
«خطری که در حال حاضر ما را تهدید می کند، بیش از هر خطر دیگری از جمله آمریکا، داعش، اسرائیل و هر مشکل سیاسی و استراتژیکی و نظامی است. بزرگترین خطری که نه تنها یک نظام را بلکه یک ملت و یک تمدن را تهدید می کند و آن چیزی نیست جز بحران «کم آبی» که با کمال تاسف به ابعاد واقعی آن هیچوقت توجه نمی شود. ما بشدت در حال برداشت ،تخلیه و خشک کردن سفره های آب زیر زمینی هستیم در حالی که نمی دانیم این آسیب به مراتب چه اندازه در آینده خطر آفرین است.»
به گزارش خوزنیوز این جملات بخش هایی از صحبت های دکتر امیرحسین ولیان فعال محیط زیست و نماینده تشکل های زیست محیطی شهرستان شاهرود است. او با انتقاد از طرح های شکست خورده ای پرداخت که چندان جوابگو نبوده از جمله سدسازی های اخیر در کشور مشخصا سد گتوند و همچنین سدسازی دریاچه ارومیه برای مصارف کشاورزی که موجب خشک شدن این دریاچه شد. او می گوید: در سی سال آینده هشتاد درصد کشاورزان ما بیکار می شوند چون سفره های آب زیر زمینی ما خشک شده است.
دکتر ولیان با تاکید بر اینکه چرا به جای حل ریشه ای بحران آب ما یک سرو صدایی را به راه می اندازیم که همان مافیای سد سازی مسیر خود را به سمت مافیای پروژه های انتقال آب تغییر می دهد، به داستان انتقال آب دریای مازندران به مرکز ایران، اشاره و می افزاید این پروژه آنچنان فاجعه آفرین است که نسبت به آن بی توجهیم. چرا ما از خشک شدن دریاچه ارومیه عبرت نمی گیریم. این فاجعه ای به مراتب بزرگتر از خشکاندن دریاچه ارومیه است که به آن کلید می زنیم.
مشروح گفت وگوی شفقنا زندگی با دکتر ولیان در ادامه آمده است:
*با توجه به اینکه بارش های نسبتا خوبی در آغاز فصل سال جدید داشته ایم و اکثر سدها به پر آبی رسیده اند، پیش بینی شما در ادامه این روند در طول سال چیست؟آیا فکر می کنید امسال مشکل کم آبی نخواهیم داشت؟
ولیان: بخشی از سوال شما برمی گردد به متخصصین هواشناسی و پیش بینی هایی که آنها می توانند در این زمینه داشته باشند. اما اگر به این موضوع فراتر نگاه شود، اینکه ما تا چه زمانی می خواهیم از روش بهره برداری از منابع ناپایدار آبی ادامه دهیم و نهایتاً اینکه چشم به آسمان دوخته که آیا میزان بارش تا چه حدی کم و زیاد باشد، به نظرم چشم انداز قابل قبولی نخواهد داشت. گذشتگان ما هزاران سال در این سرزمین کم آب زندگی کرده اند و روش زندگی خود را با این وضعیت طبیعی تطبیق داده بودند. با کمال تاسف ما خیلی خیلی با شرایط واقعی پیرامون خود فاصله داریم. گویی ما در دنیای دیگری زندگی می کنیم که این هم شامل مردم و هم مسئولین ما می شود. ما جزو پنج کشور اولی هستیم که در کمبود منابع آبی و بارش های سالانه بسر می بریم اما در پنج کشور اول در فرهنگ مصرف آب هستیم. در اینجا می خواهم گریزی به فرهنگ عمومی مصرف آب بزنم. چون به میزان زیادی یعنی ۹۰ درصد منابع آبی ما در کشاورزی و ۵ الی ۶ درصد آن در مصارف شهری مصرف می شود. اما مهم این است چرا در فرهنگ سازی مردم وارد نمی شویم. اگر آن کشاورز آموزش ببیند که در خانه خود در مصرف آب صرف جویی کند مسلماً در نحوه استفاده از آب در زمین های کشاورزی هم اهمیت خواهد داد. خیلی تاسف آور است مردمی که در فلات کم آبی زندگی می کنند مصرف پنج کیلو آب آنها بسیار بیشتر از مصرف کشورهای پر آب دنیا است. یعنی ما کاملاً در برابر آنچه که مصرف می کنیم نسبت به آینده خودمان، سرزمین مان و بچه هایمان بی تفاوت هستیم. منشاء این بی تفاوتی از چه جایی ناشی می شود؟ بخش مهمی از آن مربوط به عدم فرهنگ سازی از صدا و سیما، مدارس و غیره است. بخش مهم دیگر آن در مدیریت اقتصادی آب است. هر چیزی را که به میزان زیادی به صورت رایگان در اختیار جامعه قرار دهیم واقعاً بی ارزش خواهد شد. زمانی سازمان تامین اجتماعی تصمیم گرفته بود که داروهای خود را به صورت رایگان به بیماران خود عرضه کند، در تحقیقات مشخص شد که مصرف کننده گان داروهای تامین اجتماعی به میزان دو برابر از مصرف کنندگان دیگر، داروهای خود را به دور می ریزند. این هدر دادن و بیرون ریختن داروها توسط مصرف کنندگان تامین اجتماعی به خاطر رایگان بودن داروها بود. بعد متوجه شدند که درمان کامل نمی شود و بیمار به محض بهبود علائم ، دوره کامل درمانی توسط مصرف دارو را انجام نمی دهد و دارو را به دور می اندازد، چون برای آن پولی هزینه نکرده است. سازمان آب اعلام می کند هر متر مکعبی که به مصرف شهری می رسد حدود هزار تومان برای سازمان هزینه برداشته است. این هزینه ، فقط هزینه انتقال و فرآوری و در دسترس قرار دادن آب است و ارزش گذاری آب نیست. آب را رایگان فرض کرده اند. لوله کشی، مصرف، منبع ، مخزن و دسترسی به شهروندان برای دولت حدود هزار تا هزار و صد تومان هزینه دارد و این را بین پنجاه الی شصت تومان به شهروندان ارائه می دهد. آیا جز این نگاه عجیب به بی ارزش بودن برای آب می شود چیز دیگری را برداشت کرد؟ از کدام شهروند برای هزار کیلو آبی که پنجاه تومان می دهد توقع داشته باشیم که صرفه جویی کند؟ در مصرف نان این مشکل را داشتیم. چند میلیون تن گندم را وارد می کردیم و به همین میزان هم نان خشک ضایعاتی تولید می کردیم. وقتی قیمت نان به قیمت واقعی خود نزدیک و سوبسید از روی نان برداشته شد، مصرف نان خیلی به قیمت واقعی نزدیک تر شد و ضایعات تولید نان کمتر شد. آیا جای آن نیست آب که حیاتی ترین نیاز یک جامعه است و ما بحرانی ترین کشور در حوزه آب هستیم از بعد اقتصادی توزیع آب را اطلاق کنیم. این شامل آب کشاورزی هم هست. ما آب کشاورزی را بصورت رایگان به کشاورزان مان می دهیم. بنده کشاورز هستم و سهمی که از یک چاه آب دارم، کشاورزی می کنم. راجع به این آب به کسی مبلغی نمی دهم. یک خرید و فروشی بین کشاورزان است که حق بهره برداری از چاه آب است، حق استفاده از این منابع زیر زمینی را دارد، این آب را اگر در خیابان ، کویر، بیابان بریزد و هدر دهد نه کسی به او می گوید چرا این آب را هدر داده است و نه اینکه کسی برای این آب از او پولی می گیرد. آب رایگان در کشاورزی با راندمان ۳۰ الی ۳۵ درصد استفاده می شود . خیلی مواقع برای محصولاتی استفاده می شود که برای آنها مسئله ای نیست. بحث محصولات استراتژیک رعایت نمی شود. سرنوشت آب ما اینچنین شده که در آن غوطه ور هستیم. فریاد ما مبنی بر بحران آب ، بلند شده است. اما متاسفانه از دولت دکتر روحانی توقع بیشتری را داشته ایم. توقع داشتیم به معضلات اجتماعی ریشه ای تر نگاه کنند. به معضلات زیستی نگاه پایدارتری را داشته باشند. این دولت نگاه کارشناسانه خوبی دارد. سازمان محیط زیست دارای مدیریت خیلی خوبی است اما انتظار می رود بیشتر و بهتر به این مسئله توجه داشته باشند. چرا به جای حل ریشه ای بحران آب ما یک سرو صدایی را به راه می اندازیم که همان مافیای سد سازی مسیر خود را به سمت مافیای پروژه های انتقال آب تغییر می دهد و در این میان قرار است یک سری پیمانکار به بهره برسند. با اینکه سر و صدای ما بحران آب، است، پیمانکارانی گردن کلفت را درست می کنیم که پروژه های چند هزار میلیاردی را تعریف کنند و به نان و نوایی برسند. با این داستان انتقال آب هیچ مشکلی از ما حل نخواهد شد. بلکه با کمال تاسف، بحرانی را به بحران های دیگر اضافه می کند.
