تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۰
کد خبر: ۱۱۰۷۰۶
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره
گفت‌وگو با مولف کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»

ماجرای عکس یک‌میلیون تومانی رهبری و بنی‌صدر

فرزندان آقا دنبال این­که موضوعی که حقیقت دارد، گفته نشود یا موضوعی که حقیقت ندارد به کتاب اضافه شود، نبودند، بلکه دنبال درست بودن روایت بودند. از نقاط شیرین کار، تغییر یک تیتر مثبت بود، اما گفته بودند اغراق شده و من تغییر دادم؛ یعنی به دنبال اغراق خوبی­‌ها هم نبودند.
کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» اثر جعفر شیرعلی‌نیا بهانه‌ای شد برای یک گفت‌وگو تا در آن از زیر و بم تالیف این کتاب پرسیده شود و مولف به نکاتی حول آن اشاره کند.

بخش اول این گفت‌وگو  در پایان همین خبر منتشر شد که در آن به نکات جالب توجهی پیرامون کتاب اشاره شده بود. در بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو شیرعلی‌نیا به نحوه انتخاب عکس روی جلد آن اشاره کرده، همچنین تفاوت این کتاب با «شرح اسم» نکته دیگری بود که وی مورد اشاره قرار داد. در بخش دیگری او به نمونه‌های مشابه خارجی این کتاب اشاره کرد. روایت وی از دقت فرزندان رهبر انقلاب درباره درست روایت‌شدن موضوعات تاریخی نیز از نکات خواندنی این گفت‌وگوست.

* در نمایشگاه همه از آقا چفیه می‌خواستند؛ من مجوز کتابم را

*ایرادی که در نمایشگاه کتاب آقا گرفته بودند چه بود؟

در نمایشگاه کتاب فضا طوری بود همه به آقا می‌گفتند چفیه بدهید؛ من پیگیر مجوز کتابم بودم [می‌خندد] ایشان گفت من دیدم کارتان را؛ کار امام­تان را هم دیدم، بعد فرمودند من کتاب را تورق کردم و پرسیده­‌ام گفته­‌اند اشکالاتی دارد.

تا آن­جا که من متوجه شدم اشکالات مد نظر تاریخی است. مثلا شخصی گفته بود من رابط آقا با فداییان اسلام بودم و ما نیز نوشته بودیم اما آقا گفته بود ایشان رابط من نبوده است. یعنی اشکالاتی که آقا می‌­گیرد تاریخی است و آن حساسیت­‌ها را خودشان دخالت نمی­‌کنند. ولی حداقل در آنجا آقا گفت من کتاب را دیدم و گفتند اشکالاتی دارد، چون موضوع حساس و تاریخ است  و کتاب در تاریخ می­‌ماند، شما اشکالات را رفع و بعد منتشر کنید. نکته امیدوارکننده آنجا بود که آقا گفتند اشکالات رفع و بعد چاپ شود و بعد از صحبت آقا نهایت همکاری را در جاهایی که حساسیت بود کردیم. البته من تا امروز از سه منبع موثق شنیده­‌ام که ایشان، قبل از چاپ، کار را پسندیده­‌اند و لفظ محققانه را درباره­ کتاب به کار برده­‌اند و سفارش کرده بودند که جهت صدور مجوز، همراهی انجام شود.

در نمایشگاه کتاب فضا طوری بود همه به آقا می‌گفتند چفیه بدهید؛ من پیگیر مجوز کتابم بودم [می‌خندد] ایشان گفت من دیدم کارتان را؛ کار امام­تان را هم دیدم، بعد فرمودند من کتاب را تورق کردم و پرسیده­‌ام گفته­‌اند اشکالاتی دارد.

* بازتابی که گرفتید چه بوده؟ آیا کتاب اصلا توزیع شده است؟

بله توزیع شده و در فروشگاه‌ها وجود دارد. من کتاب را پیش از انتشار به اساتید ارجمندی که نامشان در شناسنامه در بخش سپاس اشاره شده دادم و دیده‌­اند و نظرات دلگرم‌کننده­ زیادی شنیده­‌ام. دوستی از دوستان سخت­گیر که کتاب را کامل خوانده بود بسیار راضی بود. من می­‌دانم کسی کتاب را بخواند نظرش این است. یکسری­‌ها اصلا تیک دارند بروند دنبال یک چیزهایی بگردند، این کتاب اینطوری نیست. باید با حوصله بیشتری کتاب را دید و خواند وقتی شما رویکرد رهبری عزیز را در چندین انتخابات می­‌خوانید یعنی نگاه آقا به انتخابات­ درمی­‌آید. ولی یکدفعه بروی سر 92 یا 84 شاید چیزی هم پیدا کردی،ولی باید توجه کرد این یک منظومه است دارد می­آید جلو.

