کیکاوس دشتگلی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب، مسئول تبلیغات ستاد رئیس دولت اصلاحات سال 76 و 80 خوزستان و ایثارگر دفاع مقدس یادداشتی را برای خوزنیوز ارسال کرده است که متن آن در زیر می آید:
رئیس شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلب استان خوزستان طی یادداشتی با تأکید بر وظیفه احزاب اصلاحطلب و اعتدالگرا در دفاع از عملکرد روحانی، به اهمیت اطلاعرسانی دولت نسبت به اقدامات انجامشده چهارساله دولت پرداخته است.
کیانوش راد مینویسد: «امروز در برخی از استانها به دلیل عملکردهایی که از سوی برخی مدیران میانی صورت گرفته، نارضایتیهایی در بین طرفداران آقای روحانی به وجود آمده است. دولت باید با شناخت چنین نارضایتیهایی درصدد حل نگرانیهای بخشی از هواداران خود باشد.»
رئیس شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلب خوزستان در پایان یادداشت خود مینویسد: «مشکلی که دولت آقای روحانی از ابتدا با آن مواجه بود، همچنان ادامه دارد، بدین معنی که دولت نتوانسته بدنه اجتماعی هواداران خود را بهصورت منسجم به حمایت وادار کند. امید است که در چند ماه باقیمانده از حضور آقای روحانی در پاستور، دولت با وقت گذاری و شناخت بیشتر اینگونه مشکلات، راه را برای حضور گسترده نخبگان در بدنه اجتماعی خویش در انتخابات فراهم سازد».
چند نکته در نقد یادداشت دکتر کیانوش راد را در ادامه باهم میخوانیم:
1- کیانوش راد عملکردهایی را که از سوی برخی مدیران میانی دولت صورت گرفته را عامل نارضایتی طرفداران روحانی میداند. ایشان طی یادداشتی که هفته گذشته در روزنامه آفتاب منتشر شد، حمله به رئیسجمهور و تخریب روحانی را با توجه به نزدیک شدن به موسم انتخابات امری بدیهی و قطعی دانست؛ بنابراین با توجه به دست بالای اصولگرایان در اختیار داشتن رسانههای قدرتمند ازجمله رادیو و تلویزیون نسبت به اصلاحطلبان، خواهناخواه جوسازی علیه مدیران میانی دولت در استانها و هجمه در مقابل افکار عمومی امری پیشبینیشده است. استاندار استانی که کیانوش راد مسئولیت حزبی آن را برای سروسامان دادن انتخابات بر عهده دارد در هنگامه بروز ریزگردها و بهتبع آن قطعی آب و برق استان، مورد هجمه از سوی مخالفان دولت قرار گرفت لذا بایستی در هرلحظه منتظر تولید چالش برای نمایندگان دولت، بیواسطه و آنی در استانها بود.
2- کیانوش راد فقدان انسجام در بدنه طرفداران دولت را عامل مخاطرهآمیز حمایت مردمی از دولت ارزیابی میکند و از نخبگان میخواهد تا در حل این نقیصه به روحانی کمک کنند. آنچه آموزههای سیاسی به ما آموخت میگوید که نقش واسطهگری میان دولت و مردم بر عهده احزاب است. حال این نقش ممکن است انتقادی یا حمایتی باشد؛ اما کیانوش راد مشخصاً پیشنهاد صریح و کاربردی در این زمینه ارائه نمیدهد. سؤال اصلی اینجاست که آیا رئیس شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلب خوزستان خود و احزاب تحت نظرش را جزو نخبگان و فعالان سیاسی بهحساب میآورد یا خیر؟ و آیا بهواسطه این نقش خود و احزاب استان را دارای نقش تعیینکننده درزمینه واسطهگری مردم با دولت میداند یا خیر؟ اگر که جواب منفی است که بایستی فاتحه احزاب را خواند و اگرنه که بایستی ایشان پاسخگوی فاصله به وجود آمده میان بدنه اجتماعی طرفداران دولت با رئیسجمهور باشد.
3- آنچه بهوضوح برای فعالین سیاسی قابلمشاهده است وجود احزاب فشل و کمتحرک درون استان است. احزابی با تعداد اندک اعضاء و سیاست ورزی ناچیز. احزاب خانوادگی که اصلاً پتانسیلی ندارند. چند تن از دوستان نگارنده در پی عضویت دریکی از احزاب آنقدر به دنبال دفتر حزب و دبیر حزب گشتند و نیافتند تا دستآخر عطای پیوستن به حزب را به لقایش بخشیدند؛ اما برای باسابقهترهای دوم خردادی اوضاع کمی متفاوتتر است به شکلی که مسئولان حزب برای حفظ جایگاه خود چهرههای شاخص را حذف و گوشهنشین کردند.
4- نتیجه چشمپوشی از فعالان سیاسی استان یا منصفانهتر بگوییم بخشی از فعالان قدیمی دوم خردادی از سوی رئیس شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلبان خوزستان برای جوانان تازهوارد شده به عرصه سیاست بهجز دلسردی نیست زیرا که جوانان سابقون را در آینه، آینده خود میبینند. از طرف دیگر توان فعالان سیاسی دوم خردادی آنقدر گسترده و تعیینکننده بوده است که توانستند حماسه دوم خرداد را رقم بزنند؛ بنابراین هر کس که خواهان پیروزی در عرصه انتخابات باشد بایستی اول روی توان این عده حساب باز کند و نادیده گرفتن این قوم بهجز خسران هیچ در پی نخواهد داشت. بایستی آسیبشناسی کنیم و از خودمان بپرسیم که چرا طی چند سال روندی تدریجی و سایهوار منجر به حذف اصلاحطلبان ریشهدار در استان خوزستان شد. روندی تدریجی که برخی را کلاً به کنج عزلت نشاند و برخی را در کناری با مذاکره نمایشی! مسئول پشتیبانی سال 76 و 80 آقای مرتضوی، مسئول تدارکات ستاد آقای سیاحی، مسئولین تبلیغات و سخنرانان آقایان، سلحشور، محمد شریفی، لویمی، زنگنه، ممبینی، محمدی، منجزی، دسومی، باورصاد، ملک خدایی، ساکی و مسئولان امور عشایر ستاد دولت اصلاحات آقایان کعب عمیر، موسوی، یباری و دیگر سخنرانان و دهها فعال زحمتکش آن برهه کجا رفتند.
آنچه بارز است صحه بر وظیفه احزاب در تلطیف هوای سیاسی استان و ایجاد شور مردمی جهت دفاع از اصلاحات و دولت روحانی است. وظیفهای که تا وقت هست باید به آن پرداخت. رادمردی کنید آقای راد! دوباره به سابقون سلام کنید...