من یار مهربانم دانا و خوش بیانم/ گویم سخن فراوان با آن که بیزبانم/ هر مشکلی که داری، مشکلگشای آنم/ پندت دهم فراوان من یار پند دانم/ من دوستی هنرمند با سود و بیزیانم/ از من مباش غافل من یار مهربانم.
این شعر زنده یاد عباس یمینیشریف ناخودآگاه چراغ نوستالژی لذتبخشی را در وجود ما روشن میسازد. شاید یکی از بهترین خاطرات دوران مدرسه و کودکیمان باشد و از معدود اشعار به یاد مانده در ذهن دهه شصتیها است.
کتاب از دیرباز و شاید از ابتدای خلقت بشر یار مهربان انسان بوده است اما اندک اندک گذر زمان و هزاره سوم گردی از خاک بر این دوست قدیمی نهاده که کمتر سراغ آن میرویم.
شاید بیدلیل نباشد که خداوند راه ارتباطی خود با انسان و علاقه خود برای رساندن پیام و نهیب زدن به اشرف مخلوقات را در قالب کتاب بیان میکند. یکی از مستدلترین و روشنترین راهنمای انسان قرآن است. دیگر ائمه اطهار (ع) هم راه ارتباط با آیندگان را در نوشته و کتاب دیدهاند؛ کتابهایی مانند "نهج البلاغه" و "صحیفه سجادیه". به تبع آن پیامبران ادیان دیگر هم به زبان کتاب سخن میگفتند و از براهین و ادله خود در قالب کتابهایی مانند تورات، انجیل و زبور یاد میکنند. نکته دیگر قداست این کتابها در ادیان مختلف است و این نشان دهنده شأن، منزلت و حرمت کتاب است.
از حرمت و ارزش کتاب که بگذریم نظری به جایگاه کنونی کتاب با وجود تغییرات فرسایشی زمانه خالی از لطف نیست. کتاب امروزه جایگاه گذشته خود را ندارد ـ حداقل در کشور ما ـ چراکه وسایل ارتباط جمعی و در پی آن فضای مجازی و برنامههای متنوع آن جای کتاب را در خانهها تنگ کرده است.
امروزه میزان ارزش، فروش و توجه مخاطب به اکثر کتابها را کیفیت، حرف حساب نویسنده و میزان فهم و شعور مخاطب و نویسنده تعیین نمیکند بلکه همین فضای مجازی، تبلیغات، فضای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و اتفاقات روز و همچنین تحولات جوامع بشری که قالب تفکر انسان امروز را تشکیل میدهند سهم کمتری از تعیین ارزش کتاب است و دلایل کم اهمیت دیگری مانند شکل ظاهری کتاب، در قید حیات یا ممات بودن نویسنده، بردن یا نبردن جایزه نوبل ادبیات و... در میزان فروش کتاب تعیین کنندهاند.
این قسمت از کتاب "لاف توشک" نوشته علیرضا لبش که زبانی طنز دارد حرف دل خیلی از نویسندهها و ناشران است: «از صبح به چیدن کتابها در قفسه مشغول هستیم. اوستایمان میگوید: "آن کتابهای نان و آبدار را جلوی چشم بچین و آن کتابهایی که نه خیر دنیا و آخرت برای نویسندهشان دارند نه برای ما آن پشت و پسل قایم کن. پپههایی که اینها را میخوانند خودشان میروند پیدایشان میکنند." ما فکر میکنیم کتابها هم خوشبخت و بدبخت دارند. بعضیهایشان آن قدر مشتری دارند که خدا میداند و بعضیهایشان که از سر و ریختشان معلوم است نویسندههایشان حداقل دیپلم دارند هیچ کس سراغشان نمیرود. این را به اوستایمان میگوییم. اوستایمان میگوید: "ما مردهشور هستیم. بد و خوب را باید آب کنیم." همین موقع که ما و اوستایمان در حال گفتمان فلسفی و ریختشناسی کتاب هستیم یک دختر و پسر وارد کتابفروشی میشوند. پسره میگوید: "کتاب عاشق شدن در دقیقه نود را دارید؟"».