* یعنی حواستان بوده که استفاده نکردید بعضی جاها یعنی این دقت را خودتان داشتید؟

نه من می­‌فهمم چه دارم می­‌نویسم.

 

* یعنی حواستان به کلمه است؟

بله یک چیزهایی ممکن است باشد. یک چیزهایی دفتر به ما داد راجع به دوران آقای هاشمی. آن را نداشتیم و همه را به کتاب اضافه کردم. ناراحت هم نیستم که اضافه کردم چون یکی از سوالات من از آقا همین بود که تذکر در دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی کم است. اینها حرف‌های حساسی است ولی آنها که آمد دست­مان دیدم خیلی جدی است و الان آنها در کتاب هست. از این لحاظ من متوجه هستم که چه می­‌گویم حالا ممکن است بعضی­ جاها هم سهوی پیش آمده باشد؛ بالاخره ما تمام این صحبت­‌های آقا را فیش­‌برداری کردیم و واقعا خیلی وقت­ها سخت است که گیج نشوی، چون شما قرار است روایت دربیاوری، روایتی که هدف­مان این است که کسی که اول صفحه را می­‌خواند تا انتهای صفحه برود بخواند و رغبت داشته باشد و ورق بزند و صفحه بعدی را هم بخواند و بعد هم، روایتی که مقابل اصل نباید کم بیاورد و همپای اصلش برود جلو.

تا امروز از سه منبع موثق شنیده­‌ام که ایشان، قبل از چاپ، کار را پسندیده­‌اند و لفظ محققانه را درباره­ کتاب به کار برده­‌اند و سفارش کرده بودند که جهت صدور مجوز، همراهی انجام شود.

* ماجرای افزایش 12برابری قیمت عکس‌های همشهری چه بود؟

آنها اول به ما گفتند قطعه‌ای مثلا 15هزار تومان، ما خوشحال شدیم رفتیم 160 عکس انتخاب کردیم وقتی خواستند بدهند گفتند دانه­‌ای 250  هزار تومان. فکر کنم آخرش با پیگیری آقای امرودی معاون شهردار نزدیک به همان قیمت اولیه گرفتیم.

* از نظر ریالی چقدر عکس خرید شده است؟

آخرین جمع‌­بندی حدود 30 میلیون تومان، فکر می‌کنم برای یک قطعه عکس 500 هزار تومان و یک میلیون تومان هم پول داده‌ایم. تعدادی هم مجانی بود، من رفتم آستان قدس، 150 تا عکس گرفتم 100 هزار تومان. [می­­خندد]

* کدام عکس را یک میلیون گرفتید؟

عکس­‌های آقای محمد صیاد که یکی از آنها مربوط به حضور آقا در عملیات نصر است که همراه آقای فلاحی و آقای بنی­‌صدر ایستاده‌اند. البته آقای صیاد نیز در آخرین مرحله 50 درصد تخفیف دادند و 500 هزار تومان شد.

* چند تا عکس منتشر نشده از آقا است؟

در این باره حساب و کتاب نکردیم. خیلی از عکس‌ها را می‌شود گفت کمتر دیده شده، اگر منتشر به معنای کتاب بگیریم. کسانی که کتاب را ورق می­‌زنند خیلی از عکس­‌ها را ندیده‌اند مخصوصاً در بخش اولش.

یک چیزهایی دفتر به ما داد راجع به دوران آقای هاشمی. آن را نداشتیم و همه را به کتاب اضافه کردم. ناراحت هم نیستم که اضافه کردم چون یکی از سوالات من از آقا همین بود که تذکر در دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی کم است. اینها حرف‌های حساسی است ولی آنها که آمد دست­مان دیدم خیلی جدی است و الان آنها در کتاب هست.

*عکس روی جلد کتاب شده بود مثل ماجرای وزرای احمدی‌نژاد و مجلس

*  عکس روی جلد را چه کسی انتخاب کرد، بهترین انتخابی بود که به آن رسیدید؟

عکس‌ها را موسسه نمی‌پسندید ما مرتب عکس می­‌فرستادیم تا یکی را بپسندند، مثل وزرای احمدی­‌نژاد شده بود با مجلس. تا آخر سر رسیدیم به این عکس که روی جلد چاپ شد. البته عکس خوبی بود که هر دو طرف راضی شدیم.

* نکته دیگر درباره شمارگان کتاب است. واقعا ناشر صد هزار از این کتاب منتشر کرده است؟

بله چاپ کرده است. البته ما الان روی هوا هستیم، الان اینجا خوشحال و خندان نشسته‌ام شاید 6 ماه بعد همه ما ورشکسته شویم [می­‌خندد]. همه منتظر هستیم کتاب‌ فروش برود و این سرمایه برگردد.

