بخش اول این گفتوگو در پایان همین خبر منتشر شد که در آن به نکات جالب توجهی پیرامون کتاب اشاره شده بود. در بخش دوم و پایانی این گفتوگو شیرعلینیا به نحوه انتخاب عکس روی جلد آن اشاره کرده، همچنین تفاوت این کتاب با «شرح اسم» نکته دیگری بود که وی مورد اشاره قرار داد. در بخش دیگری او به نمونههای مشابه خارجی این کتاب اشاره کرد. روایت وی از دقت فرزندان رهبر انقلاب درباره درست روایتشدن موضوعات تاریخی نیز از نکات خواندنی این گفتوگوست.
* در نمایشگاه همه از آقا چفیه میخواستند؛ من مجوز کتابم را
*ایرادی که در نمایشگاه کتاب آقا گرفته بودند چه بود؟
در نمایشگاه کتاب فضا طوری بود همه به آقا میگفتند چفیه بدهید؛ من پیگیر مجوز کتابم بودم [میخندد] ایشان گفت من دیدم کارتان را؛ کار امامتان را هم دیدم، بعد فرمودند من کتاب را تورق کردم و پرسیدهام گفتهاند اشکالاتی دارد.
تا آنجا که من متوجه شدم اشکالات مد نظر تاریخی است. مثلا شخصی گفته بود من رابط آقا با فداییان اسلام بودم و ما نیز نوشته بودیم اما آقا گفته بود ایشان رابط من نبوده است. یعنی اشکالاتی که آقا میگیرد تاریخی است و آن حساسیتها را خودشان دخالت نمیکنند. ولی حداقل در آنجا آقا گفت من کتاب را دیدم و گفتند اشکالاتی دارد، چون موضوع حساس و تاریخ است و کتاب در تاریخ میماند، شما اشکالات را رفع و بعد منتشر کنید. نکته امیدوارکننده آنجا بود که آقا گفتند اشکالات رفع و بعد چاپ شود و بعد از صحبت آقا نهایت همکاری را در جاهایی که حساسیت بود کردیم. البته من تا امروز از سه منبع موثق شنیدهام که ایشان، قبل از چاپ، کار را پسندیدهاند و لفظ محققانه را درباره کتاب به کار بردهاند و سفارش کرده بودند که جهت صدور مجوز، همراهی انجام شود.
در نمایشگاه کتاب فضا طوری بود همه به آقا میگفتند چفیه بدهید؛ من پیگیر مجوز کتابم بودم [میخندد] ایشان گفت من دیدم کارتان را؛ کار امامتان را هم دیدم، بعد فرمودند من کتاب را تورق کردم و پرسیدهام گفتهاند اشکالاتی دارد.
* بازتابی که گرفتید چه بوده؟ آیا کتاب اصلا توزیع شده است؟
بله توزیع شده و در فروشگاهها وجود دارد. من کتاب را پیش از انتشار به اساتید ارجمندی که نامشان در شناسنامه در بخش سپاس اشاره شده دادم و دیدهاند و نظرات دلگرمکننده زیادی شنیدهام. دوستی از دوستان سختگیر که کتاب را کامل خوانده بود بسیار راضی بود. من میدانم کسی کتاب را بخواند نظرش این است. یکسریها اصلا تیک دارند بروند دنبال یک چیزهایی بگردند، این کتاب اینطوری نیست. باید با حوصله بیشتری کتاب را دید و خواند وقتی شما رویکرد رهبری عزیز را در چندین انتخابات میخوانید یعنی نگاه آقا به انتخابات درمیآید. ولی یکدفعه بروی سر 92 یا 84 شاید چیزی هم پیدا کردی،ولی باید توجه کرد این یک منظومه است دارد میآید جلو.
* یعنی حواستان بوده که استفاده نکردید بعضی جاها یعنی این دقت را خودتان داشتید؟
نه من میفهمم چه دارم مینویسم.

