تحول مهم در جنگ ائتلاف عربی به رهبری عربستان به یمن این است که نیروهایی که مورد هدف قرار می گیرند، توانستند با شوک بمباران موشکی هوایی و گستردگی حملات هوایی کنار بیایند و به آن عادت کنند و توان و مهارت خود را درباره چگونگی تعامل با آن تغییر دهند و میزان تلفات را کاهش دهند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،«عبدالباری عطوان»نویسنده و تحلیلگر برجسته عرب در یادداشتی در روزنامه رای الیوم نوشت: ژنرال «چارلز براون»فرمانده نیروهای آمریکا در مرکز و جنوب غربی آسیا که منطقه خاورمیانه در چارچوب فعالیت آنهاست چندان ما را غافلگیر نکرد هنگامی که دیروز اعلام کرد که مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس در حملات هوایی ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا علیه گروه تروریستی داعش و مواضع آن در سوریه و عراق از زمان آغاز جنگ علیه حوثی ها و ارتش یمن کاهش یافته است. از زمان آغاز این مشارکت آن هم در سایه سر و صدای رسانه ای نمایشی بی سابقه تحولات زیادی و تغییرات زیادی رخ داده است.
از زمان مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس در «توفان قاطعیت»علیه یمن که تقریبا هشت ماه پیش آغاز شد بسیاری از معادله های سیاسی و نظامی تغییر کرده است و صحنه یمن نیز برعکس انتظار مجموعه کشورهای ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی، شاهد تغییرات سریعی شده است.
سرتیپ «احمد عسیری»سخنگوی نیروهای ائتلاف عربی باید به ما اجازه دهد که این سخن اش که این نیروها«موفقیتی به دست آوردند که ناتو در افغانستان در رسیدن به آن شکست خورد»و این در گفت و گو با روزنامه «الوطن»عربستان دو روز پیش بیان کرد،اختلاف داشته باشیم.عسیری افزود که نیروهای آمریکایی و ناتو متشکل از 28 کشور 11 سال در افغانستان ماندند اما آن چه ائتلاف عربی در هفت ماه محقق کرد را محقق نکردند.
امیدوار بودیم و همچنان هستیم که سرتیپ عسیری برای ما این موفقیت ها و دستاوردهایی که در یمن محقق کرده و نمی دانیم چه هستند را تشریح کند. مگر محاصره،بمباران،گرسنه کردن بیست و پنج میلیون یمنی برای بیش از هشت ماه موفقیت نظامی بزرگ است؟
همین روز گذشته خبرگزاری فرانسه که وابسته به مجوسها یا صفوی ها (سعودی ها رسانه ها و مخالفان تجاوزشان به یمن را این گونه می نامند)نیست، گزارشی از اوضاع نظامی در یمن منتشر کرد که شبکه های ماهواره ای توفان قاطعیت پخش نکردند و روزنامه هایش نیز به آن نپرداختند.خبرگزاری فرانسه در این گزارش اعلام کرد که نیروهای حوثی و نیروهای ارتش هوادار«علی عبدالله صالح»رئیس جمهوری سابق یمن، پیشروی کرده و در حال حاضر در منطقه«جبل الیأس»که بر پایگاه نظامی هوایی«العند»در استان «لحج»در مجاورت استان«عدن»اشراف دارد، مستقر شدند همان جایی که نیروهای سودانی حضور دارند.حوثی ها و ارتش یمن همچنین کنترل شهر «دومت»دومین شهر بزرگ در استان «الضالع»را ساعاتی پس از محاصره آن به دست گرفتند. علاوه بر آن شهر«ذباب»در نزدیکی تنگه «باب المندب» که فقط یک ماه پیش به اشغال سعودی ها در آمده بود و مقر لشکر 117 را به کنترل خود درآوردند.
آری،نیروهای ائتلاف سعودی نه شهر «تعز»را توانستند به اشغال خود درآورند و نه شهر«مأرب»را اما شهر«عدن»را که به اشغال خود درآورده بودند اکنون در چنگ گروه های تروریستی داعش و القاعده است.این نیروها همچنین در حمله به صنعا پایتخت یمن تأخیر زیادی کردند و چه بسا به دلیل تلفات سنگین احتمالی که در نتیجه جنگ چریکی که دشمنان آنها خود را برای آن آماده کرده اند و فرسایش نیروهای ائتلاف در جنگی طولانی که برای آن از قبل برنامه ریزی شده، هرگز وارد آن نشوند.
تحول مهم در جنگ ائتلاف عربی به رهبری عربستان به یمن این است که نیروهایی که مورد هدف قرار می گیرند توانستند که با شوک بمباران موشکی هوایی و گستردگی حملات هوایی کنار بیایند و به آن عادت کنند و توان و مهارت خود را درباره چگونگی تعامل با آن تغییر دهند و میزان تلفات را کاهش دهند.این شیوه را گروه طالبان در افغانستان نیز به کار برده بود و با وجود حضور بیش از 50هزار نظامی از ناتو در اراضی افغانستان و وجود چهار برابر این تعداد نظامی افغانستانی، علاوه بر بمباران هوایی مستمر به مدت بیش از 14 سال، اما تسلیم نشدند.