بالاخره هر ایرانی در سال چه مدت کتاب میخواند!؟
در همین زمینه مدیر کل سابق کتابخانههای عمومی خوزستان گفت: یکی از مشکلات کتابخوانی در ایران سرانه مطالعه است. متاسفانه آمار متفاوتی در این خصوص داده میشود و نمیتوان با قاطعیت گفت میزان افزایش یا کاهش مطالعه در ایران چقدر است؟ از 2 دقیقه در شبانه روز (علیاکبر اشعری، رییس وقت کتابخانه ملی، اردیبهشت 1387) تا 75 دقیقه و 34 ثانیه (منصور واعظی، دبیر کل وقت نهاد کتابخانه های عمومی کشور، اردیبهشت 1391) هر کدام از این آمارگیریها مبنای خاصی داشته و بر اساس روشی بوده است. بعضی از این روشها اعلام شدهاند و بعضی نه! این که چه چیز مطالعه محسوب میشود هم از دیگر نقاط اختلاف و ابهام در این آمارها است. مطالعه درسی، مطالعه در فضای مجازی، مطالعه قرآن و ادعیه و... اما وضعیت مطالعه در شأن و منزلت ایران به عنوان یک کشور با سابقه تاریخی و فرهنگی، درخشان نیست.
لفته منصوری افزود: این برداشت کلی بر اساس بررسیهای تجربی است که نشان میدهد در بسياري از خانوادههاي ايراني هنوز فرهنگ مطالعه به عنوان يک سنت و يك اصل فرهنگي پذيرفته نشده است. از ميزان کتابخوانها، نحوه کتابخواني، تعداد کتابخانههاي عمومي، تعداد کتابهاي چاپ شده، ميزان کتاب خريداري شده توسط مردم و مقدار وقتي که صرف مطالعه ميکنند ميتوان پي برد که فرهنگ مطالعه در کشور در چه جايگاهي قرار دارد و از اين طريق مسير و جهت رشد و توسعه ميتوان مشاهده کرد که متاسفانه آمار و ارقام موجود در جامعه ما از موقعيت جالبي برخوردار نيست.
کتاب الکترونیکی هنوز نوپا است
رییس سابق نهاد کتابخانههای عمومی خوزستان اظهار کرد: ebook یا کتاب الکترونیکی، پدیدهای کاملاً تازه به شمار میرود. صرفاً نسخههای الکترونیکی ebooks کتابهای الکترونیکی یا صوتی و مطالبی مکتوب نیستند بلکه میتوانند علاوه بر متن صوت و تصاویر و... را نیز شامل شوند. به علاوه میتوانند در قالب فایلهایی که میتواند توسط یک رایانه اجرا شود مانند قالبهای Word Text ،HTML ،PDF و فایلهای اجرایی EXE درآیند. سادگی اجرا، سادگی جستجو در متن، داشتن قالب زیباتر، منسجم بودن مطالب، امکان عرضه یا فروش سادهتر و سریعتر، داشتن قابلیت افزودن امکانات مالتی مدیا و... از جمله ویژگیهایی هستند که کتاب الکترونیکی را به عنوان رسانهای نوپا و رو به رشد از سایر رسانههایی از این دست ممتاز میگرداند اما علی رغم همه این امتیازات به دلیل وضعیت کپی رایت در ایران استفاده گسترده از این رسانه نو را با مشکل مواجه کرده است. فکر میکنم کتابهای الکترونیک هنوز جایگاه مناسبی در ایران نیافته است.
کتابهای عبوس!
این کارشناس ارشد جامعهشناسی با یادآوری این که مطالعه باید از دوران کودکی شروع شود بیان کرد: تکرار عادت میشود و عادت تبدیل به فرهنگ. در این جا خانواده و دستاندرکاران کتاب کودک نقش اساسی ایفا میکنند. به نظر من خانواده در زمینه فرهنگ مطالعه نقش اول را بازی میکند. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه دارد و در سوی دیگر این طیف دستاندرکاران کتاب کودک مانند نویسندگان، تصویرگران، ناشران و ... قرار دارند.
او ادامه داد: به نظر میرسد ادبيات كودک در كشور ما جدي و سنگين است و بـا روحيه كـودكـان و فضـاي بـا نشاط آنـان سازگـار نيست. ما با خيل كتابهاي خستهكننده و عبوس روبهرو هستيم كه عنوان كتابهاي فرهنگي ـ هنري دارند. كتاب و كتابخـواني را بـايـد از مـدارس و خـانههـا شروع كنيم. در حالي که با حجم زياد درس و مشق مدارس مهلت خواندن كتابهاي خارج مدرسه را از كودک ميگيرد. كم علاقه بودن برخي معلمان به مطالعه، وضعيت كتابخانههاي مدارس و وجــود كتـابهـاي يک بعدي از علـل عــدم ايجــاد عــادت مطالعه در كودكان است.