* یعنی حواستان به کلمه است؟
بله یک چیزهایی ممکن است باشد. یک چیزهایی دفتر به ما داد راجع به دوران آقای هاشمی. آن را نداشتیم و همه را به کتاب اضافه کردم. ناراحت هم نیستم که اضافه کردم چون یکی از سوالات من از آقا همین بود که تذکر در دوره ریاستجمهوری آقای هاشمی کم است. اینها حرفهای حساسی است ولی آنها که آمد دستمان دیدم خیلی جدی است و الان آنها در کتاب هست. از این لحاظ من متوجه هستم که چه میگویم حالا ممکن است بعضی جاها هم سهوی پیش آمده باشد؛ بالاخره ما تمام این صحبتهای آقا را فیشبرداری کردیم و واقعا خیلی وقتها سخت است که گیج نشوی، چون شما قرار است روایت دربیاوری، روایتی که هدفمان این است که کسی که اول صفحه را میخواند تا انتهای صفحه برود بخواند و رغبت داشته باشد و ورق بزند و صفحه بعدی را هم بخواند و بعد هم، روایتی که مقابل اصل نباید کم بیاورد و همپای اصلش برود جلو.
تا امروز از سه منبع موثق شنیدهام که ایشان، قبل از چاپ، کار را پسندیدهاند و لفظ محققانه را درباره کتاب به کار بردهاند و سفارش کرده بودند که جهت صدور مجوز، همراهی انجام شود.
* ماجرای افزایش 12برابری قیمت عکسهای همشهری چه بود؟
آنها اول به ما گفتند قطعهای مثلا 15هزار تومان، ما خوشحال شدیم رفتیم 160 عکس انتخاب کردیم وقتی خواستند بدهند گفتند دانهای 250 هزار تومان. فکر کنم آخرش با پیگیری آقای امرودی معاون شهردار نزدیک به همان قیمت اولیه گرفتیم.
* از نظر ریالی چقدر عکس خرید شده است؟
آخرین جمعبندی حدود 30 میلیون تومان، فکر میکنم برای یک قطعه عکس 500 هزار تومان و یک میلیون تومان هم پول دادهایم. تعدادی هم مجانی بود، من رفتم آستان قدس، 150 تا عکس گرفتم 100 هزار تومان. [میخندد]
* کدام عکس را یک میلیون گرفتید؟
عکسهای آقای محمد صیاد که یکی از آنها مربوط به حضور آقا در عملیات نصر است که همراه آقای فلاحی و آقای بنیصدر ایستادهاند. البته آقای صیاد نیز در آخرین مرحله 50 درصد تخفیف دادند و 500 هزار تومان شد.
* چند تا عکس منتشر نشده از آقا است؟
در این باره حساب و کتاب نکردیم. خیلی از عکسها را میشود گفت کمتر دیده شده، اگر منتشر به معنای کتاب بگیریم. کسانی که کتاب را ورق میزنند خیلی از عکسها را ندیدهاند مخصوصاً در بخش اولش.
یک چیزهایی دفتر به ما داد راجع به دوران آقای هاشمی. آن را نداشتیم و همه را به کتاب اضافه کردم. ناراحت هم نیستم که اضافه کردم چون یکی از سوالات من از آقا همین بود که تذکر در دوره ریاستجمهوری آقای هاشمی کم است. اینها حرفهای حساسی است ولی آنها که آمد دستمان دیدم خیلی جدی است و الان آنها در کتاب هست.
*عکس روی جلد کتاب شده بود مثل ماجرای وزرای احمدینژاد و مجلس
* عکس روی جلد را چه کسی انتخاب کرد، بهترین انتخابی بود که به آن رسیدید؟
عکسها را موسسه نمیپسندید ما مرتب عکس میفرستادیم تا یکی را بپسندند، مثل وزرای احمدینژاد شده بود با مجلس. تا آخر سر رسیدیم به این عکس که روی جلد چاپ شد. البته عکس خوبی بود که هر دو طرف راضی شدیم.
* نکته دیگر درباره شمارگان کتاب است. واقعا ناشر صد هزار از این کتاب منتشر کرده است؟
بله چاپ کرده است. البته ما الان روی هوا هستیم، الان اینجا خوشحال و خندان نشستهام شاید 6 ماه بعد همه ما ورشکسته شویم [میخندد]. همه منتظر هستیم کتاب فروش برود و این سرمایه برگردد.

* موقعی که به ساختار کتاب و حجم زیادش رسیدید نترسیدید مردم را از دست بدهید، یعنی منبع کتابخانهای شود و فقط در کتابخانه باشد؟
یک مقدار نگرانی داشتیم ولی آن تجربهای که در کتاب جنگ و امام داشتیم نشان میداد مردم کتاب را میخوانند.