 

* موقعی که به ساختار کتاب و حجم زیادش رسیدید نترسیدید مردم را از دست بدهید، یعنی منبع کتابخانه‌­ای شود و فقط در کتابخانه باشد؟

یک مقدار نگرانی داشتیم ولی آن تجربه­‌ای که در کتاب جنگ و امام داشتیم نشان می­داد مردم کتاب را می­‌خوانند.

* حجمش هم دو برابر کتاب امام است؟

کتاب امام 532 صفحه است این 1000 صفحه است. تجربه­‌ای که در بازار داشتیم امیدوار­مان کرده بود که این اتفاق برایش نیفتد. یعنی خرید مردمی هم داشته باشیم. یک نگرانی­‌هایی بود و هنوز هم هست.

* آیا قصد دارید کتابی از دل این کتاب درآورید؟

ما یک سر داریم هزار سودا، خیلی قصدها داریم ولی نمی‌­دانم چه زمانی اتفاق بیفتد. در آینده می­‌خواهیم کارها را ترجمه کنیم، سال بعد ممکن است یک مقدار ببریم به سمت بیرون از ایران یعنی ترجمه­‌های انگلیسی، عربی و فرانسه.

*منتظر سونامی خرید مردمی هستیم/این کتابی روایی و تاریخی است نه تبلیغاتی

*  شما روی خرید ارگان­ها و نهادها از این کتاب حساب کردید؟

ما متظر هستیم یک سونامی خرید مردمی اتفاق بیفتد و به نظرم موضوع کتاب و کیفیت آن چنین قابلیتی را دارد. هرچند بعضی این را رویاپردازی می‌نامند اما معتقدم در کشوری که پایین‌ترین رای کاندیدای ریاست‌جمهوری یک میلیون رای است؛ یک کتاب می‌تواند یک میلیون نسخه فروش برود؛ ببینید مهم برای ما اینست که کتاب به ویترین کتابفروشی­‌ها آمده و استقبال مردمی خوب بوده است؛ اگر خدا بخواهد رکورد فروش یک محصول فرهنگی را خواهیم شکست چون الان میانگین بیشترین فروش فیلم­‌ها 1 تا 1.5 میلیارد است که خدا بخواهد در نهایت از چندبرابر این رقم­‌ها عبور خواهیم کرد. البته احتمالا الان همه حساب و کتاب می­‌کنند و بعد تحلیل­‌های من درآوردی می­‌آورند که فلان­‌جا و بهمان­‌جا هزینه کرده است اما ما خوشحالیم که ریالی از هیچ نهادی که به بیت‌المال متصل است در هیچ کدام از مراحل تولید و چاپ در این پروژه وارد نشده است؛ یعنی نه ما خواستیم نه اینکه آنها می‌دادند! این کتابی روایی و تاریخی است و نه تبلیغاتی؛ حتی کتاب عکس نیست و علاوه بر 1300 عکس، 300 هزار کلمه هم متن دارد و از این 1300 عکس نیز کمتر از 30 درصد آن عکس شخص رهبری است و مابقی از زمانه ایشان است. تجربه ما از فروشی که در کتاب جنگ و امام داشتیم نشان می­‌دهد با توجه به مزیت­‌های این کتاب، این تیراژ منطقی است.

 

*  چند نفر و چند ساعت برای این کار وقت گذاشتید؟

5، 6 نفر که برای تحقیقات بودند تقریباً حدود دو سالی تحقیقات اولیه بود، عدد برای نفرساعت ندارم ضرب و جمعش را الان ندارم از سال 89 به صورت رسمی کلید خورده تا امسال، به تناسب 7، 8 نفر مثلا درگیر بودند و بعد 7، 8 نفر دیگر آمدند درگیر شدند.

ما خوشحالیم که ریالی از هیچ نهادی که به بیت‌المال متصل است در هیچ کدام از مراحل تولید و چاپ در این پروژه وارد نشده است؛ یعنی نه ما خواستیم نه اینکه آنها می‌دادند! این کتابی روایی و تاریخی است و نه تبلیغاتی

* روایتی که در این کتاب استفاده کردید نمونه خارجی هم دارد؟

کسانی که کارهای اینطوری می­‌کنند انتشارات DK است که مصور کار می­‌کند ولی کار ما با آنها فرق می­‌کند، یعنی یک مقدار مفصل­‌تر و محتوایی­‌تر از آنها و عکس­‌محورتر است و مخاطبش هم عام­‌تر است ولی اینجا ما دو تا مخاطب را درنظر گرفتیم، هم مخاطب تخصصی هم مخاطب عام. از کارهایی که در دنیا انجام شد هم الگو گرفتیم ولی باز خودمان بحث و تحقیق کردیم.