*شما معتقد هستید که ما به آن معنا، بحران آب نداریم. یعنی اگر مردم صرفه جویی کنند ،این کمبود جبران می شود. آیا منظور شما اینگونه است؟
ولیان: حقیقت این است که ما بحران آب داریم، اما این بحران بایستی مدیریت شود. چیزی نیست که بخواهیم آن را تولید کنیم. ما بیش از حد مجاز از منابع آبی خودمان استفاده می کنیم. ما داریم سفره های زیر زمینی را تخلیه می کنیم. آب را می توانیم وارد کنیم؟ با آن چه می توانیم انجام دهیم؟ داستان انتقال آب دریای مازندران به مرکز ایران، اینقدر فاجعه آفرین است. چرا ما از خشک شدن دریاچه ارومیه عبرت نمی گیریم. این فاجعه ای به مراتب بزرگتر از خشکاندن دریاچه ارومیه است که به آن کلید می زنیم. این دولت، دولتی که خود را زیست محیطی ترین دولت تاریخ می داند، توقع همه از این دولت بیشتر از اینها هست. به نگاه کارشناسی آن همه امید بسته اند. متاسفانه ما تصمیم سازی را به کارشناسان نسپرده ایم. تصمیم سازی با روند هیجان سازی و شلوغ بازی و عوام را به حرکت درآوردن شکل می دهیم. چرا سد گتوند برای ما عبرت آموز نمی شود. بحث انتقال آب مازندران را که به آن اشاره می کنم، همان شرکتی که طراحی سد گتوند را انجام داده است، طراحی و مطالعات انتقال آب را به سمنان انجام داده است و با گردن فرازی می گوید که همه موارد آن پیش بینی شده است و در مسیر اجرایی شدن قرار دارد. چند صد متر مکعب آب شور برای ما مانده است که در کمترین هزینه آن چهارهزار میلیارد تومان دولت باید هزینه کند که بتواند با راهکاری این آب شور را به خلیج فارس هدایت کند.
*شما این طرحها را هم اکنون شکست خورده می بینید؟
ولیان: کاملاً و صد در صد.
*به نظر شما چه راهکارهای اساسی و اصولی باید در صرفه جویی آب در نظر گرفت؟ همانطور که می دانید، تعرفه های آب هم زیاد شده است و مردم در ارتباط با این موضوع نسبت به گذشته صرفه جویانه تر نگاه می کنند.