* حجمش هم دو برابر کتاب امام است؟
کتاب امام 532 صفحه است این 1000 صفحه است. تجربهای که در بازار داشتیم امیدوارمان کرده بود که این اتفاق برایش نیفتد. یعنی خرید مردمی هم داشته باشیم. یک نگرانیهایی بود و هنوز هم هست.
* آیا قصد دارید کتابی از دل این کتاب درآورید؟
ما یک سر داریم هزار سودا، خیلی قصدها داریم ولی نمیدانم چه زمانی اتفاق بیفتد. در آینده میخواهیم کارها را ترجمه کنیم، سال بعد ممکن است یک مقدار ببریم به سمت بیرون از ایران یعنی ترجمههای انگلیسی، عربی و فرانسه.
*منتظر سونامی خرید مردمی هستیم/این کتابی روایی و تاریخی است نه تبلیغاتی
* شما روی خرید ارگانها و نهادها از این کتاب حساب کردید؟
ما متظر هستیم یک سونامی خرید مردمی اتفاق بیفتد و به نظرم موضوع کتاب و کیفیت آن چنین قابلیتی را دارد. هرچند بعضی این را رویاپردازی مینامند اما معتقدم در کشوری که پایینترین رای کاندیدای ریاستجمهوری یک میلیون رای است؛ یک کتاب میتواند یک میلیون نسخه فروش برود؛ ببینید مهم برای ما اینست که کتاب به ویترین کتابفروشیها آمده و استقبال مردمی خوب بوده است؛ اگر خدا بخواهد رکورد فروش یک محصول فرهنگی را خواهیم شکست چون الان میانگین بیشترین فروش فیلمها 1 تا 1.5 میلیارد است که خدا بخواهد در نهایت از چندبرابر این رقمها عبور خواهیم کرد. البته احتمالا الان همه حساب و کتاب میکنند و بعد تحلیلهای من درآوردی میآورند که فلانجا و بهمانجا هزینه کرده است اما ما خوشحالیم که ریالی از هیچ نهادی که به بیتالمال متصل است در هیچ کدام از مراحل تولید و چاپ در این پروژه وارد نشده است؛ یعنی نه ما خواستیم نه اینکه آنها میدادند! این کتابی روایی و تاریخی است و نه تبلیغاتی؛ حتی کتاب عکس نیست و علاوه بر 1300 عکس، 300 هزار کلمه هم متن دارد و از این 1300 عکس نیز کمتر از 30 درصد آن عکس شخص رهبری است و مابقی از زمانه ایشان است. تجربه ما از فروشی که در کتاب جنگ و امام داشتیم نشان میدهد با توجه به مزیتهای این کتاب، این تیراژ منطقی است.
* چند نفر و چند ساعت برای این کار وقت گذاشتید؟
5، 6 نفر که برای تحقیقات بودند تقریباً حدود دو سالی تحقیقات اولیه بود، عدد برای نفرساعت ندارم ضرب و جمعش را الان ندارم از سال 89 به صورت رسمی کلید خورده تا امسال، به تناسب 7، 8 نفر مثلا درگیر بودند و بعد 7، 8 نفر دیگر آمدند درگیر شدند.
ما خوشحالیم که ریالی از هیچ نهادی که به بیتالمال متصل است در هیچ کدام از مراحل تولید و چاپ در این پروژه وارد نشده است؛ یعنی نه ما خواستیم نه اینکه آنها میدادند! این کتابی روایی و تاریخی است و نه تبلیغاتی
* روایتی که در این کتاب استفاده کردید نمونه خارجی هم دارد؟
کسانی که کارهای اینطوری میکنند انتشارات DK است که مصور کار میکند ولی کار ما با آنها فرق میکند، یعنی یک مقدار مفصلتر و محتواییتر از آنها و عکسمحورتر است و مخاطبش هم عامتر است ولی اینجا ما دو تا مخاطب را درنظر گرفتیم، هم مخاطب تخصصی هم مخاطب عام. از کارهایی که در دنیا انجام شد هم الگو گرفتیم ولی باز خودمان بحث و تحقیق کردیم.