منصوری اظهار کرد: اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درک كند و با مطالعه خو بگيرد در تمام دوران زندگي از كتاب دست نميكشد. اما تاکید بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تک منبعها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند.
نقش دولت چیست؟
این کتابشناس خاطرنشان کرد: در این میان نمیتوان از نقش دولت چشمپوشی کرد. برگزاري نمايشگاههاي كتاب در سطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بنهاي كتاب و توجه به زيرساختهاي لازم براي امر كتابخواني از مهمترین ابزارهای ترویج مطالعه میباشد. دولت باید برنامه ملی برای کتابخوانی داشته باشد. این برنامهها را باید اجرا و پایش کرد. علاوه بر این كتابداران کتابخانهها با روشهاي خلاقانه خود ميتوانند فعاليتهاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزههاي بيرون از كتابخانه بكشانند. این مطلب مهمی است که کتابخانهها نباید در محیط کوچک خود محصور شوند. دانش کتابداری بر این نکته تاکید میکند که کتابخانه یک ارگانیسم زنده و پویا است.
او ادامه داد: همچنین توجه بیش از پیش به کتابخانههای عمومی به عنوان یکی از مراکز ترویج کتاب و کتابخوانی باید در سرلوحه کار دولت و نهادهای اجتماعی قرار گیرد. توجه به استانداردهاي موجود در راهاندازي و ايجاد كتابخانههاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتابهاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعهسازي و انتخاب كتاب براي كتابخانههاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانهها، برگزاري برنامههاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصهگويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعان، غني كردن بخش مرجع كتابهاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخگويي به پرسشهاي علمي مراجعان، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانهها، ايجاد ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانهها و حضور كتابداران كتابخانههاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليتهاي كتابخانه از راهكارهاي ارتقای فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانهها است.
کدام رسانه به شکل حرفهای به کتاب پرداخته است؟
این جامعهشناس با اشاره به این که رسانههای گروهی یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر ترویج فرهنگ مطالعه هستند اظهار کرد: به نظر من رسانههای گروهی به دو شکل میتوانند به موضوع کتاب و کتابخوانی وارد شوند. یک شکل این است که کتاب را به عنوان یک کالای فرهنگی باارزش معرفی کنند یا مصاحبههایی با نویسندگان و خوانندگان کتاب ترتیب دهند یا اخبار مربوط به کتاب و کتابخانهها و کتابخوانی را بدون برنامه هدفمند و صرفا به اقتضای وظایف عادی خود بازتاب دهند و اما شکل دوم که عمیقتر و اساسیتر است کار مستمر و بنیانی است. کدام یک از رسانههای چاپی یا دیجیتالی و یا صدا و سیما یک کار مستمر سالانه مثل نقد و بررسی کتاب، معرفی حرفهای کتاب، مصاحبههای نظامند و قوی دارند؟ متاسفانه این کارها فقط در ایام خاص مثل هفته کتاب انجام میشود و در بقیه ایام سال هیچ کاری در این خصوص انجام نمیشود.
"اهواز؛ پایتخت کتاب ایران" نه افتخارآمیز است و غرورآفرین!
منصوری درباره معرفی اهواز به عنوان پایتخت کتاب ایران توضیح داد: معرفی اهواز به عنوان پایتخت کتاب ایران بر اساس طرحهایی است که یک سازمان مردم نهاد که متشکل از یک عده از جوانان فعال در عرصه کتاب و کتابخوانی تحقق یافته و تا این طرحها به مرحله اجرا نرسند و دولت و بخشهای عمومی مثل شهرداری برای اجرایی کردن این طرحها و لوایح اقدامات اجرایی نکنند بسنده کردن به این عنوان نمیتواند افتخارآمیز و غرورآفرین باشد. این در حالی است که بسیاری از قول و قرارها برای حمایت از این جوانان اجرایی نشده است. بنابراین فکر میکنم موضوع پایتختی کتاب فرصتی بوده و هست تا با توجه به ظرفیتها و فرصتها حرکت منسجم دولتی و مردمی برای رشد کمی و بهبود کیفی مطالعه در اهواز صورت گیرد.