* نگاه که می­‌کردم می‌دیدم تیترها واقعا قلاب دارد. چقدر روی تیترها کار کردید؟

تیترها همه کار خودم است و ای کاش 30، 40 تا از تیترها را تغییر نمی‌­دادند. 15 سال دارم در کارهایم تیتر می‌­زنم. وقت زیادی از من نمی­­‌گیرد ولی تجربه 15 ساله پشت آن است. سعی می­‌کنیم الگوی کار مستند-کتاب باشد، الان هم دارد پخته می­‌شود یعنی یک جاهایی من اصلا نگفتم صیاد می­‌گوید، صیاد سریع حرفش پشت سرش آمده است. بعضی­‌ها ایراد می­‌گیرند ولی مخاطب دارد با اینها ارتباط می­‌گیرد. یعنی برویم به سمت مستند-کتاب. این تغییر تیترها ساختار کتاب را به هم نزده است.

*فرزندان رهبری به دنبال روایت درست بودند

من باورم نمی­‌شد که دفتر دنبال سانسور نباشد. یکی از موضوعات جالب و شیرین برایم این بود که فرزندان آقا، اغلب دنبال این­که حالا یک موضوعی که حقیقت دارد گفته نشود و یا موضوعی که حقیقت ندارد به کتاب اضافه شود نبودند و دنبال درست بودن روایت بودند. یکی از نقاط شیرین تغییر یکی از تیترهای کتاب بود که تیتر مثبتی هم بود اما گفته بودند اغراق شده است و تغییر کند که من نیز تغییر دادم یعنی به دنبال اغراق خوبی­‌ها هم نبودند. البته با برخی کارشناسان موسسه نیز چالش­‌هایی داشتیم و تغییر برخی تیترها را نمی­‌پسندیدم و به نظرم سلیقه­‌ای می‌آمد اما بخشی را آن­ها کوتاه آمدند و بخشی را هم من اما خوب تغییر تیترها تغییر چندانی در ساختار کتاب ایجاد نکرد.

* دوران تولد آقا تا زمانی که می­‌رود منبر را که می‌­­خوانی مخاطب می­‌فهمد در شرایطی که ایشان به دنیا آمده چه اتفاقی افتاده است. مثلا ایشان سالی که به دنیا آمده که ولیعهد رفته زنش را از مصر آورده. این خوب است با اینکه گذرا است ولی آن احوال و اتفاقات پیرامونی را نشان می­‌دهد و یک زندگینامه تخت نیست.

هم تخت نیست و هم جنبه تئوری در ذهن خود ما دارد که افراد متاثر از زمانه هستند و بر زمانه تاثیر می­‌گذارند یعنی شما می‌دانید اگر آقا حرفی زده؛ این را در چه شرایطی گفته. یکی از علاقه‌مندی­‌های من که اگر زنده باشم دوست دارم آن را انجام بدهم، روایت زندگی اهل بیت(ع) با زمانه­‌شان است. ما اغلب روایتی نداریم که وضعیت دشمن و وضعیت مخالفین چگونه است. اصلا یزید چه می­‌کرد، سیستم یزید چه بود، امام حسین(ع) این حرف را می­‌زند چه نگاهی دارد و کجا این حرف را می­‌زند. سخنرانی­‌های حضرت زینب(س) در چه شرایطی عنوان شده، ویژگی­‌های یزید چه بوده است.

فرزندان آقا، اغلب دنبال این­که حالا یک موضوعی که حقیقت دارد گفته نشود و یا موضوعی که حقیقت ندارد به کتاب اضافه شود نبودند و دنبال درست بودن روایت بودند. یکی از نقاط شیرین تغییر یکی از تیترهای کتاب بود که تیتر مثبتی هم بود اما گفته بودند اغراق شده است و تغییر کند که من نیز تغییر دادم یعنی به دنبال اغراق خوبی­‌ها هم نبودند.

*برخی می‌گفتند کتاب امام شده کتاب شاه

درباره کتاب امام به ما ایراداتی می­‌گرفتند که بعضی از جاهایش شده کتاب شاه. اتفاقا تو باید بدانی که مثلا عکس فرح با چادر در حرم، این از تلویزیون پخش می‌شود. خیلی جاها می­‌گویند اینها اهل دیانت هستند بعد می­‌رسد آنجا، شاه شب شهادت امام حسن عسکری(ع) می ­آید جام شراب را با کارتر سرمی‌کشد. خب این چه تاثیری در ذهن مردم می­‌گذارد؟ اینها چیزهایی است که حالا برای بعضی مهم نیست ولی برای ما مهم است، این زمانه و این آدم در این شرایط تاریخی چه کار کرده است و سعی می­‌کنم زندگی و زمانه را با همدیگر هماهنگ کنم.

 

* زمانه را نمی­‌آوردید، کتاب هزار صفحه نمی­‌شد؟

 در نمی­‌آمد.