* نگاه که میکردم میدیدم تیترها واقعا قلاب دارد. چقدر روی تیترها کار کردید؟
تیترها همه کار خودم است و ای کاش 30، 40 تا از تیترها را تغییر نمیدادند. 15 سال دارم در کارهایم تیتر میزنم. وقت زیادی از من نمیگیرد ولی تجربه 15 ساله پشت آن است. سعی میکنیم الگوی کار مستند-کتاب باشد، الان هم دارد پخته میشود یعنی یک جاهایی من اصلا نگفتم صیاد میگوید، صیاد سریع حرفش پشت سرش آمده است. بعضیها ایراد میگیرند ولی مخاطب دارد با اینها ارتباط میگیرد. یعنی برویم به سمت مستند-کتاب. این تغییر تیترها ساختار کتاب را به هم نزده است.
*فرزندان رهبری به دنبال روایت درست بودند
من باورم نمیشد که دفتر دنبال سانسور نباشد. یکی از موضوعات جالب و شیرین برایم این بود که فرزندان آقا، اغلب دنبال اینکه حالا یک موضوعی که حقیقت دارد گفته نشود و یا موضوعی که حقیقت ندارد به کتاب اضافه شود نبودند و دنبال درست بودن روایت بودند. یکی از نقاط شیرین تغییر یکی از تیترهای کتاب بود که تیتر مثبتی هم بود اما گفته بودند اغراق شده است و تغییر کند که من نیز تغییر دادم یعنی به دنبال اغراق خوبیها هم نبودند. البته با برخی کارشناسان موسسه نیز چالشهایی داشتیم و تغییر برخی تیترها را نمیپسندیدم و به نظرم سلیقهای میآمد اما بخشی را آنها کوتاه آمدند و بخشی را هم من اما خوب تغییر تیترها تغییر چندانی در ساختار کتاب ایجاد نکرد.
* دوران تولد آقا تا زمانی که میرود منبر را که میخوانی مخاطب میفهمد در شرایطی که ایشان به دنیا آمده چه اتفاقی افتاده است. مثلا ایشان سالی که به دنیا آمده که ولیعهد رفته زنش را از مصر آورده. این خوب است با اینکه گذرا است ولی آن احوال و اتفاقات پیرامونی را نشان میدهد و یک زندگینامه تخت نیست.
هم تخت نیست و هم جنبه تئوری در ذهن خود ما دارد که افراد متاثر از زمانه هستند و بر زمانه تاثیر میگذارند یعنی شما میدانید اگر آقا حرفی زده؛ این را در چه شرایطی گفته. یکی از علاقهمندیهای من که اگر زنده باشم دوست دارم آن را انجام بدهم، روایت زندگی اهل بیت(ع) با زمانهشان است. ما اغلب روایتی نداریم که وضعیت دشمن و وضعیت مخالفین چگونه است. اصلا یزید چه میکرد، سیستم یزید چه بود، امام حسین(ع) این حرف را میزند چه نگاهی دارد و کجا این حرف را میزند. سخنرانیهای حضرت زینب(س) در چه شرایطی عنوان شده، ویژگیهای یزید چه بوده است.
فرزندان آقا، اغلب دنبال اینکه حالا یک موضوعی که حقیقت دارد گفته نشود و یا موضوعی که حقیقت ندارد به کتاب اضافه شود نبودند و دنبال درست بودن روایت بودند. یکی از نقاط شیرین تغییر یکی از تیترهای کتاب بود که تیتر مثبتی هم بود اما گفته بودند اغراق شده است و تغییر کند که من نیز تغییر دادم یعنی به دنبال اغراق خوبیها هم نبودند.
*برخی میگفتند کتاب امام شده کتاب شاه
درباره کتاب امام به ما ایراداتی میگرفتند که بعضی از جاهایش شده کتاب شاه. اتفاقا تو باید بدانی که مثلا عکس فرح با چادر در حرم، این از تلویزیون پخش میشود. خیلی جاها میگویند اینها اهل دیانت هستند بعد میرسد آنجا، شاه شب شهادت امام حسن عسکری(ع) می آید جام شراب را با کارتر سرمیکشد. خب این چه تاثیری در ذهن مردم میگذارد؟ اینها چیزهایی است که حالا برای بعضی مهم نیست ولی برای ما مهم است، این زمانه و این آدم در این شرایط تاریخی چه کار کرده است و سعی میکنم زندگی و زمانه را با همدیگر هماهنگ کنم.
