خوزنیوز/ هوشنگ رادمنش: در همایش «روی پوست شهر» در اهواز برخی سخنرانان با خواندن آمار و ارقامی از آسیبهای موجود، تلاش کردند تا توجه ما را به این وضعیت جلب کنند، تلاشی که بیشتر ترس، دلهره و وحشت به همراه داشت تا تأمل و تفکر!
جای این پرسش وجود دارد که بیان ارقامی خام و فارغ از هرگونه پشتوانهای از تعلیل و تحلیل، بهطور واقعی چه دردی از ما را درمان کرده و چه گرهای از کار ما میگشاید؟ صریحتر اینکه چه نیازی داریم تا اینگونه آمار و ارقام را بهطور مستقیم و در سطح جامعه پمپاژ کرده تا نفس از جان مردم بستانیم؟
ایرادکنندگان این آمار واقعاً میدانند که ذکر برخی از این آمار، خود، واردکردن آسیب جدی به روان و روحیه مردم است؟ آیا ذکر این نکته سن فاحشه گری به ۱۴ سال و سن اعتیاد به ۱۰ سال رسیده است، میتواند تصویر درستی از آسیبهای اجتماعی در شهر اهواز یا استان خوزستان باشد؟
بهراستی این دیگر چه جور آسیبشناسی است که در همان سطور اول آن، آسیبزایی موج زده و ذهن بهشدت گرفتار مردم را متوحش و متزلزل میسازد؟ آیا بنده که این را میگویم مخالف آمار و ارقام هستم؟ خیر، نهتنها موافق بلکه دستبوس برادران و خواهران زحمتکش این حوزهها نیز هستم، اما برادر و خواهر من! آخر این دیگر چه نوع از فرهنگسازی و جلب افکار مسئولان است که تخم یأس و وحشت را در میان عامه مردم میافکند؟ این دیگر چه طریقتی است که برای نشان دادن برخی زشتیها باید بهگونهای گفت که انگار هیچ زیبایی در این جامعه نبوده و یا در حال انهدام است؟
شما میدانید که انتقال خام این دادهها آنهم در این سطح، چه اثر منفی بر افکار عمومی میگذارد؟ شما با چه استنادی چنین شاخصهایی را که نه تمام واقعیت بلکه گزیدهای بسیار اندک از آن هستند را بهعنوان قاعده رفتار در این شهر و این استان قلمداد کرده و اینگونه نتیجهگیری میکنید که مثلاً همهچیز دارد از دست میرود؟
فرض کنیم که مبنای پژوهشی شما منطبق بر اصول تحقیق باشد و دادهها نیز راست باشند، اما چه دلیل بر درستی نتایج شما وجود دارد؟ مگر از دادههای یک تحقیق، فقط یک نتیجهگیری حاصل میگردد که شما باید آن را در راستای انهدام اخلاق در جامعه ذکر کنید؟ بازگیریم که این نتیجهگیری هم درست باشد، آخر برادر عزیز، چنین نتایجی باید به رسانه کشیده شوند؟ یعنی شما از تمام این دولت و این نظام قطع امید کردهاید که حالا باید کوچهها و خیابانهای ما هم از این نتایج شما مطلع شوند؟
خب، نتیجه کوتاهمدت این اطلاعرسانی شما چیست؟ مسئولین به جنبوجوش میافتند؟ برنامه و راهحلهای عرضه نشده شما را بکار میبندند؟! فرهنگ و فرهنگسازی را در صدر کارهای خود قرار میدهند؟ یا اینکه مردم در همین سطح پرمشغلهای که دارند، باید کورسوی امید و آرزوهایشان را هم بربادرفته ببینند؟
اینیک بازی خطرناک است: در رسانههای رسمی کشور همواره کشور گلوبلبل است و در جلسات و محافل اینچنینی، تاریک و سراسر اندوه و مصیبت! عجیب است که ما در این سامان راه اعتدال را بهطور مکرر فراموش میکنیم!
بنده امیدوارم تا این آمار و ارقام اگر هم قرار است در سطوح مختلف جامعه بیاید با اعمال برخی فیلترها که لزوماً به معنای تحریف و سانسور نیستند عرضه شوند. باید دانسته شود که ایراد برخی سخنان و مطالب، ممکن است کارکردی متناقض با اهداف گویندگان آن داشته باشد. فضای عمومی و روان جمعی یک جامعه را نباید بهسادگی و به بهای چند حقیقت عریان ضعیف کرد، چون این روان، پایه و اساس استواری یک جامعه و حقیقتی بس بزرگتر است.