ولیان: آماری نشان نمی دهد که تغییری در فرهنگ مصرف آب اتفاق افتاده باشد، این در بحث شهری است. اینکه راهکار را می فرمائید با مثالی توضیح می دهم؛ پروژه انتقال آب دریای مازندران به استان سمنان. من در استان سمنان، شهرستان شاهرود زندگی می کنم. یکی از کم آب ترین استان ها است. این پروژه انتقال آب می خواهد دویست میلیون متر مکعب آب را در سال شیرین کند و از طریق دریای مازندران آب را به استان سمنان منتقل نماید. از جمله مهم ترین معایب این طرح، خطر خشک شدن دریای مازندران به یک دریاچه بسته است. همچنین اراضی کشاورزی که در این مسیر هستند و تخریب می شوند. در استان سمنانی که کم آب است، کشت خربزه و هندوانه دارد. این دو قلم در استانی که سطح تبخیر آن یکی از بالاترین سطح تبخیر را در سطح کشور دارد کشت این دو محصول نه حیاتی و نه استراتژیک است و با مصرفی که دارد ، قیمت تمام شده آن ، قیمت معقولی نیست. اما قیمتی که این محصول را به بازار و حتی بازار جهانی عرضه می کنیم، یک دهم قیمت تمام شده آن نیست. این بحث برمی گردد به همان قیمت آب رایگانی که به آن نگاه می کنیم. ترکیه پر آب ، دیگر هندوانه و خربزه نمی کارد، بلکه از ما خریداری می کند. منابع آبی خود را برای این محصول هدر نمی دهند و معقول نمی دانند.
*یعنی یکی از راهکارها این است که تعرفه های آب چه برای مصارف خانگی و چه کشاورزی زیادتر شود؟
ولیان: یکی از راهها این است که آب کشاورزی قیمت داشته باشد. چرا من کشاورز هر چقدر که می خواهم این آب را برای هر محصولی که مایل به کاشت آن هستم استفاده کنم. ما بجای آنکه در استان زعفران یا زرشک بکاریم که با مصرف اندک آب محصولات خوبی را هم تولید می کند، می رویم به میل خودمان محصولاتی همچون خربزه و هندوانه را کاشت می کنیم که چندین برابر مصرف دارد و چیزی را تحویل می دهیم که با این قیمت های غیر واقعی برای کشاورز به ظاهر شاغل سود دارد.
*به اعتقاد شما در واقع بایستی محصولاتی کاشته شود که آب کمتری نیازمند هستند؟
ولیان: دقیقا.ً بحثی است که تمامی متخصصین کشاورزی در تمام دنیا بر روی آن کار می کنند. در شهرهای پر آب اجازه نمی دهند که هر کسی به میل خود هر محصولی را انتخاب کند. تعریف کرده اند که در این منطقه، در این ایالت ، در این استان، کاشت این محصولات مجاز است. فلان محصولی که مصرف آب زیادی دارد و یا اینکه سطح تبخیر آن بالاست، نباید در آنجا کشت شود. متاسفانه ما این کارها را انجام نداده ایم.
*مثل دریاچه ارومیه که به اذعان بسیاری کارشناسان، یکی از عوامل مهم خشکی دریاچه ارومیه به خاطر کشت هایی پرآبی است که در اطراف این منطقه انجام شده است..