* زمانه را نمیآوردید، کتاب هزار صفحه نمیشد؟
در نمیآمد.
* شاید برتری که به کتاب «شرح اسم» دارد همین باشد؟
آقای بهبودی استاد است و من خیلی به ایشان ارادت دارم ولی آن کتاب از چند جنبه با این کتاب متفاوت است، که مهمترینش تصویری بودن این کتاب و از سوی دیگر گستره زمانی روایت این کتاب است.
*باید مخاطبمان را بینالمللی فرض کنیم
* در مقدمه گفتید همه میخواهند رهبر ایران را بشناسند. چه کردید تصویری که شما ارائه دادید واقعی باشد؟
چند نکته را همیشه در نظر میگیریم که مسئولین وقت ندارند در نظر بگیرند. شما در نظر بگیر کسانی که الان دانشجو میشوند 19، 20 سالشان است، اینها متولد 74 هستند، یعنی 76 که دولت آقای خاتمی آمده 2 سالشان بود و دولت آقای احمدینژاد آمده 10 سالشان، آن وقت ما دهانمان را پر میکنیم و دانشجو دانشجو میگوییم. مخاطب قرار نیست از قبل همه چیز را بداند و کار نویسنده اینجا سخت است که وقتی حرف میزند یک طوری فضا را تصویر کند که او بفهمد، دیگر این که ما باید مخاطب را بینالمللی فرض کنیم که اصلاً آن هم خواند بفهمد این کتاب چه میخواهد بگوید.
شیرعلینیا در رشته فیزیک هستهای تحصیل کرده، اما گرایش به تاریخ او را به 12 سال مطالعه مستمر واداشت تا به صورت خصوصی در اتاق کاری که در خانهاش قرار دارد، تحقیق کند و بخواند.
کتاب «روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیتالله سید علی خامنهای» حدود یک ماه است که در بازار کتاب عرضه میشود و در همین مدت نیز تحلیلهای غلط و غیرواقعی توسط رسانههای خارج از کشور پیرامون این کتاب انجام میشود با این حال کتاب علیرغم قیمت بالا و نیز حجم زیاد در حال پیداکردن مخاطب عام و خاص خود میباشد و در بازار فروش نیز وضعیت خوبی دارد.
گفتوگوی فارس با نویسنده اثر در اولین روزهای انتشار کتاب انجام شد که بخشی از آن با حضور حجت الاسلام محمدرضا زائری پیرامون کتاب و حواشی و اهمیت آن در خبرگزاری فارس منتشر شد. (میزگرد کتاب را اینجا بخوانید)
اینک گفتوگو با نویسنده اثر درباره جزئیات درباره این اثر عظیم و سترگ از نظر میگذرد.
*کار ده ساله بر روی بیانات رهبری
*جناب شیرعلینیا درباره اتفاقات اولیه نگارش کتاب بفرمایید؟
از سال حدود 79، به صورت دغدغه شخصی شروع بهفیش برداری کردم. صحبتهای رهبر انقلاب را از 68 به بعد کار کردم. آن موقع نرمافزار حدیث ولایت هنوز کامل نشده بود و صحبتها را از این طرف و آن طرف پیدا کردم. سال 89 که کلید این کار زده شد آن کار ده ساله روی بیانات و صحبتها پشتوانۀ خیلی محکمی برای من بود، آن کار جرقهای شد تا وقتی با دوستان درباره نوشتن چنین کتابی صحبت کردیم به نتیجه رسیدیم که انجام دهیم.
* بعد شما تیمتان را جمع کردید و وارد کار شدید. در مقدمهتان نوشتید 500 عنوان کتاب را خواندیم. این کتابها فارسی بود؟
غالباً فارسی بوده و در این کار عمد برای کتب فارسی بیشتر بوده است.
* از منابع غیرفارسی هم بهره گرفتید؟
بله. بعضی منابع انگلیسی را دیدیم که از منابع داخلی چیزی جمع کرده بودند. ما هم نمیخواستیم حتما صرف منبع انگلیسی به هر عنوان داشته باشیم. یعنی راجع به ایشان اطلاعات کم هست در فضای غیرفارسی. پس تاکید منابعمان را گذاشتیم روی آثار فارسی و یک عمد هم داشتیم که منابع منتشر شده باشد.