* شاید برتری که به کتاب «شرح اسم» دارد همین باشد؟

آقای بهبودی استاد است و من خیلی به ایشان ارادت دارم ولی آن کتاب از چند جنبه با  این کتاب متفاوت است، که مهم‌ترینش تصویری بودن این کتاب و از سوی دیگر گستره­‌ زمانی روایت این کتاب است.

*باید مخاطبمان را بین‌المللی فرض کنیم

* در مقدمه گفتید همه می­‌خواهند رهبر ایران را بشناسند. چه کردید تصویری که شما ارائه دادید واقعی باشد؟

چند نکته را همیشه در نظر می­‌گیریم که مسئولین وقت ندارند در نظر بگیرند. شما در نظر بگیر کسانی که الان دانشجو می­‌شوند 19، 20 سالشان است، اینها متولد 74 هستند، یعنی 76 که دولت آقای خاتمی آمده 2 سالشان بود و دولت آقای احمدی­‌نژاد آمده 10 سالشان، آن وقت ما دهانمان را پر می­‌کنیم و دانشجو دانشجو می‌گوییم. مخاطب قرار نیست از قبل همه چیز را بداند و کار نویسنده اینجا سخت است که وقتی حرف می­زند یک طوری فضا را تصویر کند که او بفهمد، دیگر این که ما باید مخاطب را بین­‌المللی فرض کنیم که اصلاً آن هم خواند بفهمد این کتاب چه می‌خواهد بگوید.



گفت‌وگو با مولف کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»/۱
برخی در کتاب رهبری دنبال عکس خودشان هستند/ دعا می‌کنم کتاب دچار نگاه‌ بولتنی نشود/ توصیه رهبری به حزب‌اللهی‌ها قبل از انتخابات ۹۲

جعفر شیرعلی‌نیا نویسنده و سرپرست تیم تحقیقاتی کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» متولد 1357و پژوهشگر تاریخ دفاع مقدس است. از شیرعلی نیا کتاب‌های متعددی از جمله «بحران بالا می‌گیرد»، «جبهه میانی»، «جبهه جنوب»، «دایره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق»، «دایره المعارف مصور تاریخ زندگی امام خمینی»، «دایره المعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم» و «هشت سال این گونه گذشت» منتشر شده است.

شیرعلی‌نیا در رشته فیزیک هسته‌ای تحصیل کرده، اما گرایش به تاریخ او را به 12 سال مطالعه مستمر واداشت تا به صورت خصوصی در اتاق کاری که در خانه‌اش قرار دارد، تحقیق کند و بخواند.

کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای» حدود یک ماه است که در بازار کتاب عرضه می‌شود و در همین مدت نیز تحلیل‌های غلط و غیرواقعی توسط رسانه‌های خارج از کشور پیرامون این کتاب انجام می‌شود با این حال کتاب علی‌رغم قیمت بالا و نیز حجم زیاد در حال پیداکردن مخاطب عام و خاص خود می‌باشد و در بازار فروش نیز وضعیت خوبی دارد.

گفت‌وگوی فارس با نویسنده اثر در اولین‌ روزهای انتشار کتاب انجام شد که بخشی از آن با حضور حجت الاسلام محمدرضا زائری پیرامون کتاب و حواشی و اهمیت آن در خبرگزاری فارس منتشر شد. (میزگرد کتاب را اینجا بخوانید)

اینک گفت‌وگو با نویسنده اثر درباره جزئیات درباره این اثر عظیم و سترگ از نظر می‌گذرد.

*کار ده ساله بر روی بیانات رهبری

*جناب شیرعلی‌نیا درباره اتفاقات اولیه نگارش کتاب بفرمایید؟

از سال حدود 79، به صورت دغدغه شخصی شروع به‌فیش برداری کردم. صحبت‌های رهبر انقلاب را از 68 به بعد کار کردم. آن موقع نرم‌افزار حدیث ولایت هنوز کامل نشده بود و صحبت‌ها را از این طرف و آن طرف پیدا کردم. سال 89 که کلید این کار زده شد آن کار ده ساله روی بیانات و صحبت‌ها پشتوانۀ خیلی محکمی برای من بود، آن کار جرقه‌ای شد تا وقتی با دوستان درباره نوشتن چنین کتابی صحبت کردیم به نتیجه رسیدیم که انجام دهیم.

* بعد شما تیم­تان را جمع کردید و وارد کار شدید. در مقدمه­تان نوشتید 500 عنوان کتاب را خواندیم. این کتاب‌ها فارسی بود؟

غالباً فارسی بوده و در این کار عمد برای کتب فارسی بیشتر بوده است.