ولیان: بله. سد زده شد و آب آن برای کشاورزی مصرف شد. گفتیم که چند برابر سطح زیر کشت ما بالاتر رفته است و افتخار کردیم که چه شغلی را ایجاد کرده ایم. اما شغلی ناپایدار بود. عرض بنده این است که، کشاورزی ناپایداری را در استان داریم . با کشت هندوانه و خربزه ، دویست و ده میلیون متر مکعب در سال آب مصرف می شود. اگر همین یک قلم از محصول را خارج کنید، آن دویست میلیونی که قرار است از مازندران بیاید، دیگر لازم نخواهد بود. بابت این پروژه که حدود هشت میلیارد تومان هزینه دارد. حدود چهارهزار و پانصد میلیون تومان خسارت آن است و خسارات این پروژه به منابع طبیعی و کشاورزی است. سالی پانصد میلیارد تومان هزینه بهره برداری و نگهداری آن می شود. اگر یک نگاه زمانی سی ساله به آن داشته باشیم، در این بازه زمان حدود سی میلیارد تومان پول بایستی پخش شود که سالانه دویست میلیون مکعب آب به اینجا بیاید، آنهم با عوارض جبرانی ناپذیری که برای دریای مازندران در پی خواهد داشت. سوال من این است، آیا بهتر نیست بجای صرف چنین پول گزافی برای یک چینین پروژه غیر استاندارد و غیر ناپایدار، با نصف این مبلغ بتوانیم تمام کشاورزی سمنان را به روش مکانیزه آبیاری مجهز کنیم؟حتی می تواند بصورت بلاعوض باشد. ما به کشاورز می گوییم که بیاید و این کار را انجام دهد، اما پول ندارد. این موضوع که کشاورزان پولی را هم ندارند که سیستم آبیاری شان را مدرن کنند. با این کار می شود کشاورزی ناپایدار را به کشاورزی پایدار تبدیل کرد و کشاورزی را نجات داد. در سی سال آینده هشتاد درصد کشاورزان ما بیکار می شوند چون سفره های آب زیر زمینی ما خشک شده است. آیا به این فکر نمی کنیم که این بیکاری فزاینده دامنگیر قشر زیادی شود. الان دولت می تواند با نصف این پول کشاورزی تمام استان را مکانیزه و سیستم آبیاری آن را بصورت بلاعوض مدرن کند. بهره وری آب را حداقل به دو برابر افزایش دهند و برداشت از چاه های کشاورزی را به نصف کاهش دهند. خدمات به کشاورز ارائه دهند و استفاده از چاه آب را به نصف کاهش دهند. اگر الان در ثانیه بیست لیتر از آب چاه برداشت می شود، آن را به ده لیتر کاهش دهند. برروی محصولات استراتژیک برنامه ریزی کنند. هر محصولی را به زیر کشت نبرند. آنوقت متوجه خواهید شد که ما چند صد میلیون متر مکعب آب خواهیم داشت که دیگری نیازی به آن انتقال آب با آن همه هزینه نخواهیم داشت، با کاری که بسیار ناپایدار است و عوارض بسیار سنگینی را در بر خواهد داشت.
*چه چشم اندازی برای آینده آب در کشورمان پیش بینی می کنید؟ به نظر شما این بحران همچنان ادامه خواهد داشت؟ و این وضعیت خشکسالی که بخصوص کشورهای منطقه هم در آن درگیر هستند آیا به مراحل خطرناک تری خواهد رسید؟
ولیان: بله. اگر واقع بین باشیم، خطری که در حال حاضر ما را تهدید می کند، بیش از هر خطر دیگری از جمله آمریکا، داعش، اسرائیل و هر مشکل سیاسی و استراتژیکی و نظامی است. بزرگترین خطری که نه تنها یک نظام را بلکه یک ملت و یک تمدن را تهدید می کند، بحران آبی است که با کمال تاسف به ابعاد واقعی آن هیچوقت توجه نمی شود. ما بشدت در حال برداشت ،تخلیه و خشک کردن سفره های آب زیر زمینی هستیم. اینها آبهای فسیلی است . همانگونه که نمی شود چاه نفت را پر کرد، چاههای زیر زمینی را هم نمی شود پر کرد. حتی اگر بارش سالانه ما ده برابر این چیزی که الان موجود است، باشد که غیر ممکن است و در طول تاریخ چنین اتفاقی نیفتاده است. برای همیشه اگر ده برابر بارش هم داشته باشیم، سفره های آب زیر زمینی که در حال تخلیه شدن است و مخصوصاً در مکانهایی که زمین در حال فرونشست است، این سفره ها دارای آب نخواهند شد. ما برسر شاخ نشسته ایم و در حال بریدن بن شاخ هستیم و به این موضوع توجه نمی کنیم و به مسائل روزمره و نزاع های سیاسی سرگرم هستیم. به بحران آب هم که می پردازیم، در حدی آن را شلوغ می کنیم که چند پیمانکار قدر می آیند و چند پروژه جدید در دست دولت می گذارند و می گویند حالا که آب کم است، انتقال آب را انجام می دهیم. از خلیج فارس به فلان نقطه انتقال می دهیم و یا از این مقولاتی که آن را حل می کنیم. ما باید مبحث خود را اصلاح کنیم. وقتی آب را از دریاچه منتقل کنیم، عمق فاجعه بیشتر می شود و به راه حل درستی هم نخواهیم رسید.