یکی از دوستان برای من نقل کرد که بچههای حزباللهی قبل از انتخابات 92 رفتند نزد آقا، آقا به آنها گفته بود نکند شما به مسائل زودگذری مثل انتخابات ریاست جمهوری مشغول شوید. یعنی یک چیزی مثل انتخابات ریاست جمهوری که این همه تاثیر دارد، آقا میگوید مسائل زودگذر.
* اسناد منتشر نشده و مخفی نداشتید؟
من داشتم ولی به عنوان منبع از آنها استفاده نکردم و یک جاهایی اشاره کردم ولی در مرحله دوم به مصاحبه روی آوردم.
*تعمد داشتیم از منابع منتشر شده استفاده کنیم
* از این اسناد مخفی و منتشر نشده چطور استفاده کردید؟
عین سند را نیاوردیم. در این کار ما خیلی عمد داشتیم منابع منتشر شده باشند برای اینکه یک مرحله مجوز گرفتن ما را میانداخت جلو. هر چه در این کتاب است منتشر شدهٔ صحبتهای آقا است. در مرحله دوم هم برای تکمیل کار حدود 20 مصاحبه داشتیم که آنها هم به نوعی منتشر نشدهاند.
برخی مصاحبهها در مرحله دوم بسته به موضوع بود. مثلا ادغام ارتش و سپاه از موضوعاتی بود که بیشتر مصاحبهمحور پیش رفت. جلوگیری از ادغام ارتش و سپاه، بحث مهمی بود ولی راجع به آن اطلاعات به آن صورت نبود. من با سرلشکر عزیز جعفری فرمانده کل سپاه و سرلشکر رحیم صفوی و دوستانی که در آن زمان نقش داشتند صحبت کردم، البته در این کار مقداری محدودیت داریم، هر کسی هم راحت مصاحبه نمیکند. با آقای هاشمی هم صحبت کردم که به عمر این کتاب کفاف نداد.
در این کار ما خیلی عمد داشتیم منابع منتشر شده باشند برای اینکه یک مرحله مجوز گرفتن ما را میانداخت جلو. هر چه در این کتاب است منتشر شدهٔ صحبتهای آقا است.
*توصیه رهبری به حزباللهیها قبل از انتخابات 92
* دیداری که ماه رمضان با آقای هاشمی رفته بودید بابت همین اتفاقات بود؟
بعد از آن مصاحبه بود که از دفتر آقای هاشمی برای افطار من را دعوت کردند. البته من تاریخنگارم و اگر بخواهم دغدغه داشته باشم که سراغ افرادی نروم کارم به مشکل میخورد و از سوی دیگر انقلاب کارهایی اساسی دارد که فراتر از این دغدغههای سیاسی روزمره است. یکی از دوستان برای من نقل کرد که بچههای حزباللهی قبل از انتخابات 92 رفتند نزد آقا، آقا به آنها گفته بود نکند شما به مسائل زودگذری مثل انتخابات ریاست جمهوری مشغول شوید. یعنی یک چیزی مثل انتخابات ریاست جمهوری که این همه تاثیر دارد، آقا میگوید مسائل زودگذر.
دیروز یکی از دوستان میگفت فتنه را یکی دو جا با لفظ چالش آوردهای، [میخندد]. من میخواهم با مخاطبم حرف بزنم. در مقدمهام هم نوشتم. در آن مقطع زمانی؛ وقتی هنوز فتنهای شگل نگرفته و موضوع در حد چالش است من تیتر فتنه نمیزنم؛ همانگونه که رهبری را در صفحات مختلف و بسته به زمان روایت با نامهای مختلفی اشاره کردهایم.
*یا مثل کلمه سیدعلی خامنهای؟
من مقاومت کردم که این باشد. من نمیتوانم بگویم حضرت آیتالله خامنهای به دنیا آمد!! و میدانید در کتابی مشهور این عبارت آمده است. گفتم تا وقتی سیدعلی است من میگویم سیدعلی، و آن روال مرسومش را حفظ میکنم. من با این لحن میخواهم با مخاطبم حرف بزنم، من کتابی دارم به نام «بحران بالا میگیرد» حتی کردها گفتند منصفانه نوشتی. ممکن است در تمام کتاب، روایت حقانیت سپاه را نشان دهد اما همین که دو جا هم انتقادی از سپاه بوده و من آن را روایت میکنم مخاطب را راضی کرده و یک کرد تصمیم گرفته آن را ترجمه کند. یعنی آن اهداف بلندمدت که میگویم اینها است. من دقیقا روی امام و بنیصدر خیلی فراتر از کتاب خودم فکر کردم و دیدم امام خیلی فراتر از اینها نگاه میکند و رهبری امروز نیز واقعا درگیر مسایل روزمرهی جناحی و سیاسی نیست و ما هم نیستیم.