* از منابع غیرفارسی هم بهره گرفتید؟

بله. بعضی منابع انگلیسی را دیدیم که از منابع داخلی چیزی جمع کرده بودند. ما هم نمی‌خواستیم حتما صرف منبع انگلیسی به هر عنوان داشته باشیم. یعنی راجع به ایشان اطلاعات کم هست در فضای غیرفارسی. پس تاکید منابع­مان را گذاشتیم روی آثار فارسی و یک عمد هم داشتیم که منابع منتشر شده باشد.

یکی از دوستان برای من نقل کرد که بچه­‌های حزب­‌اللهی قبل از انتخابات 92 رفتند نزد آقا، آقا به آن‌ها گفته بود نکند شما به مسائل زودگذری مثل انتخابات ریاست جمهوری مشغول شوید. یعنی یک چیزی مثل انتخابات ریاست جمهوری که این همه تاثیر دارد، آقا می‌­­‌گوید مسائل زودگذر.

* اسناد منتشر نشده و مخفی نداشتید؟

من داشتم ولی به عنوان منبع از آن‌ها استفاده نکردم و یک جاهایی اشاره کردم ولی در مرحله دوم به مصاحبه روی آوردم.

 

*تعمد داشتیم از منابع منتشر شده استفاده کنیم

* از این اسناد مخفی و منتشر نشده چطور استفاده کردید؟

عین سند را نیاوردیم. در این کار ما خیلی عمد داشتیم منابع منتشر شده باشند برای اینکه یک مرحله مجوز گرفتن ما را می‌­انداخت جلو. هر چه در این کتاب است منتشر شدهٔ صحبت­‌های آقا است. در مرحله دوم هم برای تکمیل کار حدود 20 مصاحبه داشتیم که آن‌ها هم به نوعی منتشر نشده‌اند.

برخی مصاحبه­‌ها در مرحله دوم بسته به موضوع بود. مثلا ادغام ارتش و سپاه از موضوعاتی بود که بیشتر مصاحبه­‌محور پیش رفت. جلوگیری از ادغام ارتش و سپاه، بحث مهمی بود ولی راجع به آن اطلاعات به آن صورت نبود. من با سرلشکر عزیز جعفری فرمانده کل سپاه و سرلشکر رحیم ­صفوی و دوستانی که در آن زمان نقش داشتند صحبت کردم، البته در این کار مقداری محدودیت داریم، هر کسی هم راحت مصاحبه نمی‌­‌کند. با آقای هاشمی هم صحبت کردم که به عمر این کتاب کفاف نداد.

در این کار ما خیلی عمد داشتیم منابع منتشر شده باشند برای اینکه یک مرحله مجوز گرفتن ما را می‌­انداخت جلو. هر چه در این کتاب است منتشر شدهٔ صحبت­‌های آقا است.

*توصیه رهبری به حزب‌اللهی‌ها قبل از انتخابات 92

* دیداری که ماه رمضان با آقای هاشمی رفته بودید بابت همین اتفاقات بود؟

بعد از آن مصاحبه بود که از دفتر آقای هاشمی برای افطار من را دعوت کردند. البته من تاریخ‌­نگارم و اگر بخواهم دغدغه داشته باشم که سراغ افرادی نروم کارم به مشکل می‌­‌خورد و از سوی دیگر انقلاب کارهایی اساسی دارد که فرا‌تر از این دغدغه­‌های سیاسی روزمره است. یکی از دوستان برای من نقل کرد که بچه­‌های حزب­‌اللهی قبل از انتخابات 92 رفتند نزد آقا، آقا به آن‌ها گفته بود نکند شما به مسائل زودگذری مثل انتخابات ریاست جمهوری مشغول شوید. یعنی یک چیزی مثل انتخابات ریاست جمهوری که این همه تاثیر دارد، آقا می‌­­‌گوید مسائل زودگذر.

دیروز یکی از دوستان می‌­‌گفت فتنه را یکی دو جا با لفظ چالش آورده­ای، [می‌­‌خندد]. من می‌­‌خواهم با مخاطبم حرف بزنم. در مقدمه­‌ام هم نوشتم. در آن مقطع زمانی؛ وقتی هنوز فتنه­‌ای شگل نگرفته و موضوع در حد چالش است من تیتر فتنه نمی‌­‌زنم؛ همانگونه که رهبری را در صفحات مختلف و بسته به زمان روایت با نام­‌های مختلفی اشاره کرده­‌ایم.