* در رابطه با تبعاتی که اشاره کردید اگر امکان دارد بیشتر توضیح بفرمائید. می گویید که بحران کم آبی از جنگ هم بدتر است، این مساله یعنی دقیقا چه هست؟ بحران آب چگونه ممکن است بدتر از جنگ باشد و یک ملت و تمدنی را آزار بدهد؟
ولیان: من شما را ارجاع می دهم به مطالبی که دکتر کلانتری در این زمینه توضیح داده اند. دکتر کلانتری هشت الی شانزده سال وزیر کشاورزی بوده اند و الان هم ریاست خانه کشاورز را بعهده دارند. دکترای خود را از امریکا گرفته اند و یکی از مدیران باسواد حلقه مدیریتی این کشور هستند. ایشان گفته اند "در یک دهه آینده چندین میلیون نفر آواره در این کشور به دلیل کمبود آب خواهیم داشت.” وقتی شهری آب نداشته باشند، مردم آن شهر هم آواره خواهند شد و مهاجرت خواهند کرد. فکر کنید اگر در مناطق کشاورزی ما آب ها قطع شود و چاههای آنها خشک شود و هزاران و یا میلیون ها نفر کشاورز بیکار شوند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بحران بیکاری ناگهانی و بدنبال آن بی پولی، گرسنگی، خطر نابسامانی های اجتماعی، این ناهنجاری های مختلفی را که پیش می آورد، یک جنگ داخلی موجب خواهد شد. در جایی که مردم یک منطقه بیکار می شوند و می بینند که کار به استان دیگر منتقل می شود .
*مثل اتفاقی که در ورزنه اصفهان افتاد؟
ولیان: بله. همین الان زمینه نزاع های داخلی بین استانها و شهرستان ها ایجاد شده است. متاسفانه به این مسایل بی توجه هستیم که امنیت داخلی ما را به خطر می اندازد. این مسائل قابل چشم پوشی نیست. متاسفانه ما به این موضوع خیلی سطحی نگاه می کنیم.
*کمپین های مردمی را تا چه حد تاثیر گذار می دانید؟ در اینکه مردم به سمت صرفه جویی کشیده شوند. جدا کردن آب شرب از آب غیر شرب در منازل هم می تواند یک راهکار دیگر باشد، مساله ای که در بسیاری از کشورها پی گیری شده است.
ولیان: جدا کردن آب شرب و غیر شرب خوب است و بهداشتی کردن مصرف آب است، ولی تاثیر چندانی ندارد. مشکل ما این است که کلاً آبی وجود ندارد. آبی را که کم داریم هدر می دهیم. حالا اسم این را بگذاریم آب شرب که کاملاً استرلیزه شده یا اینکه بگوییم آب غیر شرب که فقط با آن شستشو انجام دهیم. وقتی که آب در لوله نباشد نهایتاً ما آب شرب داشته باشیم. وقتی که آشپزی، استحمام و شستشو و نظافت و هر چیز دیگری به تعطیلی کشیده شود، بحران بر سر جایش همچنان هست.
*کمپین های مردمی چه؟ تا چه حد آن را در بحث فرهنگ صرفه جویی تاثیر گذار می دانید؟
ولیان: همه اینها می تواند به گونه ای کمک به فرهنگ سازی صرفه جویی داشته باشد. بحث ما ، مشکل فرهنگی است. اگر این کمپین ها بتواند کاری بکند که مردم آگاهانه تر و مسئولانه تر به موضوع آب نگاه کنند ، مسلماً می تواند مثبت و مفید باشد. ما هر قدمی را که برای فرهنگی سازی برداریم کم است. چون بزرگترین مشکل ما مشکل فرهنگی است.