*برخی مقامات در کتاب رهبری دنبال عکس خودشان هستند
* ترسی هم ندارید که از نگاه سیاسی مورد انتقاد قرار بگیرید؟
نه، اصلا مهم نیست. الان که خیلی مقامات میآیند این کار را میبینند میروند دنبال عکسهای خودشان. میگوید آقا! 36 سال من فلان جا بودم چرا عکس من نیست در کتاب. اگر بخواهیم این مدلی برویم جلو بدتر از بلایی که سر آن الاغ سوار و بچهاش آمد؛ سر ما میآید. با توکل به خدا یک نگاه بلندمدتی برای خودمان تصور کردیم. آن مردمی که من میگویم در ذهنم کامل شکل گرفته است. مصدق وقتی شکست خورد که از مردم فاصله گرفت. یعنی ظرفیتهای آمریکایی آمد از نارضایتی گوشه و کنار استفاده کرد و چمدان پول هم پخش کرد. قبل از انقلاب آقا تبعید بود در ایرانشهر، میگوید من برگشتم مشهد باورم نمیشد اینجا مشهد است! این مخصوص ایشان نیست مخصوص آقای هاشمی و دیگران هم هست. وقتی در زندان 17 شهریور را میبینند کُپ میکنند. با خودشان میگویند ما که در زندان هستیم آنهایی هم که زندان نیستند تبعید هستند، مجاهدین هم رفتند سمت کمونیسم و تغییر ایدئولوژی دادند، پس اینجا فقط امام است. امام سال 42 بعد از 15 خرداد میپرسد، زنها در ماجرای 15 خرداد کجا بودند؟ میگویند زنها خانه بودند و مردها آمدند. امام سال 42 میگوید زنها هم باید باشند. بعدا میبینید پررنگترین نقش را زنان بازی میکنند.
* یعنی کتاب تاریخی نوشتید که برای مردم باشد؟
بله. مردم برای من مهم هستند. برای من مهم نیست که فلان مسئول میگوید چرا عکس من اینجا نیست، چرا این عکس من را گذاشتی و آن عکس من را نگذاشتی! مردم هم به این چیزها فکر نمیکنند.
من نمیتوانم بگویم حضرت آیتالله خامنهای به دنیا آمد!! و میدانید در کتابی مشهور این عبارت آمده است. گفتم تا وقتی سیدعلی است من میگویم سیدعلی، و آن روال مرسومش را حفظ میکنم
* سعی کردید این مفاهیم را هم ساده کنید.
این سختی است که ما به خودمان دادیم چون موضوعات پیچیده است اما روایت ما روان و ساده است. یکی از سختیها این است که تاریخ را رصد کنیم.
* یعنی زمانبندیاش...
غیر از زمانبندیاش. یک موضوع را یک نفر تعریف کرده، اول گفته است این شد و بعدا گفته است آن شد. اشتباه تعریف کرده است. یک دفعه ما را انداخته در چالهای و بعدا ما فهمیدیم اشتباه کرده است. مهمترین تخصص ما این است که بفهمیم حالا این بنده خدایی که این موضوع را تعریف کرده آیا درست تعریف کرده است؟ این تجربیاتی است که در حوزه کار جنگ یا حوزههای مختلف داشتیم، من کسی را دیدم که ماجرای دو روز پاوه را 8 روز تعریف کرده است، کتابش هم منتشر شده همه هم دارند میخوانند و خوششان هم میآید. عیبی ندارد من نمیروم جایی بنویسم این غلط است ولی بعدا فهمیدم ماجراها را با هم خلط کرده و بعد شده 8 روز و 8 روز هم خاطره تعریف کرده است. این سختترین بخش و تخصص ماست که اینها را دربیاوریم.
