لشگر پنج نصر و مقر آن پادگان 92 زرهی اهواز، یک شب بهیادماندنی و
آموزنده دارد. شبی که نهتنها تمام دستشوییهای پادگان مشغول بود که در
هرکدام از آنها دهها نیرو به صف ایستاده بودند و منتظر بودند کی نوبتشان
میرسد و نفس راحتی میکشند! این دل پیچه دسته جمعی محصول بی دقتی روزهای
اول جنگ بود. کاشف به عمل آمد که نیروهای نفوذی توی دیگهای غذا پودر
رختشویی ریخته بودند. تجربه گرانی بود. از آن به بعد آمادهسازی غذا و
تحویل آن علاوه بر این که از نظر بهداشتی و فنی مراقبت میشد، دارای یک
دستورالعمل امنیتی هم شد. این دستورالعمل کمکم به سایر یگانهای مستقر در
جبهه هم رسید تا دیگر شاهد چنین روزهای بهیادماندنی نباشیم!
کتاب «روایت دلبری» اثر محمد خسرویراد/ خراسان