*یا مثل کلمه سیدعلی خامنه‌­ای؟

من مقاومت کردم که این باشد. من نمی‌­توانم بگویم حضرت آیت‌­الله خامنه­‌ای به دنیا آمد!! و می‌­دانید در کتابی مشهور این عبارت آمده است. گفتم تا وقتی سیدعلی است من می‌­گویم سیدعلی، و آن روال مرسومش را حفظ می‌کنم. من با این لحن می‌­خواهم با مخاطبم حرف بزنم، من کتابی دارم به نام «بحران بالا می‌­گیرد» حتی کرد‌ها گفتند منصفانه نوشتی. ممکن است در تمام کتاب، روایت حقانیت سپاه را نشان دهد اما همین که دو جا هم انتقادی از سپاه بوده و من آن را روایت می‌­کنم مخاطب را راضی کرده و یک کرد تصمیم گرفته آن را ترجمه کند. یعنی آن اهداف بلندمدت که می‌­گویم این‌ها است. من دقیقا روی امام و بنی‌­صدر خیلی فرا‌تر از کتاب خودم فکر کردم و دیدم امام خیلی فرا‌تر از این‌ها نگاه می‌­کند و رهبری امروز نیز واقعا درگیر مسایل روزمره­ی جناحی و سیاسی نیست و ما هم نیستیم.

*برخی مقامات در کتاب رهبری دنبال عکس خودشان هستند

* ترسی هم ندارید که از نگاه سیاسی مورد انتقاد قرار بگیرید؟

نه، اصلا مهم نیست. الان که خیلی مقامات می‌­آیند این کار را می‌­بینند می‌­روند دنبال عکس­های خودشان. می‌گوید آقا! 36 سال من فلان جا بودم چرا عکس من نیست در کتاب. اگر بخواهیم این مدلی برویم جلو بد‌تر از بلایی که سر آن الاغ­ سوار و بچه­‌اش آمد؛ سر ما می‌­آید. با توکل به خدا یک نگاه بلندمدتی برای خودمان تصور کردیم. آن مردمی که من می‌­گویم در ذهنم کامل شکل گرفته است. مصدق وقتی شکست خورد که از مردم فاصله گرفت. یعنی ظرفیت­‌های آمریکایی آمد از نارضایتی گوشه و کنار استفاده کرد و چمدان پول هم پخش کرد. قبل از انقلاب آقا تبعید بود در ایرانشهر، می‌­گوید من برگشتم مشهد باورم نمی‌­شد اینجا مشهد است! این مخصوص ایشان نیست مخصوص آقای هاشمی و دیگران هم هست. وقتی در زندان 17 شهریور را می‌­بینند کُپ می‌­کنند. با خودشان می‌گویند ما که در زندان هستیم آنهایی هم که زندان نیستند تبعید هستند، مجاهدین هم رفتند سمت کمونیسم و تغییر ایدئولوژی دادند، پس اینجا فقط امام است. امام سال 42 بعد از 15 خرداد می‌­پرسد، زن­‌ها در ماجرای 15 خرداد کجا بودند؟ می‌­گویند زن­‌ها خانه بودند و مرد‌ها آمدند. امام سال 42 می‌­گوید زن­‌ها هم باید باشند. بعدا می‌­بینید پررنگ­‌ترین نقش را زنان بازی می‌­کنند.

 

* یعنی کتاب تاریخی نوشتید که برای مردم باشد؟

بله. مردم برای من مهم هستند. برای من مهم نیست که فلان مسئول می‌­گوید چرا عکس من اینجا نیست، چرا این عکس من را گذاشتی و آن عکس من را نگذاشتی! مردم هم به این چیز‌ها فکر نمی‌­کنند.

من نمی‌­توانم بگویم حضرت آیت‌­الله خامنه­‌ای به دنیا آمد!! و می‌­دانید در کتابی مشهور این عبارت آمده است. گفتم تا وقتی سیدعلی است من می‌­گویم سیدعلی، و آن روال مرسومش را حفظ می‌کنم

* سعی کردید این مفاهیم را هم ساده کنید.

این سختی است که ما به خودمان دادیم چون موضوعات پیچیده است اما روایت ما روان و ساده است. یکی از سختی­‌ها این است که تاریخ را رصد کنیم.

* یعنی زمان‌بندی‌اش...

غیر از زمان‌بندی‌اش. یک موضوع را یک نفر تعریف کرده، اول گفته است این شد و بعدا گفته است آن شد. اشتباه تعریف کرده است. یک دفعه ما را انداخته در چاله‌­ای و بعدا ما فهمیدیم اشتباه کرده است. مهم‌ترین تخصص ما این است که بفهمیم حالا این بنده­ خدایی که این موضوع را تعریف کرده آیا درست تعریف کرده است؟ این تجربیاتی است که در حوزه کار جنگ یا حوزه­‌های مختلف داشتیم، من کسی را دیدم که ماجرای دو روز پاوه را 8 روز تعریف کرده است، کتابش هم منتشر شده همه هم دارند می‌­خوانند و خوششان هم می‌­آید. عیبی ندارد من نمی‌­روم جایی بنویسم این غلط است ولی بعدا فهمیدم ماجرا‌ها را با هم خلط کرده و بعد شده 8 روز و 8 روز هم خاطره تعریف کرده است. این سخت­‌ترین بخش و تخصص ماست که این‌ها را دربیاوریم.

