش کشک خاله باشد- کنار بیاییم که حتمن هم
کنار خواهیم آمد!!
پس از عمری مواجهه با گرد و غبارهای عراقی و عربستانی و ... امروزه دیگر نه
برای استان مان مهم است و نه برای ما تعجب آور و نه برای مسوولان محترم
مساله ای مهم...
امروزه نوشتن، صحبت و انتقاد از گرد و غبار مانند کوبیدن آب در هاون است!
دیگر باید در مقابل این پدیده ی نفس گیر محکم، استوار و مقاوم باشیم و آن
را جزیی از زندگی روزمره ی خود بدانیم ؛ چرا که نیک گفته اند:"کس نخارد پشت
من/ جز ناخن انگشت من"