من چیزی را که به آن رسیدم سعی کردم با مخاطبم در میان بگذارم و الان هم ادعا ندارم تمام آن است و اینکه آقا هم شخصیتی است که واقعا مانند امام نگاهش خیلی فراتر از این مسائل است. نگاهشان این است که ما کارهای بزرگتری داریم که دو تا چیز میتواند ذهن ما را به این نزدیکتر کند یکی دیدن بزرگی جهان و یکی هم اندیشیدن به بچههایی که بناست آینده ایران اسلامی را بسازند.
*برای این کتاب خوب تحقیق کردیم/ دعا میکنم کتاب دچار نگاههای بولتنی نشود
* الان شما به عنوان یک نویسنده مذهبیِ حزبالهی شناخته میشوید. این انگ به شما میخورد که روی کتاب و رهبرتان شیفتگی دارید. علاوه بر اینکه یک اَدای دینی به رهبرتان انجام میدهید باید یک کار علمی انجام دهید که بعدا به شما انگ نخورد و نگویند کار ضعیف است. شما چه کردید که این اتفاق برای شما نیفتد؟
تازه ایشان مرجع تقلید من نیز هست اما باید بگویم ما خوب تحقیق کردیم. من تنها دعایم این است کتاب از نگاههای بولتنی نجات پیدا کند. یک نفر سریع نرود یک جایش را باز کند و نکتهای خاص پیدا کند، امیدوارم کتاب خوانده شود. صد صفحه از کتاب را بخواند متوجه منظورم میشود، لازم نیست هزار صفحه را بخواند. همین که تا الان برخی میگویند جهتگیریِ این کتاب احمدینژادی است و برخی میگویند طرفدار هاشمی و یا کس دیگری است نشان میدهد که هیچ کدام از اینها نیست. به نظرم هر کس میتواند با دیدن و خواندن کتاب به انصاف و صداقت ما شهادت دهد؛ البته در حد توان و دانشی که داشتهایم.
الان که خیلی مقامات میآیند این کار را میبینند میروند دنبال عکسهای خودشان. میگوید آقا! 36 سال من فلان جا بودم چرا عکس من نیست در کتاب. اگر بخواهیم این مدلی برویم جلو بدتر از بلایی که سر آن الاغ سوار و بچهاش آمد؛ سر ما میآید.
*کمتر از یکدرصد حذفیات داشتیم
* این کتاب چقدر تغییرات داشته است. البته در مقدمه که نوشتید اضافه هم شده است؟
حذفی که شده کمتر از یک درصد است یعنی ده صفحه. البته صفحات حذف شده موضوعات حادی نبوده است ببینید بالاخره دربارهی رهبری خیلی از زوایا به صورت طبیعی آشکار نیست ممکن است موضوعی پیش آمده که ما روایت دیگران را از موضوع در اختیار داریم اما روایت رهبری را نه؛ در تعاملاتی که برای صدور مجوز داشتیم من متوجه شدم چنین اتفاقی افتاده و البته به روایت رهبری نیز دسترسی نداشتم؛ سعی کردم اصل این موضوع را از کتاب کنار بگذارم که آوردن آن روایتهای یک طرفه خود تحریف بود. البته شاید به 10 صفحه هم نرسد.
*نمیخواستم کتابم یکسال دیگر برای مجوز بماند
اضافهای که شده حاصل تعامل بود مثل ادغام ارتش و سپاه که موضوع مهمی است و گفتند در کتاب شما نیامده و من رفتم نزد آقای هاشمی و این موضوع (ادغام ارتش و سپاه) را از او پرسیدم ولی به این کتاب نرسید. این بخش الحمدلله یکی از جذابترین بخشها و اثرگذارترین بخشهای کتاب شد. بعضیها که اضافه شد نظر موسسه هم نبود مثلا خیلیها گفتند کتاب و کتابخوانی و فرهنگ اینجا نیامده است و یا بحث مذاکره با آمریکا را خودمان اضافه کردیم و کسی نگفت ولی احساس کردیم خوب است. فرایند صدور مجوز کتاب که یک سال و نیم طول کشید دوست داشتیم حرفهای آقا راجع به نفوذ را هم اضافه کنیم که دیگر ترسیدیم بگذاریم آنجا و بگویند یک سال و نیم دیگر بیایید. (میخندد)
کتاب را قبل از عید 94 فرستادم برای آقا از طریق یکی از نزدیکان ایشان.