*در ارتباط با پدیده ریزگردها و تعامل ایران با کشورهای همسایه حتی در ارتباط با بحث آب چه دیدگاهی دارید؟ به هر حال دریاچه های مهمی مثل دریاچه ارومیه و هامون نزدیک مرز هستند . تعاملی که ایران می تواند با کشورهای همسایه در این خصوص داشته باشد چیست؟
ولیان: در این زمینه خیلی حرف جدیدی ندارم. حقیقت این است که این تعامل بسیار مهم است و ما باید بر سر حق و حقوق خود پا برجا باشیم. در ارتباط با دریاچه هامون ما حق آبه خود را در افغانستان از دست داده ایم و با کمال تاسف نسبت به آن بی توجه هستیم. این یکی از تثبیت شده ترین حق آبه های ما است که بخاطر این حق آبه دولت ایران با افغانستان قرارداد دارد و دولت ایران اهرم های فشاری دارد که می تواند این حق آبه را دریافت کند. ولی متاسفانه نسبت به آن کم توجهی می کنیم. بحث ریز گردها هم ، اینگونه است و کارشناسان دیگر هم برروی آن صاحب نظر هستند که چه میزان از آن منبع داخلی و چه میزان منبع خارجی دارد. به نظر می آید که برسر منابع خارجی آن اغراق شده است. ما منابع داخلی ریزگردها را بسیارکمتر از آنچه هست در نظر گرفته ایم. بالاخره برای ما راحت تر خواهد بود که بگوییم مشکل ما در اینباره در خارج از کشور و در مدیریت و کنترل ما نیست. در حالیکه خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها، یکی از منابع اصلی ریز گردها است که متاسفانه برای کشور خودمان اتفاق افتاده است.
*بحث انتقال آب از خلیج فارس که اخیراً توسط دولت آقای روحانی مطرح شده است آیا این را هم یک پروژه شکست خورده می دانید؟ یا اینکه بطورکلی معتقد هستید انتقال آب دریاچه ها برای آب شرب یا مصارف کشاورزی جوابگو نمی باشد؟
ولیان: حقیقت این است که شیرین شدن آب در هر متر مکعب شش هزار تومان هزینه دارد. در حال حاضر ما آب صنعتی را به کارخانه ها حدوداً متر مکعبی شصت الی هشتاد تومان تحویل می دهیم. کدام صنعتی می تواند با صد برابر شدن مبلغ آبش دوام بیاورد. یا اینکه قرار است برروی اینها هم دولت یارانه پرداخت کند. یک بام و دو هوا نمی شود. ما از یک طرف می بینیم که سیاست های نظام این است که حق یارانه داشته باشیم . قیمت ها واقعی باشد. همه چیز ساماندهی خودش را پیدا کند که حرف کاملاً درستی است و من هم از آن دفاع می کنم. ولی از طرف دیگر می گوییم که با این قیمت گزاف آب را بیاوریم ، یا به آن یارانه بدهیم و یا فکر دیگری برای آن داشته باشیم. باید به اینها فکر کرد. آبی که درهر متر مکعب شش هزار تومان باشد چه کاری را با آن می شود انجام داد؟
*اگر صحبت خاص دیگری در ارتباط با بحران آب دارید ، بفرمائید.