قاعده طلایی که مدرسان در آکادمی های نظامی غربی آن را از بر هستند می گوید:«زمین در کنار صاحبانش می جنگد»و لابد سرتیپ عسیری که از یکی از این آکادمی ها فارغ التحصیل شده است این را به خوبی می داند.یمن همانند گذشته همچنان مقبره مهاجمان می ماند همانطور که ملک«عبدالعزیز آل سعود»موسس عربستان در وصیتش برای پسران و نوادگانش گفته است.
اگر کنار آمدن با «شوک هوایی» و تبدیل بمباران ها به یک بار را کنار بگذاریم زیرا نتایجی که به بار می آورد برعکس شده است(قتل غیرنظامیان و نبود بانک اهداف در فقیرترین کشور در جهان عرب که ثروتمندترین کشورهای عرب به آن حمله کردند)به حرف و حدیث ها و اطلاعات موثق درباره وجود اختلاف های«پنهان»میان کشورهای ائتلاف درباره چگونگی اداره این جنگ و اختلاف در دیدگاه هر کدام از کشورها با کشور دیگر که همراه آن زیر یک چتر در یمن می جنگد، به بیرون درز کرده است، اشاره کنیم؛امارات به نقش قطر به دید تردید نگاه می کند و قطر نیز به نقش امارات به دید تردید نگاه می کند.امارات می ترسد که نتایج جنگ به نفع ائتلاف حزب الاصلاح یمن اخوانی تمام شود و قطر نیز از نزدیکی امارات و عربستان نگران است و بر این باور است که به ضرر این کشور تمام می شود.
نکته دیگری که در کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره آن سخن گفته می شود بودن قطر،عربستان و ترکیه در یک اردوگاه است که خواستار براندازی «بشار اسد»رئیس جمهوری سوریه و نظامش هستند این در حالی است که امارات و کویت در اردوگاه روسیه و در کنار ایران(بدون هماهنگی)و در کنار مصر در این اردوگاه از حیث اولویت ها در سوریه یعنی جنگ علیه داعش پیش از هر گونه سخن گفتن درباره آینده بشار اسد قرار دارند و شیخ«محمد بن زاید»ولیعهد ابوظبی از جمله مسافران دائمی به مسکو طی روزهای اخیر شده است.
یک نقطه اختلاف دیگر نیز میان کشورهای ائتلاف عربی وجود دارد و آن مربوط به آینده خود یمن است اینکه آیا متحد باقی بماند یا تجزیه شود و چه کسی بر شمال حکومت کند و چه کسی بر جنوب،چه کسی بر شرق حکومت کند و چه کسی بر غرب آن،چه کسی با القاعده بجنگد و چه کسی با داعش و سرنوشت استان«حضرموت»چه می شود؟
هیچ کس پاسخ به این پرسش ها را نمی داند و بر این باور نیستیم که به این زودی بتواند به پاسخ برای آنها برسد.
اطلاعاتی که در اختیار داریم حکایت از آن دارد که ائتلاف عربی به این نتیجه رسیده است که جنوب نمی تواند با شمال همزیستی کند و باید جدا شود و مساله ای که می ماند فقط زمان این جدایی است.انگلیس و آمریکا نیز نه فقط در یمن بلکه در عراق و لیبی و مصر و سوریه فشار می آورند تا اسلامگراها در فرایند سیاسی نقش داشته باشند زیرا این راه نزدیک راه برای از بین بردن حالت تنش حاکم بر این کشورها است.
«عبدربه منصور هادی»رئیس جمهوری فراری یمن «عبدالملک المخلابی»را برای ریاست هیأتش در مذاکرات ژنو که قرار است هفته آینده با مشارکت دو هیأت از حوثی ها و حزب کنگره مردمی به ریاست علی عبدالله صالح به منظور رسیدن به راه حل سیاسی برای بحران برگزار شود؛مکلف کرد.
نشست های ملی برای حل بحران یمن پس از سرنگونی صالح و نظامش به مدت بیش از سه سال ادامه یافت و نتیجه اش طرح تقسیم یمن به شش ایالت و انتخاب هادی به عنوان رئیس جمهوری توسط پارلمان و تشکیل دولت وحدت ملی بود اما یمن کارش به این جا رسید که می بینیم:فروپاشی و جنگ ها و توفان قاطعیت نیز اوضاع یمن را بدتر و پیچیده تر کرد.
هر کسی در سخنان سرتیپ عسیری تامل کند و سطرهای آن را بخواند چنین تصوری به او دست می دهد که «توفان قاطعیت»در مقایسه با دخالت ناتو در افغانستان که 14 سال ادامه یافت، فقط هفت ماه پیش آغاز شده است و این یعنی به مردم یمن و عربستان با هم بشارت می دهد که باید صبر پیشه کنند زیرا جنگ هنوز در اوایل خود قرار دارد!
اگر آمریکایی ها و ناتو با حمله به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور دچار اشتباه شدند،بنابراین بهتر بود که رهبران عربستان از این اشتباه پند می گرفتند و از گرفتار شدن در دام یمن و کشاندن دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به همراه خود دوری می کردند.
آمریکا در حال حاضر با طالبان برای بازگرداندن آنها به حاکمیت در مقابل خروج امن نیروهایش مذاکره می کند،پس آیا ما باید 14 سال صبر کنیم تا نیروهای ائتلاف عربی و عربستان نیز همین کار را بکنند و برای تحویل قدرت با حوثی ها و هواداران صالح مذاکره کنند؟
پاسخ این پرسش را به سرتیپ عسیری و رهبران و حاکمانش واگذار می کنیم.