شیوع تب برفکی و در پی آن تلفات غیرقابل جبران در بخش دامی، مردم را نگران امنیت غذایی و نوسان قیمت آینده فرآوردههای دامی کرده است
شیوع تب برفکی و در پی آن تلفات غیرقابل جبران در بخش دامی، مردم را نگران امنیت غذایی و نوسان قیمت آینده فرآوردههای دامی کرده است.
بیماری تببرفکی در شوش به هر دلیلی در خوزستان یکهتازی میکرد و براساس ماهیت ویرانکننده خود، به هرجا که میرسید دام را از پای در میآورد.
گفته شده بود که با گرمی هوا و نزدیک شدن به فصل تابستان این طبیعت است که بیماری تب برفکی را از بین خواهد برد؛ اما در کمال ناباوری این سیل بود که به یکهتازی تب برفکی در شوش پایان داد و تمام این پروژه را برعهده گرفت تا دامهای سبک و سنگین زیادی را در شوش از این بیماری مهلک راحت کند و تیر خلاص را بر پیشانی آنها شلیک کند.
به نظر میرسد که از قصههای تببرفکی هنوز هزار شب باقی مانده است؛ بهویژه اینکه اگر امسال هم شرکت رازی، راضی به تولید واکسن نشود و در مقابل کیسه خزانه همچنان برای واردات واکسن سفت و گره کرده باقی بماند و یا اینکه اقدامات بازدارنده به خوبی انجام نشود، باید صفحات یک داستان کلیشهای دیگر از تراژدی مرگ گروههای کوچک باقیمانده دام را مرور کنیم.
*تهدید امنیت غذاییدر این میان شیوع تب برفکی و در پی آن تلفات غیر قابل جبران در بخش دامی، مردم را نگران امنیت غذایی و نوسان قیمت آینده فراوردههای دامی کرده است.
برخی کارشناسان حقیقت تب برفکی را تلختر از واقعیت گفته شده تحلیل میکنند؛ آنها این بیماری دامی را خطری برای امنیت غذایی کشور میدانند؛ خطری که برای جلوگیری از آن، شورای تأمینی تشکیل نشد یا اگر جلساتی هم شکل گرفت کیسهای پس از آنها شل نشد.
تلفات سنگین دامی در شهرستان شوش این ابهام را به وجود میآورد که امنیت غذایی کشور تا چه حدی برقرار خواهد بود؟ آیا این معادلات را باید با واردات محصولات بخش آسیبدیده حل کرد؟ و آیا واردات بیرویه فرصتهای شکوفایی در این عرصه را از تولیدکنندگان خواهد گرفت؟
یکی از برنامههای اصلی فائو در کشور، در جهت تضمین امنیت غذایی بهداشت دام و امنیت غذایی و برنامههای بازسازی و اضطراری است؛ فائو در حال حاضر با همکاری دولت ایران از طریق سه پروژه به توسعه امنیت غذایی در این کشور کمک میکند که مبارزه با بیماری تب برفکی از جمله این طرحها است. طرحی که نتیجه آن نه دیده شده و نه ملموس است.