من چیزی را که به آن رسیدم سعی کردم با مخاطبم در میان بگذارم و الان هم ادعا ندارم تمام آن است و اینکه آقا هم شخصیتی است که واقعا مانند امام نگاهش خیلی فرا‌تر از این مسائل است. نگاه‌شان این است که ما کارهای بزرگتری داریم که دو تا چیز می‌­تواند ذهن ما را به این نزدیک‌تر کند یکی دیدن بزرگی جهان و یکی هم اندیشیدن به بچه­‌هایی که بناست آینده ایران اسلامی را بسازند.

 

*برای این کتاب خوب تحقیق کردیم/ دعا می‌کنم کتاب دچار نگاه‌های بولتنی نشود

* الان شما به عنوان یک نویسنده مذهبیِ حزب‌­الهی شناخته می‌­شوید. این انگ به شما می‌­خورد که روی کتاب و رهبرتان شیفتگی دارید. علاوه بر اینکه یک اَدای دینی به رهبرتان انجام می‌­دهید باید یک کار علمی انجام دهید که بعدا به شما انگ نخورد و نگویند کار ضعیف است. شما چه کردید که این اتفاق برای شما نیفتد؟

 تازه ایشان مرجع تقلید من نیز هست اما باید بگویم ما خوب تحقیق کردیم. من تنها دعایم این است کتاب از نگاه‌­های بولتنی نجات پیدا کند. یک نفر سریع نرود یک جایش را باز کند و نکته‌ای خاص پیدا کند، امیدوارم کتاب خوانده شود. صد صفحه از کتاب را بخواند متوجه منظورم می‌شود، لازم نیست هزار صفحه را بخواند. همین که تا الان برخی می‌­گویند جهت‌گیریِ این کتاب احمدی‌نژادی است و برخی می‌­گویند طرفدار هاشمی و یا کس دیگری است نشان می‌­دهد که هیچ کدام از این­‌ها نیست. به نظرم هر کس می‌­تواند با دیدن و خواندن کتاب به انصاف و صداقت ما شهادت دهد؛ البته در حد توان و دانشی که داشته‌­ایم.

الان که خیلی مقامات می‌­آیند این کار را می‌­بینند می‌­روند دنبال عکس­های خودشان. می‌گوید آقا! 36 سال من فلان جا بودم چرا عکس من نیست در کتاب. اگر بخواهیم این مدلی برویم جلو بد‌تر از بلایی که سر آن الاغ­ سوار و بچه­‌اش آمد؛ سر ما می‌­آید.

*کمتر از یک‌درصد حذفیات داشتیم

* این کتاب چقدر تغییرات داشته است. البته در مقدمه که نوشتید اضافه هم شده است؟

حذفی که شده کمتر از یک درصد است یعنی ده صفحه. البته صفحات حذف شده موضوعات حادی نبوده است ببینید بالاخره درباره‌­ی رهبری خیلی از زوایا به صورت طبیعی آشکار نیست ممکن است موضوعی پیش آمده که ما روایت دیگران را از موضوع در اختیار داریم اما روایت رهبری را نه؛ در تعاملاتی که برای صدور مجوز داشتیم من متوجه شدم چنین اتفاقی افتاده و البته به روایت رهبری نیز دسترسی نداشتم؛ سعی کردم اصل این موضوع را از کتاب کنار بگذارم که آوردن آن روایت­‌های یک طرفه خود تحریف بود. البته شاید به 10 صفحه هم نرسد.

*نمی‌خواستم کتابم یکسال دیگر برای مجوز بماند

اضافه­‌ای که شده حاصل تعامل بود مثل ادغام ارتش و سپاه که موضوع مهمی است و گفتند در کتاب شما نیامده و من رفتم نزد آقای هاشمی و این موضوع (ادغام ارتش و سپاه) را از او پرسیدم ولی به این کتاب نرسید. این بخش الحمدلله یکی از جذاب­‌ترین بخش­‌ها و اثرگذار‌ترین بخش‌های کتاب شد. بعضی­‌ها که اضافه شد نظر موسسه هم نبود مثلا خیلی­‌ها گفتند کتاب و کتابخوانی و فرهنگ اینجا نیامده است و یا بحث مذاکره با آمریکا را خودمان اضافه کردیم و کسی نگفت ولی احساس کردیم خوب است. فرایند صدور مجوز کتاب که یک سال و نیم طول کشید دوست داشتیم حرف‌های آقا راجع به نفوذ را هم اضافه کنیم که دیگر ترسیدیم بگذاریم آنجا و بگویند یک سال و نیم دیگر بیایید. (می‌­خندد)

کتاب را قبل از عید 94 فرستادم برای آقا از طریق یکی از نزدیکان ایشان.


مرجع / فـارس
captcha
آخرین اخبار