ولیان: صحبت خاصی نیست. فکر می کنم که بیشتر مطالب اشاره شده است. یک اشاره ای می کنم به عوارض زیست محیطی انتقال آب دریای مازندران که نسبت به خلیج فارس خیلی بیشتر است. دریای مازندران یک دریاچه بسته است. به این فکر کنیم که همین یک قلم که برای استان سمنان تعریف شده است. دویست میلیون متر مکعب الی دویست و شصت میلیون تن نمک را هر سال به آب دریای مازندران اضافه می کند. حتی در این طرح پیش بینی شده است که در طی سال اول، تا ده ها کیلومتر اطراف این آب شیرین کن حیات آبزیان به کلی نابود می شوند و ماهیگیری و پروانه صید را بایستی بدور همه آنها خط کشید و نادیده گرفت. این سال اول آن است. مسلماً بهم خوردن شوری این دریاچه عظیم، یک اکوسیستم بزرگ را به خطر خواهد انداخت. حیات صدها و هزاران نفر که از طریق این اکوسیستم زندگی خود را می گذرانند و تغییرات عظیم اقلیمی در نتیجه بهم خوردن این اکوسیستم ایجاد می شود. همه اینها خطراتی است که با این انتقال آب می تواند اتفاق بیفتد. نکته نهایی اینکه ما چگونه باور می کنیم کشورهای همسایه ای که سهم و حق آبه ای را در این دریاچه مازندران دارند به ما اجازه بدهند که چنین تغییری را رقم بزنیم. بنده مطمئن هستم که مانع ما خواهند شد. حتی اگر هم مانع ما نشوند، ما بدست خودمان خشک شدن دریاچه ای را رقم خواهیم زد که در صورت خشک شدن ، بزرگترین ضرر آن شامل ایران خواهد شد. تنها خطه سبز ما در شمال ایران، مدیون دریاچه مازندان است و اگر خشک شود بیشترین ضرر را ایران خواهد کرد. ما باید مراقب باشیم که اگر کشور دیگری بخواهد چنین کاری را انجام دهد، مانع آن شویم. نه اینکه خودمان پیشگام و پیشتاز برای این کار باشیم. این برداشت اولیه اگر کلید بخورد ، حداقل بیست پروژه دیگر هم برای دیگر استانها و شهرستانهای دیگر کلید خواهد خورد. پیمانکاران هم این را می خواهند. مردم دیگر هم صدایشان در خواهد آمد. که چرا به این شهر آب رسانی کرده اند اما به ما آب نداده اند. و … وخامت باری را برای خود ایجاد خواهیم کرد.
*این طرح قرار است در چه زمانی اجرایی شود؟
ولیان: در سفر اخیر جناب آقای روحانی به استان سمنان وعده ای را به مردم داده اند که معضلات زیستی مطالعه شده است و در حال حل شدن است و انشاالله به زودی اجرا خواهد شد. این انشاالله گفتن به این مردم ، چنان جوی را ایجاد کرده است که بصورت یک تابویی شده که اولاً به این طرح کسی ایراد نگیرد و از نظر همه کار تمام شده طلقی شود. نمی دانم که آیا پس گرفتن این کار میسر خواهد بود؟ ولی بعید هم نیست که این پروژه چند هزار میلیارد تومانی اجرا شود چون موقع برداشت ممکن است کشورهای دیگر به ما اجازه برداشت را ندهند. آیا کسی پاسخگو خواهد بود که این همه جنگل و مراتع و اراضی که تخریب شده است ، جبران شود؟ چه کسی می تواند پاسخگو باشد؟ چرا ابتدا نمی رویم رژیم حقوقی آن را با این کشورها حل کنیم ، حداقل یک مجوزی را از آنها بگیریم بعد بیاییم این کار را انجام دهیم. ما در کشور خودمان وقتی کسی می خواهد ساختمانی را بسازد، به او می گوییم که ابتدا از شهرداری پروانه ساخت را بگیرد ، حق و حقوق شهرداری را پرداخت کند بعد به ساخت و ساز اقدام کند. اگر همینطور بدون اجازه ساخت و ساز کنیم، شهرداری هم اقدام به تخریب آن خواهد کرد./شفقنا
دریاچه مازندران بعلت کانل کشتیرانیی که روسیه از رودخانه ولگا( تامین کننده 90درصد آب دریاچه خزر ) به دریای سیا زده است باعث شده بود در دهه 70 آب دریا سیا به دریاچه خزر سرازیر گردد وبا بالا آمدن سطح آب بسیاری از پلازهای ساحلی به زیر آب برود که با اعتراض ایران وکشورهادیگر روسیه مجبور شد با احداث چند سد متحرک درمسیر کانال مذکور سطح آب دریاچه راکنترل کند بنابرین این دریاچه مشکل دریاچه ارومیه رانخواهد داشت.