سپاهان را بايد مورد عتاب و مقابل سؤال قرار
داد كه چرا براي جبران مافات، با دست و دلبازي، به سوي بهترينها دست طلب
دراز كردهاي، يا مديران تيم استقلال خوزستان را سرزنش كرد كه هان كجاييد؟
ديروز كجا بوديد و امروز كجا هستيد؟
سپاهانيها، مثل ملوان، مثل
تراكتورسازي، مثل سپيدرود رشت، مثل پرسپوليس و استقلال تهران، خود را بخشي
از سرمايه اجتماعي اصفهان ميدانند! در اين دايره، در اين خواستانديشي خوب
و لازم، استقلال خوزستان درباره خودش چگونه انديشه ميكند؟
آيا استقلال
خوزستان هسته مركزي ثروت استاني ورزش استان نيست؟ آيا هر كسي ميتواند در
اين باره براي خود تصميمي خلاف مصلحت و عليه منفعت ورزش استان، اتخاذ كند؟
آيا بيعملي دوباره بايد شدت بگيرد؟ و آيا سرنوشت تيم جنوب و شاهين اهواز -
كه محو شدند و نيست شدند - «بايد» تكرار شود و مكرر در مكرر شود؟ از
نابودي تيم يزد، چه فايدهاي عايد فوتبال اهواز شد؟ يا از سرنوشت تيم گمرك؟
آيا هيچ پرسيدهايد و پرسيدهايم كه «ماترك» و ميراث بهجامانده از «امير
نعمتپور» اينك كجاست؟ آيا اصلاً به ياد ميآوريم كه روزي، روزگاري كلوپ
«شنا»، تاج سر ورزش و فوتبال اهواز بود؟ كلوپ شنا، با تيم قهرمانش، با گروه
قدرتمندش، با ياران همه فنحريفش، اينك كجاست؟ از نابودياش، از نابوده
انگاشتنش، چه سودي و به چه كسي رسيد؟
استقلال تيم بزرگ شهر اهواز، به راه جنوب اهواز برده ميشود، اجازه ندهيم!
استقلال
خوزستان، در حال تبديل شدن است به شاهين اهواز، اجازه ندهيم! استقلال
خوزستان، درست مثل كلوپ شناي اهواز، قدرت حفظ سرمايههاي خود را ندارد، از
اين مخمصه نجاتش دهيم! دست به كاري زنيم! دست به كار شويم! بيعملي بس است!
خودانگاري كافي است! نتيجه اين خودانگاري و هر نوع ديگرش، افتادن به وادي
خودويراني است! انجامش ندهيم! وارد ميدان عمل شويم! برزيل فوتبال ايران را
دريابيم!
فلك را سقف بشكافيم! طرحي نو دراندازيم!
در اندازه
لياقتمان، حركت كنيم! به اندازه توان و عرضهاي كه داريم، گام برداريم! از
استعداد خدادادهمان استفاده نماييم! كفران نعمت نكنيم! شكر نعمت، نعمتت
افزون كند!
***
عبدا... ويسي رفت! استقلال خوزستان را دريابيم كه
نرود! كه از دست نرود! ما حق داريم نگران قهرمان «ليگ پرشكوهمان» باشيم!
شما حق نداريد بيخيال خواستههاي برحق ما باشيد!/خبر ورزشی