تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۸:۵۲
کد خبر: ۱۴۵۶۰
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

یادداشت کاربران/ برای علیرضا سراج که مظلومانه زیست و مظلومتر رفت ...

غلامرضا نجفی سولاری برای ما نوشت:

می دانی از دیماه ۱۳۶۵ بر روی ویلچر نشستن یعنی چه ؟

می دانی درست هنگامی که داغ دهها شقایق مظلوم بر دلت نشسته و بدلیل جراحتهای سخت نتوانی به جبهه بروی یعنی چه ؟

می دانی تلخی هجران و دوری یاران عاشق را ؟

می دانی زندگی یک جانباز ۷۰ درصد چقدر دشوار است ؟

می دانی همسر و فرزند جانباز ویلچرنشین چه مشقاتی دارند ؟

جانباز سرافراز جنگ تحمیلی حاج علیرضا سراج بعد از تحمل سالها درد و رنج

بالاخره امروز از دنیای فانی آزاد شد و به امام و یاران شهیدش پیوست ...

کسی هست که بگوید از علیرضا کوچکترین گله ای از روزگار و سختی هایش شنیده است ؟

کسی هست که دیده باشد علیرضای مظلوم برای لحظاتی ذکر و شکرش بدرگاه معبود قطع شده باشد ؟

نه فقط ناشکر و ناراحت نبود بلکه با دیدن چهره مطمئن و آرامش حقیقتا ، آرامشی خاص به تو دیکته می شد !

وقتی خبر عروج ملکوتی جانباز دلاور سپاه اسلام حاج علیرضا سراج را شنیدم آیه شریفه "یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی " در ذهنم مرور شد و نگاه زیبای شهید بزرگوار شهرام صفائی که از از این وصل خوشنود است ، دلم را برایشان تنگ کرد .

امشب حاج علیرضا سراج که با مظلومیتی خاص زیست و با مظلومیت بیشتری هم از این دنیای فانی پرواز کرد میهمان شهیدان گردان کربلای اهواز و شهیدان عزیز مسجد ابالفضل(ع) است و جمعشان جمع است ...

دلم خیلی تنگ است ... من هم می خواهم بروم

می دانی امشب چقدر بر همسر فداکار و فرزندانش جانکاه است ؟

خداوندا مرگ ما را اینگونه زیبا قرار بده تا با مشقات فراوان در راه عشق به تو و وصول به وجه الله این چنین سبکبال به سویت پرواز کنیم ...

روح مطهرش شاد باد ...
captcha
آخرین اخبار