فراز و فرود در نرم فرهیختگی ایران
داریوش معمار، نویسنده، شاعر و کارشناس انتشارات، نیز اظهار داشت: کتابخوانی در جامعه نمایش فرهیختگی است. یک جامعه زمانی که نیازهایش را به لحاظ اقتصادی طبق هرم مازلو تأمین کند میتواند به این سو حرکت میکند. جامعه ایرانی تحت تأثیر تنشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متعدد طی سالیان گذشته در نرم فرهیختگی دچار فراز و فرود زیادی شده است. در کشور ما نرم فرهیختگی به هم ریخته است. به ویژه در دو دهه گذشته این فراز و فرود به سمتی بوده که طبقه متوسط (آن طبقهای که اکنون از نیازهای اولیه عبور کرده و به سمت نیازهای طبیعی حرکت کردهاند) را خیلی تضعیف کرده است. وقتی که طبقه متوسط تضعیف شد نمیتواند از نیازهای اولیه کم کند. پس از نیازهای فرهنگی مانند کتاب، مجله و... کم میکند.
اعتماد مخاطب کم شده؛ چرا؟
وی افزود: کالای بیکیفیت را هیچ وقت نمیخرید مگر این که مجبور شوید. مانند اتفاقی که اکنون در بازار خودرو افتاده است. در ایران ممیزی و ضعف اقتصادی ناشران در آمادهسازی کتاب یعنی استفاده نکردن از مترجمان و نویسندگان خوب و استفاده نکردن از ویراستاران خبره از مشکلات بازار کتاب هستند. یکی از ضعفهای بزرگ جامعه نشر در ایران نبود ویراستاران حرفهای است. به دلیل فقدان این سه عامل تولید کتاب خوب در حوزههای ترجمه و تألیف در ایران دچار ضعف جدی و بزرگ شده و این باعث شده اعتماد مخاطب نسبت به آن چه که در بازار کتاب تولید میشود به خصوص در بخش فرهنگی کم شود.
این کارشناس انتشارات ادامه داد: به دلیل فقدان اقتصاد نشر و ضعف آن ناشران در ایران امکان تولید کتاب خوب در شرایط ترجمه و ویرایش و تصحیح ندارند. ضمن این که ممیزی باعث شده مولفان دچار خودسانسوری و ضعف در بروز بیواسطه، دقیق و درست خلاقیت خود شوند.
فضای مجازی عامل اصلی کتابنخوانی نیست
این نویسنده و شاعر بیان کرد: مورد دیگر ظهور رسانههای جدید است. در وضعیت بحرانی که کتاب خوب تولید نمیشود، ممیزی زیاد و مخاطب بیاعتماد است. از طرف دیگر شرایط اقتصادی مردم مناسب نیست. بنابراین چیزهایی جایگزین آثار و امکانات مرغوب در حوزه کتاب و نشر شدهاند که همان شبکههای مجازی، رادیو و تلویزیون و... هستند. اما عامل فضای مجازی یک عامل تشدید کننده است نه یک عامل اصلی. اگر عامل فضای مجازی یک عامل اصلی بود که در اروپا باید بازار کتاب و نشر تعطیل میشد چون استفاده آنها از فضای مجازی بیشتر است اما در آن جا اقتصاد نشر قوی است، طبقه متوسط قوی است، کتابی هم که منتشر میشود قوی و با تیراژ بالا است و قیمت آن هم بالا است و از طرفی کتابی که از نویسندگان تجربهگرا منتشر میشود نهادهای فرهنگی و سازمانهای مردم نهاد از آن حمایت میکنند.
فروش کتاب؛ شهرت یا شانتاژ خبری!؟
معمار خاطرنشان کرد: برای کشوری که ۷۰ میلیون جمعیت دارد اما با این جمعیت پرفروشترین کتابها در ایران پنج هزار تا ده هزار نسخه است و نهایت شاهکار یک کتاب ۲۰ هزار است آمار استقبال از کتاب معنی ندارد و آمار قابل استنادی نیست. در این بازار فروش کتاب از یک طرف به کیفیت بستگی دارد که کتاب مطرح و دارای شهرت جهانی باشد و از طرف دیگر فروش کتاب به شانتاژ خبری مربوط میشود. اکنون یک کتاب به این دو دلیل به فروش میرسد یا شهرت دارد یا شانتاژ خبری است. گاهی هم خواننده زیر زمینی یا بازیگری که یک میلیون فالور در اینستاگرام دارد کتابی را تبلیغ میکند. اینها شانتاژ خبری است که امروزه از عوامل مهم فروش کتاب به شمار میآید.