غلامرضا نجفی سولاری برای ما نوشت:
می دانی از دیماه ۱۳۶۵ بر روی ویلچر نشستن یعنی چه ؟
می دانی درست هنگامی که داغ دهها شقایق مظلوم بر دلت نشسته و بدلیل جراحتهای سخت نتوانی به جبهه بروی یعنی چه ؟
می دانی تلخی هجران و دوری یاران عاشق را ؟
می دانی زندگی یک جانباز ۷۰ درصد چقدر دشوار است ؟
می دانی همسر و فرزند جانباز ویلچرنشین چه مشقاتی دارند ؟
جانباز سرافراز جنگ تحمیلی حاج علیرضا سراج بعد از تحمل سالها درد و رنج
بالاخره امروز از دنیای فانی آزاد شد و به امام و یاران شهیدش پیوست ...
کسی هست که بگوید از علیرضا کوچکترین گله ای از روزگار و سختی هایش شنیده است ؟
کسی هست که دیده باشد علیرضای مظلوم برای لحظاتی ذکر و شکرش بدرگاه معبود قطع شده باشد ؟
نه فقط ناشکر و ناراحت نبود بلکه با دیدن چهره مطمئن و آرامش حقیقتا ، آرامشی خاص به تو دیکته می شد !
وقتی خبر عروج ملکوتی جانباز دلاور سپاه اسلام حاج علیرضا سراج را شنیدم آیه شریفه "یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی " در ذهنم مرور شد و نگاه زیبای شهید بزرگوار شهرام صفائی که از از این وصل خوشنود است ، دلم را برایشان تنگ کرد .
امشب حاج علیرضا سراج که با مظلومیتی خاص زیست و با مظلومیت بیشتری هم از این دنیای فانی پرواز کرد میهمان شهیدان گردان کربلای اهواز و شهیدان عزیز مسجد ابالفضل(ع) است و جمعشان جمع است ...
دلم خیلی تنگ است ... من هم می خواهم بروم
می دانی امشب چقدر بر همسر فداکار و فرزندانش جانکاه است ؟
خداوندا مرگ ما را اینگونه زیبا قرار بده تا با مشقات فراوان در راه عشق به تو و وصول به وجه الله این چنین سبکبال به سویت پرواز کنیم ...
روح مطهرش شاد باد ...